اسکات از زمان درگذشت پدرش دستگیر شده است. او روزهای خود را با کشیدن مواد مخدر می گذراند و در خواب می بیند که یک هنرمند شده است تا اینکه وقایع او را مجبور کنند تا با اندوه خود دست و پنجه نرم کند و اولین قدم های خود را در زندگی بردارد.
اسکات از زمان درگذشت پدرش دستگیر شده است. او روزهای خود را با کشیدن مواد مخدر می گذراند و در خواب می بیند که یک هنرمند شده است تا اینکه وقایع او را مجبور کنند تا با اندوه خود دست و پنجه نرم کند و اولین قدم های خود را در زندگی بردارد.
پیت دیویدسون دوران حرفهای سختی داشته و به خاطر گرایشهای آزاردهندهی «فرهنگ لغو» برخاسته، تصویر چندان خوبی از او در ذهنها نیست. اگر از پیش قصد داشته باشید او را دوست نداشته باشید، شاید بهانه پیدا کنید، اما این دیدگاه مغایر با روح اصلی فیلم است. پادشاه استیتنآیلند هم بهعنوان فیلمی نیمهخودزندگینامهای میدرخشد و هم یک اثر عالی دیگر در کارنامهی رو به رشد جاد...
پیت دیویدسون دوران حرفهای سختی داشته و به خاطر گرایشهای آزاردهندهی «فرهنگ لغو» برخاسته، تصویر چندان خوبی از او در ذهنها نیست. اگر از پیش قصد داشته باشید او را دوست نداشته باشید، شاید بهانه پیدا کنید، اما این دیدگاه مغایر با روح اصلی فیلم است. پادشاه استیتنآیلند هم بهعنوان فیلمی نیمهخودزندگینامهای میدرخشد و هم یک اثر عالی دیگر در کارنامهی رو به رشد جاد آپاتو است.
جاد آپاتو پیشینهای پُر از فیلمهای کمدی موفق دارد—Trainwreck، Bridesmaids، Superbad، Knocked Up، The 40 Year Old Virgin و... نام او بهتنهایی کافی است تا نسبت به هر کمدیای که نوشته یا ساخته کنجکاو شویم. وقتی پیت دیویدسون هم بهعنوان همنویسنده و بازیگر اصلی به پروژه ملحق میشود و بازیگرانی جذاب مانند ماریزا تومی و بیل بر در کنارش هستند، طبیعی است که توجه انسان جلب شود. «پادشاه استیتنآیلند» از یک اقتضای تکراری استفاده میکند (داستان معروفِ «والد مرده؛ بچهای بد که باید یاد بگیرد آدم بهتری شود» بارها دیده شده)، اما آیا توانسته از آن فراتر رود؟
ابتدایاً باید گفت طنز تیره فیلم برای من بهخوبی جواب میدهد. اگر از این نوع کمدی خوشتان نمیآید، ممکن است فیلم برایتان بیش از حد افراطی به نظر برسد: جوکهای بیمحدودیت درباره حساسترین موضوعات و شخصیتهایی که مرزها را رعایت نمیکنند. پس اگر طرفدار طنز سیاه نیستید، احتمالاً این تجربه برایتان ناخوشایند خواهد بود؛ اما اگر با «جوک بد» مشکلی ندارید، این کمدی میتواند شما را بخنداند—من حسابی خندیدم.
اسکات (شخصیت اصلی) «بچهی بدی که کارهای بد میکند» را به سطحی تقریباً وحشتناک و گاه غیرقانونی میبرد. او پر از مشکلات روانشناختی است و حرفهایی ناامیدکننده، غمانگیز و توهینآمیز درباره هر کسی که جلویش سبز میشود میزند. پیت دیویدسون در این نقش واقعاً میدرخشد و بهنظر میرسد از ایفای نقش لذت زیادی برده است. با این حال، مسیر شخصیت او آنقدر اغراقشده و کشدار است که نه توانستم با او همذاتپنداری کنم و نه احساس دلسوزی چندانی نسبت بهش پیدا کردم. همین موضوع برای هر بینندهای نقطهی تعیینکننده خواهد بود: رابطهی عاطفی شما با قهرمانِ داستان یا باعثِ علاقهمندیتان میشود یا شما را از فیلم دلنگران میسازد.
همانطور که گفتم، روایت فیلم از کلیشهای شناختهشده پیروی میکند؛ از همان دقایق اولیه میشود حدس زد فیلم به کجا میرسد، چه تغییراتی در شخصیتها رخ خواهد داد و چگونه پایان مییابد. در این ژانر شگفتیهای فیلمنامهای زیاد رخ نمیدهد و اگر هم بشود، بهندرت تأثیری دارد که دیدگاهمان را نسبت به فیلم یا شخصیتها کاملاً متحول کند. «پادشاه استیتنآیلند» عملاً در ده تا پانزده دقیقهی اول همهی اطلاعات لازم را به بیننده میدهد و پس از آن چیزِ چندان جدیدی اضافه نمیشود.
فیلم طولانی است؛ کمی بیش از دو ساعت دیدن کسی که در تلاش است بفهمد با زندگیاش چه کند، همیشه بهترین سرگرمی نیست. راههای متعددی برای همذاتپنداری با شخصیت پیت دیویدسون وجود دارد، اما من واقعاً مجبور شدم عمیق بگردم تا این همذاتپنداری را پیدا کنم. همانطور که احتمالاً میدانید، پدر دیویدسون هم آتشنشان بود و در حملات 11 سپتامبر کشته شد؛ این فیلم الهامهایی از زندگی شخصی او گرفته است. فیلم بیوگرافی کامل او نیست، اما مسلماً بخشهایی از مشکلات شخصی دیویدسون در شخصیت اسکات جلوهگر شده و بعضیها حتی میگویند او عملاً نقش خودش را بازی میکند که چندان دور از حقیقت نیست.
بهنظرم بهترین بخش فیلم، دیالوگهای فوقالعاده واقعگرایانهاش است. واقعاً احساس میشود شخصیتها دارند گفتگوی واقعی میکنند. تدوین چنان دقیق است که گاهی فراموش میکردم دارم یک فیلم میبینم. شیمی بین بازیگران آنقدر زنده است که هر گفتگوی بین دو شخصیت بهشدت طبیعی بهنظر میرسد. ماریزا تومی و بیل بر درخشاناند؛ واقعاً عالیاند. ایکاش زمان بیشتری به زیرپلات شخصی بل پاولی داده میشد، اما میدانم که او از مهمترین شخصیتها نیست.
در پایان، «پادشاه استیتنآیلند» از فرمولی آشنا و تا حدی فرسوده استفاده میکند که طولانیاش کرده، اما جاد آپاتو آن را با طنزی تیره و مؤثر—بههمراه همنویسندگانش پیت دیویدسون و دیو سایروس—متعادل میکند. بخش عمدهای از کمدی جواب میدهد و کمک میکند از بخشهای کمهیجان و قابلپیشبینی عبور کنیم. دیویدسون در نقشی میدرخشد که بسیاری آن را «همان خودش بازی میکند» توصیف کردهاند؛ من او را بسیار جذاب و دلنشین در نقش مییابم، هرچند نتوانستم کاملاً با شخصیتش همذاتپنداری کنم. پیوند عاطفی با قهرمان، عاملی است که یا شما را شیفتهی فیلم خواهد کرد یا چند ساعت صرف تماشای کسی میکنید که دارد سعی میکند بفهمد با زندگیاش چه کند. دیالوگهای واقعگرایانه (با تدوین عالی) و شیمی بینظیر بازیگران، در نهایت کفه را به سمت مثبت سنگینتر میکنند. من قطعاً توصیهاش میکنم، اما با این هشدار که اگر طرفدار طنز سیاه نیستید، بهتر است از دیدن آن صرفنظر کنید.
نمره: B-
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران