یک تاجر بازار به طور تصادفی وارد بدن گربه ای می شود که خانواده اش از او نگه داری می کنند و حال که گرفتار شده باید راهی برای خلاصی از این اوضاع عجیب و غریب پیدا کند ...
یک تاجر بازار به طور تصادفی وارد بدن گربه ای می شود که خانواده اش از او نگه داری می کنند و حال که گرفتار شده باید راهی برای خلاصی از این اوضاع عجیب و غریب پیدا کند ...
آیا میتوان با اطمینان گفت فانتزی گربهایِ «Nine Lives» کاملاً بهباد رفته است؟ این کمدی کودکانهٔ عجیب را دستکم نگیرید: با وجودِ ظاهرسازیهای بامزهاش دربارهٔ یک تاجر ثروتمندِ خودشیفته که روحاً به گربهای خوشگذران تبدیل میشود و احتمالاً برای تماشاگران خردسال جذاب بهنظر میرسد، «Nine Lives» از نظر کمیک بهاندازهٔ تلاش برای آویختن خاک مخصوص گربه اُفتضاح است. بدون جذبه، کممایه و سطحی، این فیلمِ...
آیا میتوان با اطمینان گفت فانتزی گربهایِ «Nine Lives» کاملاً بهباد رفته است؟ این کمدی کودکانهٔ عجیب را دستکم نگیرید: با وجودِ ظاهرسازیهای بامزهاش دربارهٔ یک تاجر ثروتمندِ خودشیفته که روحاً به گربهای خوشگذران تبدیل میشود و احتمالاً برای تماشاگران خردسال جذاب بهنظر میرسد، «Nine Lives» از نظر کمیک بهاندازهٔ تلاش برای آویختن خاک مخصوص گربه اُفتضاح است. بدون جذبه، کممایه و سطحی، این فیلمِ کودکانه با صحنههای شلخته و فکاهیاتی کودکانه دربارهٔ ترکیبِ خودپسندِ پولدارِ پُرادعا و گربهٔ دوستداشتنیِ آزاردهنده، و دخترکی که از این هرجومرج لذت میبرد، احتمالاً ضریب هوشی مخاطبان خردسالش را با خندههای مصنوعی پایین میآورد.
شاید انتقاد از این قصهٔ پُرپَرِ بدبو مانند توهین به یک خرگوش حساس بهنظر برسد، اما سؤال این است که آیا این فیلم اصلاً سزاوار چنین سرزنشی هست؟ تعجبآور است که چه اسامیِ شناختهشدهای به این پروژهٔ بیدندان و لوس پیوستهاند. کارگردان بَری سونِنفلد، که پیشتر فیلمهای موفقی مثل «مردانِ سیاهپوش» و «Get Shorty» را ساخته است، بهگونهای نامفهوم سعی میکند به این ترکیبِ مُردهٔ شوخطبعیِ تکراری و احساساتِ شیرین، جانِ دیوانهای ببخشد. با این حال شوخطبعی ساختگی و بدیهی این شوخیهای سبک، بیننده را به دنبالِ چیزی اصیلتر میفرستد. علاوه بر کارگردانیِ نهچندان قوی سونِنفلد، سؤال واقعی این است که چرا کوین اسپیسیِ دو بار برندهٔ اسکار زیر این پروژهٔ پر از شِبهه امضا کرده است. شگفتآور اینکه «Nine Lives» نهتنها یک برندهٔ اسکار (اسپیسی) دارد، بلکه با حضور کریستوفر واکنِّن، دومین نامِ آشنا را هم به فهرستِ خود افزوده است. تنها قربانی واقعیِ همدل این نمایش کمرمق، گربهٔ بیچارهای است که باید بارِ سنگینِ این شکستِ شبیه به محصولِ یک کمپانی خانوادگی را بر دوشِ پُشمالوی خود بکشد.
بهطرز قابلتوجهی «Nine Lives» تلاش میکند بهشیوهای بیفایده از دو پدیدهٔ امروزی بهرهبرداری کند: محبوبیت ویدئوهای گربهای در اینترنت و هجوِ شخصیتِ جنجالیِ دونالد ترامپ در قالبِ کاراکترِ سرد و پیمانگرا (با صدای اسپیسی). با اینکه فیلم گاهی لحظاتی شوخ و کنجکاوانه ارائه میدهد، بهطور کلی این روایتِ عجیب و غریب با نالهای بیرمق و بیاثر پیش میرود.
اسپیسی نقش تام برند، یک میلیاردرِ خودمحورِ سازندهٔ آسمانخراش در نیویورک را بازی میکند که همیشه تشنهٔ موفقیت و پیشرفتِ کسبوکار است. مشکل این است که کارِ زیادِ برند باعث شده او زمانِ زیادی برای همسر دومش لارا و دختر تأثیرپذیرش ربکا صرف نکند. قطعاً کوتاهی برند در قبال خانوادهاش غیرقابلپذیر است، اما او نسبت به دخترش دلسوزیای هم دارد، هرچند عادت به لهکردنِ کارکنان و رقبایش در ذاتش هست. با این حال، برند میخواهد برای یازدهمین تولد دخترش هدیهای ویژه تهیه کند. ربکا عاشقِ گربههاست و تام متنفر از این موجودات چهارپا، اما نهایتاً مجبور میشود به خواستهٔ دخترش تن دهد و از یک پتشاپ مشکوک گربهای به نام آقای فازیپَنتز بخرد. ناگهان در پیِ یک «حادثهٔ» پیچیده، تام کما میگیرد و روحش به بدنِ پُشدارِ آن گربه منتقل میشود. و اینگونه است که آرزوی ربکا برای داشتن پدرش و گربهٔ محبوبش در قالبِ یک بستهٔ دودریک برآورده میشود.
علاوه بر شوخیهای پیشبینیپذیر، دیالوگهای بینمک و بچهگانه و کلیشههای دمدستی، «Nine Lives» خستهکننده و بیروح است، مانندِ یک موشکِ اسباببازی که در محلهای پر از گربهٔ ولّی پارهپاره شده باشد. فیلم بسیار کممغز و سِفتوسخت است و بازیگران عملاً کاری جز همراهی با جلوههای کامپیوتریِ گربهٔ صدادارِ اسپیسی ندارند. آسان است که «Nine Lives» را صرفاً سرگرمیِ سطحی برای بچههایی بنامیم که به فرارِ کودکانه نیاز دارند، اما این بچهها (یا حتی بزرگترها) بهتر است سرِ خود را با کلیپهای کوتاهِ خندهدارِ گربهها در اینترنت گرم کنند تا اینکه این خیالپردازیِ ناقص دربارهٔ پدرانِ پولدارِ سودمحور که با تجربهٔ بیرونبدنیِ طنزآمیز فروتن میشوند را تحمل کنند. پیامِ فیلم—قدرشناسی از خانواده—پیامِ خوبی برای کودکان است، اما با حماقتِ فراموششدنی و بامزگیِ لَوسِ فیلم کاملاً تضعیف میشود.
شخصیتِ تجاری و خودبرتربینِ برند که از رویِ الهامِ ترامپ شکل گرفته میتوانست در فرمِ بهتری پرداخت شود، اما در این اثر کودکانه و بیهدف به هدر رفته است. حضورِ شاخصِ واکنِن بهعنوانِ نجواگرِ گربهها هم هدر رفته و فراموششدنیست. بیش از همه برای زوجِ بدبختِ ربکا و آقای فازیپنتز احساس تأسف میکنید که سعی دارند روحِ کودکانه را بگیرند؛ افسوس که بازیگرانِ بالغِ فیلم شایستگیِ بیشتری ندارند. از زمانِ «Look Who’s Talking Now» در ۱۹۹۳، اینقدر صداگذاریِ حیوانات روی صحنه آزاردهنده نبوده است.
نهایتاً «Nine Lives» با ۸۷ دقیقه، هم ظاهراً جانِ آقای فازیپنتز و هم حوصلهٔ خریداران بلیت را میگیرد.
-----
«از اشتباهاتمان میآموزیم، اما بعضیها از یک حادثهٔ ماورایی میآموزند!»
این هم دوباره موضوعِ تند و تیزِ تعویضِ جسم و روح، اما از آن چیزی که بهنظر میرسد بدتر نیست. مشکل این است که داستان آنقدر معمولی است که بهنظر میرسد نویسندگان هرگز قصد جدی برای ساخت اثری برجسته نداشتهاند. همین اولین چیزی است که کیفیت فیلم را به سطحِ یک فیلم تلویزیونی میآورد. از نظر تولید، کیفیتِ کار عالیست—از جمله جلوههای تصویری—اما داستان به شکلی توسعه نیافته که تماشاگر را کاملاً سرگرم کند، بهویژه اگر قبلاً فیلمهایی مثل «Fluke» را دیده باشید. کودکانِ کوچک شاید این فیلم را دوست داشته باشند، اما مخاطبِ عام با لذتی محدود روبهرو میشود.
افتضاح است که کارگردانی با سابقهٔ «Men in Black» این فیلم را ساخته؛ با تواناییهای او، این فیلم مضحک است. شاید او به نوعی فریب خورده یا مجبور شده این فیلم را بسازد؛ هرچه باشد، حضورِ او دلیلِ غنای فنی فیلم است. داستان دربارهٔ یک تاجر موفق است که صاحب بلندترین ساختمانِ نیمکرهٔ شمالی است؛ او به کارکنانش احترام نمیگذارد و خانوادهاش را بهویژه دختر جوانش نادیده میگیرد. اما روزی روحش در یک گربه محبوس میشود و داستانِ تلاشش برای بازگشت از آن نقطه روایت میشود.
بازیگران در کل قابلقبولاند و فیلمنامه نیز همینطور، اما گربهٔ ساختهشده با CGI واقعاً عالیست—تقریباً بینقص برای فیلمی کوچک مثل این. اما چگونگی وقوع ماجراها و منطقِ پشتشان بهطور مفصل توضیح داده نشده؛ چون این نوع آثار را میشناسیم، بسیاری از بخشهای مهم را حذف کردهاند و مستقیم سراغِ کشمکشها رفتهاند—یعنی مبارزه برای شکستن طلسم—بهجای آنکه داستان را با دقت و منطقِ بیشتری شکل دهند. از دید من، دیدنِ این فیلم یکبار اشکالی ندارد. این یک کمدی است اما بهسختی خندهدار است؛ با این حال از برخی کمدیهای اخیر بهتر است.
۶/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران