والنتین، زندانی سیاسی، با مولینا که به دلیل فساد اخلاقی محکوم شده، همسلولی است. بین آنها پیوندی غیرمنتظره شکل میگیرد؛ مولینا داستان یک فیلم موزیکال هالیوودی با بازی اینگرید لونا را برایش تعریف میکند.
والنتین، زندانی سیاسی، با مولینا که به دلیل فساد اخلاقی محکوم شده، همسلولی است. بین آنها پیوندی غیرمنتظره شکل میگیرد؛ مولینا داستان یک فیلم موزیکال هالیوودی با بازی اینگرید لونا را برایش تعریف میکند.
زندگی در زندانی آرژانتینی در دوران معروف به «جنگ کثیف» این کشور ممکن است پسزمینهای غیرمنتظره برای یک فیلم موزیکال به نظر برسد. اما با توجه به منبع جذابی که این فیلم از آن بهره میبرد — نمایش برادوی پرفروشی که در ۱۹۹۲ جایزه تونی را کسب کرد و آهنگسازیهای جان کندر و فرد اب (معروف به کارشان در کاباره) و رمان تحسینشدهٔ ۱۹۷۶ مانوئل...
زندگی در زندانی آرژانتینی در دوران معروف به «جنگ کثیف» این کشور ممکن است پسزمینهای غیرمنتظره برای یک فیلم موزیکال به نظر برسد. اما با توجه به منبع جذابی که این فیلم از آن بهره میبرد — نمایش برادوی پرفروشی که در ۱۹۹۲ جایزه تونی را کسب کرد و آهنگسازیهای جان کندر و فرد اب (معروف به کارشان در کاباره) و رمان تحسینشدهٔ ۱۹۷۶ مانوئل پوئیگ — این اثر سرزنده و تصویری موفق میشود داستانی گیرا دربارهٔ دوستی و عشق نامحتمل میان دو همبندی بسیار متفاوت را در دوران آشفتهٔ تاریخ یک کشور آمریکای لاتین روایت کند.
در نگاه نخست، والنتین آرِگوی (با بازی دیگو لونا) که سیاسی و سرسخت و همواره تلخمزاج است، آخرین فردی به نظر میرسد که بخواهد با کسی مثل لوییس مولینا (توناتیو)، ویترینچی بیپرده و رنگارنگی که به اتهام فاسد کردن یک خردسال به هشت سال زندان محکوم شده، دوست شود. والنتین با تعهد اجباری به آرمانش رفتار میکند؛ گویی مأموریتی غیرقابلفرار دارد. اما به لطف زیرکی و جذابیت بیپایان مولینا، او موفق میشود همبندی جدی و همیشگیاش را جذب کند. این موفقیت از طریق مهارت مولینا در روایت چشمگیر و مسحورکننده بهدست میآید، بهویژه شرح مفصلِ او از یک موزیکال درجهٔ ب دههٔ ۱۹۵۰ با عنوان «بوسهٔ زن عنکبوتی».
مولینا با شوق و بهطرزی ظاهراً صادقانه این فیلم درونفیلمی را برای والنتین بازمیسازد تا شاید او را از اندیشههایش دور کند. آنچه مولینا تعریف میکند بهواسطهٔ توصیفهای دقیق و پرجزییات او به صحنه درمیآید: ملودرامی سبک و اغراقشده که در بخشی از طرحش با داستان واقعیِ دو زندانی همنشینی دارد. این فیلمِ درونِ فیلم، ماجرای یک مثلث عشقی میان دو مرد (لونا و توناتیو در نقشهای دوگانه) را بازگو میکند که برای جلب توجه قهرمانة پیچیده اما دلتنگی (با بازی جنیفر لوپز) رقابت میکنند، در حالی که همزمان مقابل ترفندهای شیطانی آنتاگونیستی اغواگر و فراطبیعی ـ زن عنکبوتی (باز هم با بازی لوپز) میایستند.
مولینا قصهای جذاب میبافد که کمکم توجه والنتین را جلب میکند و احساساتی از گرمی، مهر و حساسیت را در او بیدار میسازد نسبت به راوی مسحورکننده. اما مسئلهای هست: مولینا در خفا به درخواست رئیس زندان (برونو بیچیر) بهعنوان خبرچین عمل میکند. او با جاسوسی از والنتین سعی دارد اعتماد همبندیاش را جلب کند تا اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ ارتباطات سیاسی او به دست آورد، که در صورت موفقیت احتمال دستیابی به آزادی مشروط را در پی دارد. اما ماجرا پیچیدهتر میشود چون مولینا وقتی نسبت به کسی که قرار است او را خیانت کند احساساتی پیدا میکند، بین انجام مأموریت و عواطفش سردرگم میشود.
در روایت این لایهلایه از عشق، فریب، گناه و حسهای متناقض، کارگردان بیل کاندون توانسته دو خط داستانی کاملاً متفاوت را هنرمندانه در کنار هم قرار دهد و هر دو را با درجاتی از پرداخت سینمایی متفاوت اما متناسب عرضه کند. این تفاوت بهویژه در شمارههای نمایشی برجستهٔ فیلم دیده میشود؛ اجراهایی استثنایی از یک آلبوم برادوی برندهٔ جوایز (که شاید دستکم گرفته شده باشد) با حرکتشناسی خلاق و در یک طراحی تولید رنگارنگ که شامل صحنههای نفیس و لباسهای باشکوه است. این عناصر دستبهدست هم میدهند تا ادای احترامی شایسته به موزیکالهای عظیم و باشکوهِ سینمای قدیم باشند.
در کنار اینها بازیهای برجستهٔ سه نقش اصلی نیز قابلتوجه است؛ بهویژه جنیفر لوپز که دامنهٔ تواناییهایش را در نقشآفرینیای شایستهٔ جایزه به نمایش میگذارد و تماشاگران را بیشک مبهوت میکند و متعجب خواهد ساخت که سالها این همه استعداد کجا پنهان بوده است. هرچند میتوان پذیرفت که شکلگیری رابطهٔ بین دو نقش مرد کمی قویتر میتوانست باشد و وزن روایتیِ زندان میتوانست جدیتر پرداخت شود — جنبههایی که در اقتباس دراماتیک سال ۱۹۸۵ این اثر کاملتر توسعه یافته بودند — اما باید در نظر داشت که این فیلم و نسخهٔ پیشین دو برداشت بسیار متفاوت از یک داستان بنیادی ارائه میدهند: یکی مؤکداً بر طبیعت سنگین و متأثر منبع اصلی میافزاید و دیگری رویکردی احساسیتر و عاشقانهتر شبیهِ نمایش برادوی را بازآفرینی میکند. بنابراین اگر انتظار بازسازیای امروزی و دقیق از نسخهٔ اصلی را دارید ممکن است ناامید شوید.
با در نظر گرفتن این تفاوتها، ممکن است برخی این نسخهٔ جدید را بازنمایی کموزنتری از داستان بدانند — نسخهای که برای عدهای سینمادوست ممکن است جَدّیتِ پسزمینهٔ داستان را سبک جلوه دهد. سؤال مشروعی هست که چگونه میتوان موضوعات جدیِ چنین زمینهای را از طریق یک موزیکال که بهراحتی میتواند دستکم گرفته شود بهطور مؤثر پرداخت. اما بد نیست پیش از حکمدادن دوباره تأمل کنیم؛ زیرا هیچکس جرأت نمیکند چنین انتقادی را نسبت به دیگر آثار برجستهٔ همسبک (مثلاً «بینوایان» ۲۰۱۲) مطرح کند، پس عادلانه نیست که همین نگاه قضاوتآمیز را اینجا هم عرضه کنیم.
در مجموع، «بوسهٔ زن عنکبوتی» یک سوغات سینمایی غیرمترقبه است: اثری تأثیرگذار، سرگرمکننده، تأملبرانگیز و در عین حال بصری خیرهکننده؛ تلفیقی از ویژگیهایی که امروزه معدود فیلمها توان ترکیب موفقشان را دارند. و از سوی کسی که عموماً طرفدارِ زیادِ موزیکالهای سینمایی نیست، این واقعاً نکتهٔ مهمی است.
---
نوشتن این نقد ساعتها طول کشید و هنوز هم احساس میکنم تمام افکار و احساساتم را نمیتوانم خوب در کلمات جای دهم؛ اما صادقانه بگویم این فیلم چیزی جز یک شاهکار نیست. تقابلِ گذر از زندان تاریک و بیرحم به دنیای زنده و روشنِ تکنیکالرِ «بوسهٔ زن عنکبوتی» آنقدر چشمگیر است — هم از نظر بصری و هم بهصورت استعاری — که واقعاً حس میکنید با دو دنیای کاملاً جدا روبهرو هستید.
بازیهای سه نقش اصلی (توناتیو، دیگو لونا، جنیفر لوپز) شگفتآور و دقیق بود؛ از بهترین اجراهایی که تاکنون دیدهام. و شیمی میان توناتیو و دیگو آنقدر خام و تأثیرگذار است که احساسی تلخ و شیرین در دل میگذارد، چون عشقشان را از پشت پرده میتوانید حس کنید (حتی وقتی خودشان قبول ندارند) اما میدانید در نهایت پایان زیبا و شادی که لایقش هستند نصیبشان نخواهد شد. تا پایان فیلم اشک در چشمانم جمع شد و تقریباً حالت هیستریک پیدا کردم؛ نما و دیالوگ آخر همزمان هم مرا شکست و هم التیام بخشید.
حالا باید دربارهٔ چیزی حرف بزنم که همه دربارهاش صحبت میکنند: جنیفر لوپز. همه میدانیم او یک نماد و هنرمند تواناست (حتی اگر خودتان قبول نکنید) اما در این نقش در سطحی دیگر ظاهر شده است؛ او کاملاً در قالب شخصیت(ها)ی آرورا/اینگرید لونا/زن عنکبوتی فرو رفته است. او شایستهٔ تمام تحسینهایی است که دریافت کرده — و حتی بیش از آن.
میدانم شاید اتفاق نیفتد، اما این فیلم واقعاً شایستگی دارد که در فصل جوایز درخشش یابد. این نه تنها یکی از بهترین فیلمهای دهه است، بلکه بیانیهای جسورانه و پرشور است که در این روزگار تیره اهمیت زیادی دارد. من هر چیزی دربارهٔ این فیلم را دوست دارم و امیدوارم توناتیو و جنیفر لوپز نامزد اسکار شوند؛ در غیر این صورت عصبانی خواهم شد! همه باید هرچه زودتر این فیلم را در پردهٔ سینما ببینند؛ واقعاً یکی از بهترین آثاری است که تا بهحال دیدهام و فیلم موردعلاقهٔ سال من است.
---
وقتی «مولینا» (توناتیو) در دههٔ ۱۹۸۰ به زندانِ آرژانتین راهنمایی میشود، به همبندیای معرفی میگردد که اصلاً به کارهای او اعتقاد ندارد یا اهمیت نمیدهد. «آرِگوی» (دیگو لونا) فقط میخواهد در آرامش کتابهایش را بخواند و از زرقوبرق همبندی آشکاراً همجنسگرای خود — یا پردهٔ مرواریدی تختش — مزاحم نشود. اما پافشاری مولینا به این سادگی نادیده گرفته نخواهد شد و پس از مدتی پایداری، بالاخره دوستِ تازهاش را با داستانِ «زن عنکبوتی» که فیلمی است ساختهشده سالها قبل و با حضور اسطورهای «لا لونا» سرگرم میکند.
با تلاقی زندگی واقعی خشنِ زندان و دنیای پرزرقوبرقِ توصیفشده توسط راوی پرشور، مولینا دوستش را به ماجرایی رمانتیک میبرد که در آن زوج کمکم یکدیگر را بهتر میفهمند و حتی نوعی اتکای متقابل شکل میگیرد؛ و درمییابیم هیچیک از این دو مرد آنطور که تا کنون به ما نشان داده شده بودند، کاملاً آنچه به نظر میرسند نیستند. داستانی که آرِگوی را مجذوب میکند یک مثلث عشقی میان «کندال» جوان (توناتیو)، «آرماندو» (لونا) و موضوع عشقِ مشترکشان — «آرورا» (جنیفر لوپز) — است. کدامیک را او دوست دارد و مهمتر، چه کسی فدای «زن عنکبوتی» (باز هم با بازی لوپز) خواهد شد تا نفرینِ دیرینه را آرام کند؟
اگرچه نمایش و صحنهآرایی فیلم نمایشی است، اما ریتم فیلم بهنظرم بسیار مؤثر بود و تلاش توناتیو هم واقعاً جالب توجه است. او آسیبپذیری را به نقش میآورد، اما در عین حال مقاومت و تابآوری را نیز نشان میدهد، تا نشان دهد گرفتارچیانشان تا چه اندازه فریبکار بودهاند. مطمئن نیستم آیا بیل کاندون خواسته لوپز تا این حد جدا از دیگر بخشهای تولید بهنظر برسد یا نه، و این گاهی جواب نمیدهد، اما اجرای قدرتمند او از قطعهٔ عنوان فیلم مجموعهای از شمارههای موزیکال را به اوج میرساند؛ شمارههایی که شاید آنقدرها بهیادماندنی نباشند اما اغلب نهتنها تأثیرگذارند بلکه اندکی نیز بازیگوش و شهوانیاند و به پایانی میرسند که ناگزیر بر هر دو خط داستانی تراژیک است.
میتوانستم مایل باشم داستان فرعی مرموزِ «زن عنکبوتی» کمی مفصلتر پرداخته شود، اما در کل این اثر را تلاشی شجاعانه و خلاقانه از کاندون یافتم که بازیگری خوبی دارد و دیدنش ارزشمند است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران