در این مستند برت مورگن در مقام یک فیلمساز، سفر خلاقانه، معنوی و همچنین حرفهای دیوید بویی را مورد بررسی قرار داده و فیلمها و اجراهایی که تاکنون از این خواننده و ترانهسرای انگلیسی، دیده نشده را به نمایش گذاشته است و…
در این مستند برت مورگن در مقام یک فیلمساز، سفر خلاقانه، معنوی و همچنین حرفهای دیوید بویی را مورد بررسی قرار داده و فیلمها و اجراهایی که تاکنون از این خواننده و ترانهسرای انگلیسی، دیده نشده را به نمایش گذاشته است و…
برندهٔ ۲ جایزهٔ امی پرایمتایم
در مجموع ۱۵ جایزه و ۵۳ نامزدی
«این فیلم دربارهٔ دیوید بویی نیست. دربارهٔ دیوید جونز هم نیست. این بویی در نقلقولهاست. قرار است آینهای باشد تا تماشاگر بتواند بوییِ خودش را ببیند و با زندگیاش بازتاب دهد. برای من هیجانانگیزترین چیز این است که آدم بتواند برود و فیلمی دربارهٔ دیوید بویی ببیند و از آن چیزهایی بیاموزد که زندگی خانوادگی یا رهبری زندگی رضایتبخشتر را بهتر کند.» — بریت مورگن
آیا...
«این فیلم دربارهٔ دیوید بویی نیست. دربارهٔ دیوید جونز هم نیست. این بویی در نقلقولهاست. قرار است آینهای باشد تا تماشاگر بتواند بوییِ خودش را ببیند و با زندگیاش بازتاب دهد. برای من هیجانانگیزترین چیز این است که آدم بتواند برود و فیلمی دربارهٔ دیوید بویی ببیند و از آن چیزهایی بیاموزد که زندگی خانوادگی یا رهبری زندگی رضایتبخشتر را بهتر کند.» — بریت مورگن
آیا کسی آن فیلم بیوپیک دربارهٔ دیوید بویی با نام Stardust را که در ۲۰۲۰ منتشر شد به خاطر دارد؟ پس از آنکه طرفداران آن را بهشدت مورد انتقاد قرار دادند و اکران گستردهاش هم توسط کرونا مختل شد، فیلم از هر نظر شکست خورد. من آن را در اکران محدودش دیدم و بیاغراق بگویم که فیلم بسیار ضعیف بود: تقریباً هیچ موسیقی مناسبِ اثرِ بویی در آن نبود و در همه جهات ناموفق بود. در نقد اولم روشن کردم که هیچکس در ساخت آن فیلم واقعاً نمیفهمید دیوید بویی کی بود یا به چه چیزهایی پایبند بود. دانکن جونز، فیلمساز و فرزند بویی، هنگام انتشار تریلر هشدار داد که اگر این بیوپیک بدون رضایت خانواده ساخته شود، انتخاب با تماشاگر خواهد بود. پدرش در زندگیاش بارها گفته بود هرگز نخواسته فیلمی دربارهٔ زندگیاش ساخته شود؛ نمونهٔ آشکار آن Velvet Goldmine در ۱۹۹۸ بود که شخصیتِ راکِ اثر بهطرز قابلتوجهی از بویی فاصله گرفت.
من تا دیدن تریلر اغواکنندهٔ Moonage Daydream در سینما از وجودش بیخبر بودم. این فیلم را بریت مورگن کارگردانی کرده است؛ کسی که مستند بسیار صمیمیِ کورت کوبین، Montage of Heck، را ساخته بود. مورگن در ۲۰۰۷ با بویی دیدار کرد و ایدههایی برای فیلم مطرح شد، اما گفتگوها بهخوبی پیش نرفت و هر دو دربارهٔ کارهای دیگری نقدهای تند داشتند. بعد از درگذشت بویی در ۲۰۱۶ پروژه دوباره از سر گرفته شد و سالها صرف بازبینی بایگانیهای فیلم و موسیقی او شد تا میلیونها قطعهٔ رسانهای کشف شود.
من حدود سه ساعت راه رفتم تا فیلم را دو بار در نسخهٔ آیمکس — که نسخهٔ پیشنهادی کارگردان هم بود — ببینم. موافقم؛ فیلم برای آیمکس ساخته شده و دیدنش در سینمای معمولی ممکن است تجربه را ضعیف کند. فیلم با صفحهٔ سیاهی باز میشود و صدای دیوید بویی در بلندگوها میپیچد و دربارهٔ زمان مونولوگ میگوید: «یکی از پیچیدهترین بیانها...» بعد بهسرعت وارد ترکیبی از تصاویر فیلم خام میشویم در حالی که قطعهٔ الکترونیک و کمتر شناختهشدهٔ ۱۹۹۵، «Hallo Spaceboy»، پخش میشود — معرفیای گیرا برای یک فیلم کلیتاً هیپنوتیزمکننده. این سبک تدوین تند و شتابزده که تا حدودی یادآور سبک باز لورمن است، دائماً ادامه دارد؛ هم مسحورکننده است و هم خستهکننده. فیلم هیچ فیلمبرداری جدید یا مصاحبهٔ تازهای ندارد؛ خودِ بویی فیلم را روایت میکند و با استفاده از گویشها و تصاویرِ ویرایششده از ظاهرهای قبلیاش در فیلمها، کنسرتها و غیره در آن حضور دارد.
بهطرز غافلگیرکنندهای بحثهای فلسفی و مذهبی زیادی در فیلم مطرح میشود که برایم جالب بود؛ شنیدنِ تغییر افکار و نظرات بویی در طول دوران کاریاش جذاب است، آنهم در بستری از تصاویر رنگی و روشن که روی پرده پخش میشود. فیلم ذاتِ بویی را در تصویربرداری و طراحی صوتی بهخوبی ثبت کرده است. هر آهنگِ استفادهشده — چه اجرای زنده و چه استودیویی — توسط همکار دیرین بویی، تونی ویسکونتی، ریمیکس/ریمستر شده و صداها بهخوبی کار شدهاند. برخی میکسهای «بازساختشده» در آلبوم همراهِ فیلم بسیار جالباند و ارزش گوشدادن دارند. شنیدن بخشهایی از آهنگها که قبلاً نشنیده بودم، در فضای آیمکس برایم حیرتانگیز بود. بارها و بارها تصاویر خیرهکنندهای میبینیم؛ مورد علاقهٔ من لحظهای بود که بوییِ بالغِ دههٔ نود به خودش در کودکی خیره میشود در حالی که «Space Oddity» پخش میشود و فضای سِمَتی که قرار بود کنسرت باشد، ابتدا خلوت بهنظر میرسد — لحظاتی که مستقیم رگبهرگت میکند.
در مقابل، فیلم فاقد جهت مشخص، پیرنگ یا روایت خطی است؛ از این نظر تا حدی پرمدعا بهنظر میرسد. مورگن در پاسخ به این نقد گفته که امیدوار بوده مردم فیلم را همانگونه تجربه کنند که یک آلبوم بویی را گوش میدهند: «ما دربارهٔ دیوید یاد نمیگیریم، دربارهٔ خودمان میآموزیم.» چون فیلم هیچ جدول زمانی مشخصی ندارد، بیننده در وضعیتی شناور و نامأنوس رها میشود که برای بسیاری آزاردهنده است. راستش را بخواهید Moonage Daydream بارها نزدیکِ مرزِ غیرقابلفهمشدن است؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم دو بار آن را ببینم، اما متأسفانه کمک نکرد. فیلم بیش از حد طولانی است و به نظرم دستکم سی تا چهل و پنج دقیقه (یا شاید بیشتر) قابل کاهش بود. افزون بر این، نکات مهمی را بهخوبی پوشش نمیدهد یا برجسته نمیکند — مثلاً ساخت و تصاویر مرتبط با آلبوم نمادین Blackstar تقریباً جایی ندارد (از آثار پس از ۱۹۹۰ فقط دو سه کلیپ هست) و تنها یک کلیپ سهثانیهای از Labyrinth دیده میشود. جای تأسف است که فیلم حضور میهمانِ بویی در یک قسمت از سریال کارتونی SpongeBob را پیش از نقشآفرینیاش در یک فیلم مهم یا حتی قبل از هر اشارهای به آهنگهای معروفی چون «The Best of Bowie» ذکر میکند. وقتی اینطور است حس میکنی با یک عضو بیشازحد پرحرفِ یک فروم اینترنتی دربارهٔ بویی حرف میزنی که انگار همهچیز را میداند و مدام پرسشهایی را مطرح میکند که حقیقتاً خستهکنندهاند. من معتقدم موج فیلمهای مرتبط با موسیقیدانها در دههٔ گذشته بیشتر برای آموزش نسل جدید دربارهٔ نبوغهای گذشته طراحی شده است، و این فیلم چنین هدفی را دنبال نمیکند یا نمیخواهد دنبال کند.
***
نمیدانم چند مستند موسیقی را شروع کردهام که هر بار با آغازِ آهنگ، بعد از ده میزان موسیقی یکی از آن زمزمهها — معمولاً از سوی یک منتقد موسیقی کماهمیت — میآید و عملاً آهنگ را مخدوش میکند. اینجا اما چنین چیزی نیست. از همان آغاز، بریت مورگن مطمئن میشود که بدانیم این فیلم دربارهٔ دیوید بویی است و نه دربارهٔ ناظرانِ پرشور با نظرات ستایشآمیزشان. شوخطبعیها، چشماندازها، نقصها، شخصیت و خلاقیتِ او از راهِ آنچه میبینیم و میشنویم بهخوبی نشان داده میشود. اغلب، خودِ بویی صدابرداریهای پسزمینه را فراهم میکند؛ تدوین صوتی هوشمندانه اجازه میدهد آهنگها با بهرهگیری از آرشیو اجراهای صحنهای، ویدئویی یا ضبطهای قدیمیاش بازتولید شوند — همهٔ اینها نمایانگر گسترهٔ عظیم استعداد نهتنها خودِ بویی، بلکه موسیقیدانان و افراد پشتیبان و الهامبخشِ اوست. این همچنین ادای احترامی است به آرشیوهای سراسر جهان که بهخوبی آثار این هنرمند را حفظ کردهاند و به ما امکانِ لذتبردن از آنها را دادهاند. من طرفدارِ بسیار بزرگِ دیوید بویی نیستم، اما بهعنوان یک اثر سینمایی جذاب، این فیلم به نظرم بهتر از هر اثر مشابهی که تا بهحال دیدهام عمل میکند. نمایش روی پردهٔ بزرگ با صدای بزرگ برای بهرهبردن کامل از این تجربه ضروری است و قطعاً ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران