ما با تماشای یک بوکسور آغاز میکنیم — که نامی ندارد، پس ما او را «کلینت» مینامیم — که یک مسابقه را واگذار میکند؛ مسابقهای که میتوانست او را به شهرت و افتخار برساند. ده سال بعد او در یک باشگاه کوچک برای دوستدخترش «کیتلین» (کیترینا بالفه) کار میکند و در برابر آزار و اذیت مزدوران محلی تاب میآورد. ناگهان تماس میگیرد؛ «دانی» (گری بِیدل)،...
ما با تماشای یک بوکسور آغاز میکنیم — که نامی ندارد، پس ما او را «کلینت» مینامیم — که یک مسابقه را واگذار میکند؛ مسابقهای که میتوانست او را به شهرت و افتخار برساند. ده سال بعد او در یک باشگاه کوچک برای دوستدخترش «کیتلین» (کیترینا بالفه) کار میکند و در برابر آزار و اذیت مزدوران محلی تاب میآورد. ناگهان تماس میگیرد؛ «دانی» (گری بِیدل)، منیجر مشهور، به او فرصت مسابقهای برای قهرمانی میدهد. کیتلین مردد است اما میپذیرد چون میفهمد او واقعاً نیاز دارد تا برخی از شیاطین قدیمیاش را بیرون کند؛ بنابراین عازم لاس وگاس و مراسم وزنکشی میشوند. باید گفت تا حدی میتوان ایراد را به وسوسهها نسبت داد، اما او برای حدود بیست کیلو اضافهوزن عذر موجهی ندارد و بنابراین مجبور است تمرینی جهنمی را تحمل کند تا شاید اصلاً به رینگ برسد. این دقیقاً موضوع فیلم است، و بلوم روش بازیگریِ متد را به سطحی کاملاً متفاوت میبرد. او عملاً برای نقش عرق میکند و خون میریزد تا وزن کم کند. بهسرعت برای «دانی» روشن میشود که حتی این هم کافی نیست، پس «بوز» (جان ترتورو) را وارد ماجرا میکند که رژیم جدیدی آورده و میانبریهای وسوسهانگیز—که احتمالاً مرزهای قوانین را رد میکنند—پیشنهاد میدهد. هرچه «کلینت» خستهتر، ناامیدتر و اکنون از کیتلین دورتر میشود، زندگیاش در مهی محو میگردد و در این میان گذشتهاش با مادر مجردش (کلر دان) که در ایرلند شمالی با شیوهای کاملاً مستقیم امرارمعاش میکرد، برایمان روشن میشود. با وجود این تروماهای پنهان که در کنار شکنجههای جسمی او را تعقیب میکنند، آیا شانس دارد که ترازو اجازه دهد مبارزه کند؟ حتی اگر اینطور باشد، در چه حالی خواهد بود؟ این فیلم بسیار دور از هر چیزی است که بلوم قبلاً انجام داده و تلاشهای او هرچه پیش میرویم بویی از اصالت میدهد. متأسفانه داستان چندان توسعه پیدا نمیکند. شخصیتپردازیها ناامیدکننده و کمرمقاند و گرچه گاهی تماشای آن بهشدت آزاردهنده و تأثیرگذار است، در مجموع سطحی باقی میماند. ترتورو کمی مرا به جیکی سیمونز در «ویپلَش» (۲۰۱۴) یادآوری کرد، اما این نقش مربیگری اینجا بارها توسط ورودِ بدون توضیح «لوپه» (محمد منصورِی) تضعیف میشود؛ نقشی که گویی بخشی از تخیلات روزبهروز شکننده بوکسور است. از منظر بازیگری، این اجرا شانس زیادی در فصل جوایز خواهد داشت، اما از نظر روایت داستان، تأسفآوراً پخته نشده است.
راکی ۶: نشستِ مبارزه فمینیستی
نابسندگی در فهم بوکس. نابسندگی در فهم کاهش وزن. نابسندگی در فهم تمرین. نابسندگی در فهم مادرhood. نابسندگی در فهم کودکی. نابسندگی در فهم روابط انسانی. و البته، نفرت از مردان.
یک آشفتگی هالیوودیِ معاصر و بدبینانه است، چنان جدا از واقعیت و تجربه انسانی که تنها ارزشش نشان دادن دورافتادگی این آدمکهای هالیوودی و ابزارهای نوشتاریشان است.
یک فاجعه روی ریلِ کند است که دارد بهصورت خودبهخودی نابود میشود. من سالهاست حتی یک سنت برای آشغالهای هالیوودی پرداخت نکردهام. خداحافظ هالیوودِ خوب، دلتنگت خواهیم شد. سلام به سینمای آسیایی و اروپایی؛ خوشحالم که هستید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران