«مکسین» فیلمی است که از وقتی بهعنوان بخش پایانی سهگانهی «ایکس» تی وست معرفی شد، با اشتیاق منتظرش بودم. از دو فیلم قبلی کاملاً لذت بردم و انتظاراتم برای این فیلم بالا بود. هر فیلم در این مجموعه سبک خاصی دارد که نمایانگر دورهای است که در آن قرار گرفته.
«ایکس» (۲۰۲۲) ادای احترامی زمخت به فیلمهای وحشت دههٔ ۱۹۷۰ بود که «کشتار با ارهبرقی تگزاس»...
«مکسین» فیلمی است که از وقتی بهعنوان بخش پایانی سهگانهی «ایکس» تی وست معرفی شد، با اشتیاق منتظرش بودم. از دو فیلم قبلی کاملاً لذت بردم و انتظاراتم برای این فیلم بالا بود. هر فیلم در این مجموعه سبک خاصی دارد که نمایانگر دورهای است که در آن قرار گرفته.
«ایکس» (۲۰۲۲) ادای احترامی زمخت به فیلمهای وحشت دههٔ ۱۹۷۰ بود که «کشتار با ارهبرقی تگزاس» از تأثیرات اصلیاش بود. همان سال «پرل» رویکردی بیش از پیش سبکگرا داشت و بهعنوان یک پیشدرآمد با الهام از دوران صامت و اشارههای بصری به «جادوی اوز» عرضه شد. این انتخابهای سبکشناسانهٔ متمایز استاندارد بالایی برای «مکسین» ایجاد کرده بودند.
در «مکسین» دنبال تنها بازماندهی کشتار مزرعهایِ فیلم اول هستیم. حالا کمی پیرتر و بلوندتر، مکسینِ میا گات هنوز در تلاش است ستارهٔ بزرگ هالیوود شود. بالاخره نقش اصلی یک فیلم ترسناک را میگیرد، اما گذشتهاش کمکم سراغش میآید. او توسط یک کارآگاه خصوصی زشتخو (کوین بیکن) تعقیب میشود که برای یک قاتل بیرحم کار میکند و آن قاتل دوستان نزدیک مکسین را هدف گرفته. همزمان مکسین باید با ترسِ قاتلی مشهور به «نایت استالکر» که لوسآنجلس را میترساند روبهرو شود، در حالی که کارآگاهان تلاش میکنند ارتباط او با این رویدادها را رمزگشایی کنند.
«مکسین» نامهٔ عاشقانهای زیبا به فیلمهای وحشت دههٔ ۱۹۸۰ است. تی وست از فیلمسازان بزرگ آن دوره الهام گرفته است. صحنهای خاص که مکسین در آن بهسوی اوج فیلم از پلهها بالا میرود، یادآور فیلمبرداری فیلمهای دیوید لینچ از آن دوران است. این دقت در سبک و فضا، جذابیت نوستالژیک فیلم را تقویت میکند.
میا گات واقعاً درخشان است؛ بازی او عمیق و پرطنین است و از نقاط قوت سهگانه بهشمار میآید. او تواناییاش را در بهتصویر کشیدن چندین وجه از شخصیت و مناظری پیچیدهٔ احساسی نشان میدهد. برای مثال، نمایش عزم بیوقفهٔ مکسین در کنار آسیبپذیری زیرپوستیاش به شخصیت لایه میبخشد و سفر او را جذاب و همذاتپندیر میکند.
با وجود این، بهنظر من «مکسین» ضعیفترین قسمت مجموعه است. فیلم اگرچه پایان مناسبی برای سهگانهست، اما برخی شاخههای بازمانده از «ایکس» را رها میکند. دوست داشتم دربارهٔ رخدادهای فیلم اول بستهتر و کاملتر صحبت شود، چون اتصالها گاه سطحی بهنظر میرسند. همچنین آشکارسازیِ آنتاگونیست اصلی، هرچند غافلگیرکننده است، کمی از روایت کلان جدا بهنظر میرسد؛ انگیزهها و پیشینهٔ قاتل بهقدر کافی در بطن داستان تنیده نشدهاند که منجر به اوجی همبسته و قوی شود.
با وجود این ایرادها، «مکسین» یک فیلم ترسناک خوشساخت است که برای عاشقان ژانر نوستالژیهای زیادی دارد. تی وست سهگانهای خلق کرده که به سنت وحشت ارج مینهد و در عین حال روایتهایی تازه و نوآورانه ارائه میدهد. فیلم پر است از نشانههای فیلمهای وحشت دههٔ ۱۹۸۰ و تجربهای همزمان نوستالژیک و تازگیبخش است. اجرای میا گات پیوند سهگانه را بسیار خوب برقرار میکند و نقشآفرینی او در «مکسین» جایگاهش را بهعنوان یکی از ستارگان برجستهٔ سینمای وحشت معاصر تثبیت میکند. هرچند فیلم نقصهایی دارد، اما همچنان پایان شایسته و لذتبخشی برای مجموعهای قابلتوجه است.
با وجود گذشتهٔ نسبتاً پرزرقوبرقش، ستارهٔ پورنِ نامبرده (میا گات) عزمش را جزم کرده که وارد جریان سینمای اصلی شود و وقتی الیزابت بندر، کارگردان (الیزابت دبیکی)، او را برای نقش اصلی دنبالهٔ فیلم موفق خودش انتخاب میکند، همهچیز بهنظر در راه درستی میآید. در همین حال قاتلی سریالی در لسآنجلس آزاد است و پلیس احتمالاً فکر میکند او ممکن است دخیل باشد. واضح است که او مرتکب این جنایات نیست، اما شاید هدف نهاییِ آن قاتل باشد؟ ملاقات کنجکاوانهای با کارآگاه خصوصی «لابات» (کوین بیکن) نشان میدهد او ممکن است بخواهد به آدرسی مرموز برود تا حقیقت را بیاموزد، اما خودش ایدههای دیگری دارد و با کمک مدیر/اجیر/عاملش «تدی» (جیانکارلو اسپوزیتو) و یک خردکنندهٔ خودرو، روبهروی مردی با دستکشهای سیاه پشت درهای سبز قرار میگیرد. در بعضی لحظات فیلم حالت تهاجمی دارد و میا گات خوب از عهدهٔ نقش برمیآید، اما (بدون کنایه) بیکن بیش از حد نمایشی بازی میکند. دبیکی بهنظر کاملاً بیعلاقه به نقش خود میآید و سایر بازیگران نقش زیادی به داستانی که برای کشاندن یکساعته و چهل دقیقهای خیلی کشدار شده، اضافه نمیکنند. پایانبندی هم ضعیف و شتابزده است. هشدار: احساس میکنم احتمال ساخت دنبالهای وجود دارد؛ انگار که ما همین حالا هم از فیلمهای اسلشر متوسط کم نداریم.
مکسین واقعاً میخواهد مشهور شود. امیدوارم توانش را داشته باشد. اگر دنبال آن موفقیت بزرگ هستی باید ۱۱۰٪ تلاش کنی! آیا تو میخواهی؟ مکسین میخواهد.
داستانِ کوچک و سرگرمکنندهٔ انتقام. دستکشهای چرمی واقعاً دستها را قوی میکنند. طنزِ خوبی هم دارد.
در «مکسین» خیلی چیز هست که قابل تحسین باشد، حتی اگر بهطور کامل به نتیجه نرسد. کل پروژه مثل چیزی است که یکی از شخصیتها در یکی از دیالوگهای بهیادماندنیاش میگوید: «فیلم بیرتبه با ایدههای درجهیک.» خونریزی و خشونت کافی برای راضیکردن طرفداران اسلشر وجود دارد، اما عمق فیلم از مضمونهای سنگینی دربارهٔ سکس، فرصت، دین و زیرپوست سیاه هالیوود میآید.
داستان در لسآنجلس دههٔ ۱۹۸۰ رخ میدهد: ستارهٔ فیلمهای بزرگسال و بازیگر بلندپرواز مکسین مینکس (میا گات) بالاخره شانس ورود به جریان اصلی را پیدا میکند. او برای نقش مکمل در دنبالهٔ یک فیلم ترسناک انتخاب شده و قرار است با کارگردان نوظهور الیزابت بندر (الیزابت دبیکی) همکاری کند. اوضاع حرفهایاش روبهراه بهنظر میرسد، اما یک تعقیبکنندهٔ مرموز که ستارههای جوان هالیوود را هدف گرفته، بهطور مستقیم او را نشانه گرفته. وقتی رد خون نشان میدهد چندین قتل مستقیماً به او مرتبطاند، مکسین نگران میشود که گذشتهٔ شومش لو برود.
نیمهٔ اول فیلم بهترین بخش است و وست کاملاً تنبخل و خطرِ پسزمینهٔ هالیوود کثیف را میپذیرد. فیلم با زیباییِ نوستالژیک و حالوهوای دههٔ هشتاد فیلمبرداری شده؛ فیلمی با نورهای نئون و خونمالشده که انگار از کپسول زمان سینمای اگزپلویتیشن بیرون آمده است. این ادای احترام از فیلمبرداری تا موسیقی متن و طراحی لباس بهخوبی انجام شده است.
بازیگران در کل انتخابهای درستیاند؛ اجرای برجستهای از کوین بیکن در نقش یک آدم تهدیدآمیز و جیانکارلو اسپوزیتو در نقش وکیل/نمایندهٔ مکسین، تدی نایت، دیده میشود. نقشهای فرعی هم حسابی پرگوشتاند و اجراهای محکمی از میشل موناهان، موزس سمنی، بابی کاناواله و سوفی تاچر دارند. میا گات بار دیگر عالی است؛ زنی تیزهوش و بلندپرواز را بازی میکند که ترکیبی ایدهآل از سختیِ خیابانی و آسیبپذیری قابلهمذاتپنداری را ارائه میدهد. وست هرگز شخصیت اصلیاش را خوار نمیداند که این نکته تازهای است: فیلم کار جنسی و صنعت فیلمهای بزرگسال را بهعنوان حرفهای مشروع به تصویر میکشد و مکسین را زنی مستقل و توانمند نشان میدهد که سرنوشتش را در دست میگیرد.
نیمهٔ دوم فیلم از ریل میافتد و پایانی که همزمان ابتذالآمیز و ناامیدکننده است ارائه میدهد. پایانبندی برای حدس و گمانِ گسترده باز گذاشته شده که احتمالاً مخاطبان را دو دسته خواهد کرد. برای من فیلمی که بشود آن را به چندین روش تفسیر کرد جالب است، اما این نوع پایانبندی ممکن است برای تماشاگرانی که جوابهای شفاف میخواهند، آزاردهنده باشد.
بهعلاوه، «مکسین» جا برای فیلم چهارمی دربارهٔ این شخصیت باقی میگذارد که امیدوارم ساخته شود.
دوست نداشتم؛ فیلم احمقانهای بود.
«مکسین» ایدهها و بار معنایی قوی زیادی دارد، اما در کنار همآوردن آنها به شیوهای منسجم و جالب ناکام میماند. همهچیز کمتر از پیشینیانش بهنظر میرسد، و تنها نقطهٔ ثابتی که برجسته میایستد اجرای عالی میا گات در نقش مرکزی است. ناامیدکننده.
امتیاز: C
«مکسین» سومین قسمت از سهگانهای گیجکننده است. بعد از تحمل فیلم اول «ایکس»، که اساساً فیلمی کمکیفیت و جنسی بهنظر میرسید، و نیمهنگاهکردن به فیلم دوم «پرل» که او هم ناامیدکننده بود، انتظاراتم از «مکسین» پایین بود.
با این فرض که قرار است همان روند را دنبال کند، تماشای فیلم را تنها انجام دادم تا کودکان در اتاق نباشند. بهطور غیرمنتظرهای «مکسین» صحنههای برهنگی کمتری دارد — فقط دو بار — و بیشتر بر عناصر وحشت و تریلر تمرکز میکند؛ داستان دربارهٔ بازیگری بلندپرواز است که توسط قاتلی سریالی بهنام نایت و شخصیت مرموز دیگری تعقیب میشود.
اگرچه این فیلم کاملاً مرا راضی نکرد، اما خوشحال شدم که بالاخره داستان و خط روایی مشخصتری نسبت به قسمتهای قبلی دارد. برای طرفداران تریلرهای عجیب و غریب و اغراقآمیز با نگارش نامتعارف ممکن است ارزش تماشا داشته باشد. اما اگر دنبال تریلری کشنده و نفسگیر هستید، شاید این فیلم انتخاب مناسبی نباشد.
بعد از تماشای «مکسین» به این نتیجه رسیدم که فیلمی نیست که دوباره ببینم یا به مجموعهام اضافه کنم. از آن دسته فیلمهایی است که یکبار میبینی و ردش میکنی، بدون اینکه حس کِشم به آن داشته باشی.
«مکسین» بهعنوان پایانبخشی دلپسند برای یک سهگانهٔ قوی عمل میکند. بدون تکلف، با ریتم مناسب، و داستانی سادهتر و متمرکزتر روی کنش. خونریزی خوب فراوان است و مناسبِ آن بوسهٔ پُنهانی پشت سالن سینماست. امتیاز: ۸/۱۰
«مکسین» پایان مثبتی (؟) برای این سهگانهٔ کارهای تی وست است. آن را در ردهای پایینتر از نسخههای قبلی میگذارم، اما این صرفاً بهخاطر لذتم بردن بیشتر از قسمتهای پیشین است. این فیلم قطعاً فیلم خوبی است؛ میا گات و جلوههای بصری دوباره بزرگترین نقاط قوتاند.
از میان دیگران، کوین بیکن را بیشتر از بقیه دوست داشتم؛ او نقش یک آدم سست و عوامفریب را خوب بازی میکند. از میان دیگر بازیگران آرزو داشتم نقش بیشتری از جیانکارلو اسپوزیتو ببینم؛ میشل موناهان و بابی کاناواله هم محکم هستند؛ الیزابت دبیکی هم خوب است (هنوز صدای «دایانا» از ذهنم پاک نمیشود).
پایانبندی مرا قانع نکرد؛ افشاسازیها و شیوهٔ پیشرفت داستان بهطور کلی با من خیلی جور درنیامد. نمیگویم قطعاً پایان بدی است، اما رضایت کامل بهدست نداد. در مجموع از تماشای فیلم و مجموعه لذت بردم و قطعاً آن را پیشنهاد میکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران