اگر به ضرورت ساختن یک اقتباس دیگر از آستن شک دارید، بگذارید این فیلم زیبا نظرتان را عوض کند. بهجای نادیده گرفتن امکاناتی که فیلمهای برجستهای مثل «آنا کارنینا» و «The Favourite» به ژانر فیلمهای دورهای عرضه کردهاند، «اما.» با بهرهگیری از آنها زبان تازهای برای نزدیک شدن به آثار یکی از بزرگترین نویسندگان یافته است؛ بذلهگویی و طنز او را به شیوهای نو و...
اگر به ضرورت ساختن یک اقتباس دیگر از آستن شک دارید، بگذارید این فیلم زیبا نظرتان را عوض کند. بهجای نادیده گرفتن امکاناتی که فیلمهای برجستهای مثل «آنا کارنینا» و «The Favourite» به ژانر فیلمهای دورهای عرضه کردهاند، «اما.» با بهرهگیری از آنها زبان تازهای برای نزدیک شدن به آثار یکی از بزرگترین نویسندگان یافته است؛ بذلهگویی و طنز او را به شیوهای نو و هیجانانگیز تحقق میبخشد در حالی که به هوش و سخاوت عمیق متن وفادار میماند. در طول فیلم زیبا و دیدنی آتمن دِ وایلد، لبخندی احمقانه و پیوسته بر لب داشتم که گهگاه با خندههای بلند و اشک شوق همراه میشد. این نحوه مواجهه ما با کلاسیکهای بزرگ است: جشنِ آنچه دوست داریم و درگیر شدن با شیوهای که آن آثار میتوانند همینجا و اکنون با ما سخن بگویند. به همین دلیل است که آنها همچنان مهم میمانند.
- دنیل لامین
***
«اما.» نخستین فیلم بلند آتمن دِ وایلد بهعنوان کارگردان و نیز نخستین تجربه فیلمنامهنویسی النور کاتن است. من پیش از این اقتباسی را ندیده بودم و فیلمهای دورهای عموماً «کارِ من» نیستند؛ اما این به معنی ناتوانی من در قدرشناسی آنها نیست. «The Favourite» و «Little Women» آخرین نمونههای این ژانر هستند که واقعاً دوستشان دارم. دلیل اصلی که خواستم این اقتباس را ببینم، حضور آنیا تیلور-جوی برای نخستینبار بهعنوان نقش اصلی بود.
واقعاً معتقدم او یکی از بزرگترین بازیگران نسل خودش خواهد شد، در کنار فلورنس پیو، کلویی گریس مورتس، هایلی استاینفلد، کایتلین داور، سیرشا رونان و چند نفر دیگر. اجرای او در این فیلم بار دیگری ادعای من را تأیید میکند. آنیا در نقش اما فوقالعاده است! تا مدت کوتاهی با صدایش کنار نیامده بودم چون تُنِ بسیار بالاتری نسبت به حالت معمولیاش به کار برده است. دیدن بازیگرانی که لهجه یا لحنشان را تغییر میدهند رایج است، اما تغییرِ صدا به شکلی که آنیا انجام میدهد، حتی اگر ساده باشد، نشان از تعهد عمیق او به نقش دارد.
شاید کلیشهای بهنظر برسد، اما او کل داستان را روی دوشش حمل میکند. او پیوندی است که همه روایتها و شخصیتها را به هم متصل میکند؛ بدون او فیلم کارآمد نیست، بنابراین اجرای او باید تقریباً بینقص میبود. آنیا دامنه هیجانی و تواناییاش را نشان میدهد و کنترل یکدست روی فیلمنامهٔ پیچیده و غنی دارد. بیشتر دیالوگها جملات بلندی با واژگان پیچیدهاند، چیزی که تنها بهترین بازیگران میتوانند راحت از عهدهاش برآیند.
آنیا میدرخشد، اما شخصیت او هم جذاب است. قوس تحول اما جالب است. علاوه بر اینکه «خوشقیافه، باهوش و ثروتمند» است، او به فقر احترامی ندارد، تصمیمات عاشقانهٔ دوستانش را دستکاری میکند و گاهی رفتاری خودخواهانه و متکبرانه دارد. تبدیل او به انسان بهتری جذابترین بخش فیلمنامه است، اما همین موضوع نشاندهندهٔ مشکل اصلی من با فیلم هم هست: ده دقیقه که بگذرد، میدانستم همه چیز چگونه پیش خواهد رفت.
همیشه سعی میکنم خیلی جلوتر از فیلم فکر نکنم، اما در روابط بین شخصیتها همهچیز آنقدر قابل پیشبینی و واضح بود که ناچار شدم تمام داستان را حدس بزنم. همان ترفند فیلمنامهای در طول اثر تکرار میشود تا روابطی را تغییر دهد؛ تکرار که اندکی کسلکننده میشود. تا حدود یک ساعت، واقعاً درگیر فیلم نشدم. ریتم فیلم عمدتاً خوب است، اما وقتی در روایت کلی چیزی شگفتآور، نوآور یا خلاقانه نیست، کمتر چیزی میتواند مرا مجذوب نگه دارد.
بخش اول کمی گیجکننده است و شخصیتها خیلی سریع معرفی میشوند. صادقانه بگویم همین الان که دارم این نقد را مینویسم متوجه شدم یک شخصیت فرعی قرار بوده با یکی از شخصیتهای اصلی نسبت خونی داشته باشد. داستان و شخصیتها دو ستون هر فیلمیاند؛ اگر این دو کار نکنند، بقیه چیزها فرو میریزد. این فیلم تا فروپاشی فاصله دارد و در حقیقت ساختار بسیار منظمی دارد، اما این دو ستون مثل هزاران ستون دیگراند؛ هیچ ویژگی متمایزی که آنها را منحصربهفرد کند در آنها نمیبینم.
با این حال، هرگز احساس کسالت نکردم. بازیگران واقعاً با هر اجرای چشمگیرشان مرا سرگرم نگه داشتند. بیل نایگی (آقای وودهوس) و میراندا هارت (خانم بیتس) بسیار بامزهاند. طراحی لباسها باشکوه است و اهمیت فنی زیادی دارد چون با مشخص کردن واضحِ ثروتمند و فقیر، داستان را بالا میبرد. طراحی صحنه و تولید عالیاند. فیلمبرداری خوب (کریستوفر بلائولِت) و موسیقی لذتبخش (ایزوبل والر-بریج و دیوید شوایتزر). با وجود همهٔ موفقیتهای فنی، فیلم هنوز سبک کارگردانی منحصربهفردی ندارد که برای کار اول کارگردان طبیعی است.
در مجموع «اما.» به سطح فیلمهای دورهای اخیر مثل «The Favourite» یا «Little Women» نمیرسد، اما شروع خوبی برای کارگردان تازهکار آتمن دِ وایلد و فیلمنامهنویس النور کاتن است. آنیا تیلور-جوی اجرای استثنایی از یک اما وودهوس بهخوبی نوشتهشده ارائه میدهد و فیلم را تا پایان بر دوش میکشد و جایگاهش را در هالیوود بهعنوان یکی از بزرگترین بازیگران نسلش تثبیت میکند. دیگر اعضای بازیگران هم بسیار خوباند. طراحی لباس بخش فنی را میدرخشد و سطح تولید در این فیلم تحسینبرانگیز است. با این حال روایت از عناصر غافلگیرکننده تهی است که وجود این اقتباس جدید را کمی قابل پرسش میکند: چرا فیلم دیگری ساخته شده اگر چیز متمایزی به همراه ندارد؟ قابل پیشبینی از ابتدا، بخش اول گیجکننده و سخت است که قبل از یک ساعت واقعاً درگیر شد. اگر از کمدیدِرامهای دورهای لذت میبرید، آن را توصیه میکنم. در غیر این صورت، دو فیلم اشارهشده احتمالاً انتخاب بهتریاند.
امتیاز: C+
***
طرح نازک اما بهاندازهٔ کافی خوشایند؛ با اجرای خوب آنیا تیلور-جوی. رمان جین آستن را نخواندهام و اقتباسهای دیگر را هم ندیدهام، بنابراین نمیدانم این یکی با بقیه چطور مقایسه میشود، اما خوشم آمد. ۳٫۰/۵
***
وقتی پیشنمایشهای این برداشت تازه از «اما» را دیدم، تصور کردم بازآفرینی رادیکالی از کلاسیک را میبینم؛ با تغییرات گسترده در داستان یا موقعیت. آماده بودم که از آن خوشم نیاید.
اما در عوض دیدم خلاقیت غریبی به کار رفته تا جزییات را با اصلاحاتی کوچک رنگآمیزی کند. هریت اسمیت ممکن است سادهدل باشد، اما وقتی با همکلاسیهایش اینطرف و آنطرف میرود، با پیراهنهای قرمز هماهنگ و کلاههای بزرگ، تصویر چشمگیری برای بیننده میسازد. کرِ صحنهها که در پایان یک نما طنینانداز میشود و به آغاز نمای بعدی میپیوندد، کار جالبی است. و بیل نایگی که با ترس از بیماری و کشیدن پردهها محتاط است، گاهی همچونانکه گامی شاداب برمیدارد، با طبیعت محتاطش تضاد دارد.
روپر گراوز و میراندا هارت انتخابهای خلاقانهای برای نقشهای آقای وستون و خانم بیتس بودند. حتی نشانهای خلاقانه در عنوانِ یککلمهای هست: نقطهای که بعد از نام گذاشته شده تا نشان دهد فیلم - صبر کنید - یک اثر دورهای است.
این سومین نسخهٔ «اما» در ۲۵ سال گذشته است—دو فیلم و یک مینیسریال—و فعلاً این نسخه را بیش از بقیه دوست دارم.
***
چه سورپرایز شادیآوری. کارگردان صحنههایی بسیار زیبا از خانههای اشرافی طبقه بالای انگلستان ساخته است؛ اتاقهای مفصل و پرجزئیات. فیلم واقعاً تحسینبرانگیز است و پایان خوشی برای همه دارد. تصویری طنازانه از زندگی انگلیسی در دوران ویکتوریایی. واقعاً از آن لذت بردم.
***
روایت هنرمندانه و الهامبخش یک کلاسیک. بهطرز دلپذیری یادآور سبک وس اندرسون با پالت بصری زنانه.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران