هنگامی که یک معمار خوش فکر و همسرش در سال 1947 از اروپای پس از جنگ فرار می کنند تا میراث خود را بازسازی کنند و شاهد تولد ایالات متحده مدرن باشند، زندگی آنها برای همیشه توسط یک مشتری مرموز و ثروتمند تغییر ...
هنگامی که یک معمار خوش فکر و همسرش در سال 1947 از اروپای پس از جنگ فرار می کنند تا میراث خود را بازسازی کنند و شاهد تولد ایالات متحده مدرن باشند، زندگی آنها برای همیشه توسط یک مشتری مرموز و ثروتمند تغییر ...
تلاش برای رسیدن به «رویای آمریکایی» آرزوی تقریباً هر مهاجری است که به سواحل این کشور میرسد. تحقق این آرزو بسته به شرایط هر فرد میتواند اشکال گوناگونی به خود بگیرد، اما همانطور که بسیاری از تازهواردها میآموزند، هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد و مسیر اغلب پیچیدهتر از انتظار پیش میرود. داستان فیلم تازهٔ برِیدی کوربت یکی از همین روایتهاست. فیلم سرگذشت لازلو توت...
تلاش برای رسیدن به «رویای آمریکایی» آرزوی تقریباً هر مهاجری است که به سواحل این کشور میرسد. تحقق این آرزو بسته به شرایط هر فرد میتواند اشکال گوناگونی به خود بگیرد، اما همانطور که بسیاری از تازهواردها میآموزند، هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد و مسیر اغلب پیچیدهتر از انتظار پیش میرود. داستان فیلم تازهٔ برِیدی کوربت یکی از همین روایتهاست. فیلم سرگذشت لازلو توت (با بازی آدریان برودی)، معمار یهودی مجارستانیِ خیالی را دنبال میکند که پس از زندانی شدن در اردوگاههای جنگ جهانی دوم از اروپا فرار کرده و در ۱۹۴۷ به آمریکا میرسد. او در ابتدا در ادغام با جامعه جدید، بازسازی حرفهاش و آوردن همسرش، ارزِبت (فلیسیتی جونز)، به آمریکا دچار مشکل میشود. با این حال خوششانسی او وقتی تغییر مییابد که ثروتمندی قدرتمند و مرموز (گای پیرس) او را مأمور طراحی یک مرکز چندمنظورهٔ سطح بالا میکند. خُلقوخو و هوسهای احساسیِ این کارفرمای عجیب، لازلو را با امکانها و چالشهای رویای آمریکایی روبهرو میسازد. فیلم در کنار مضمون اصلی به مجموعهای از خطوط فرعی دربارهٔ زندگی حرفهای و شخصی قهرمان میپردازد که مجموع آنها داستانی جالب و گیرا میسازند، هرچند برخی از کمانهای روایی و وجوه شخصیتی بهصورت نابرابر پرداخت شدهاند. خودِ لازلو گاهی شخصیت مبهمی دارد، و این در حالی است که فیلم با زمان قابلتوجهِ ۳ ساعت و ۳۵ دقیقه (بههمراه میانپرده) فرصت کافی برای پرداختن به عناصر اصلی روایت و شخصیتها را دارد. با وجود این کاستی، «بروتالیست» نقاط قوت فراوانی دارد: اجراهای درخشان گای پیرس، فلیسیتی جونز، برودی و دیگر بازیگران مکمل، تصویربرداری چشمگیر، موسیقی متن تأثیرگذار و ریتمبندیِ نسبتاً پایدار—که برای فیلمی با این مدت زمان دستاورد قابلتوجهی است. اگرچه نیمهٔ اول فیلم قویتر از نیمهٔ دوم است و بخشهایی از پایان فیلم کمی افت دارند، در مجموع این اثر که برندهٔ جوایزی هم شده، عملکرد قابلقبولی دارد و در میان موج ناامیدیهای فصل جوایز، محصولی امیدوارکننده بهشمار میآید: کامل نیست اما از بسیاری از همسالان سینمایی ۲۰۲۴ بهتر است.
آیا واقعاً نیاز بود فیلم ۳ ساعت و نیم باشد؟ احتمالاً خیر؛ اما تا آنجا که پیش میرود، اجرای آدریان برودی در نقش لازلو چشمگیر است: مردی که از سختیهای جنگی جان سالم به در برده و به نیویورک رسیده است. او در آنجا با خانوادهای روبهرو میشود که او را به ثروتمندی به نام ون بورِن (گای پیرس) میرساند؛ مردی که تصمیم میگیرد او ساختمانی عمومی بسازد—ساختاری که از نظر طراحی خشک و زاویهدار است و عنوان فیلم میتواند به سبک سرد و بیروح معماری آن هم اشاره داشته باشد. ون بورِن مبلغ زیادی برای پروژه اختصاص میدهد و لازلو خوشحال است؛ این در حالی است که هَری (جو آلوین)، پسر ون بورِن، دائم میان معمار و پدرش دخالت میکند و نقش برهمزنندهای دارد. ون بورِن کهنهتر کمک میکند همسر لازلو و دخترخالهٔ او، زوفیا (رفی کسیدی)، وارد کشور شوند، اما این روند هم آنطور که باید پیش نمیرود و بر دشواریهای لازلو میافزاید. نقطهٔ مرکزی پروژه سنگی آیینی است و برای آن لازلو و رئیسش به کوههای کارارا میروند؛ جایی که اتفاقی شوکهکننده رخ میدهد و دینامیک رابطهها و کل فیلم را تغییر میدهد. بهنظرم بیست دقیقهٔ پایانی جایی است که فیلم از حرکت میافتد. داستان در طول فیلم تأکید بر بیرونماندگی مرد و خانوادهاش دارد؛ اینکه آنها وسیلهای برای رسیدن به هدفاند و تا حدی بهعنوان کالایی مورد استفاده قرار میگیرند. خشونتِ مستغِرِ پایانی که با نوشیدن الکل همراه است، بهنظر طراحیشده برای ایجاد تنفر صرف است و برایم مقصودش روشن نشد، همچنین گرهگشایی پس از آن هم قانعکننده نبود. نکتهٔ جالب دیگر تمجید از نگاه VistaVision است؛ تکنیکی که سالها پیش ستارگان بزرگی را روی پرده نشان داده بود و حالا گویی دوباره کشف شده است. این ممکن است به تصویربرداری کمک کند، اما به داستان کمکی نمیکند—و پیش از میانپردهای که از نظر روایی ضروری نیست، انرژی روایت رو به افول میگذارد. بخش اول نگاه جذابی به وسواس و طبیعت نفرتانگیز سرپرستی و ریاکاری ارائه میدهد؛ بخش دوم بهمراتب ضعیفتر، ملودراماتیکتر و کمعمقتر است—عناصر زیادی در جریاناند اما هیچیک به اندازهٔ کافی پیگیری نمیشوند تا جالب یا یکپارچه شوند. کوربت تخیل قدرتمندی دارد اما شاید این فیلم به دستی توانا و قضاوتی واقعبینانهتر نیاز داشت. فیلم خوب است، اما به اندازهٔ تبلیغاتی که دربارهاش شده، بینقص نیست. دیدن آن بر پردهٔ بزرگ ضروری است—روی تلویزیون بهطرزی افسردهکننده عادی بهنظر خواهد رسید.
این فیلم عالی است: زیبا، با داستان خوب، لحظات بامزه، درام و پیچ و تابهای جذاب. با همهٔ این نقاط قوت، بهترین ویژگی فیلم شاید همین باشد که میتوان تماشای آن را قطع کرد و با میانپرده ادامه را روز بعد دید—میانپردهای که بهخوبی وقفهای لازم فراهم میکند.
«بروتالیست» درام دورانگرا و آرامی است که عمیقاً به مبارزات شخصی یک قهرمان مهاجر میپردازد؛ مردی که با انگیزهٔ هنری و تلاش برای متعلقشدن در جامعهای ساختاریاً معاند رو به روست. اجرای آدریان برودی تحسینبرانگیز و شایستهٔ جوایز است؛ کوربت با تمرکز بر سفر شخصیتی او، تبعیض، دوری از خانواده و اعتیاد را بهصورت مطالعهای صمیمی از مقاومت نشان میدهد. زمینهٔ معماری—ساخت یک نهاد شاخص—به عنوان خط اصلی روایت عمل میکند و اگرچه از نظر بصری از طریق تصویربرداری بینقص لول کراولی خیرهکننده است، در نهایت همان وزنِ داستان شخصی را ندارد، با وجود تشابهها و استعارههای آشکار. موسیقی محوکنندهٔ دنیل بلومبرگ لایهای از تنش میافزاید و زیرپوست احساسات را تقویت میکند، حتی با وجود ریتم کند فیلم. زمان طولانی فیلم گاهی آزمایش شکیبایی به نظر میرسد، مخصوصاً وقتی لحظاتی تکراری یا اضافی بهنظر میرسند، اما در نهایت طولِ اثر تا حدی توجیه میشود و میانپرده کمک مفیدی به تجربهٔ اپیکِ این روایت میکند. شخصاً احساس میکنم در اقلیت طرفدارانِ مثبت قرار دارم؛ چندان دچار حیرت نشدم، ولی آن را فیلمی قابل تماشا در ۲۰۲۴ میدانم.
فیلم واقعاً برجسته است. بزرگترین تحسینی که میتوانم بگویم این است که مدت ۲۱۵ دقیقهٔ فیلم سریع میگذرد و میانپرده حوالی ساعت و چهل دقیقه مثل ضربهای محکم به من خورد! وقتی چیزی که روی پرده است خوب باشد، مدت زمان اهمیت چندانی ندارد. نمیتوانم چیز تازهای به ستایشهایی که از فیلم شده اضافه کنم؛ هر ستایشی که شده بیدلیل نیست. اجرای آدریان برودی فوقالعاده است؛ او هر جنبهٔ لازلو توت را بهخوبی اجرا میکند و اصلاً تصور بازیگر دیگری در این نقش دشوار است. گای پیرس هم عملکرد درخشانی دارد؛ جدا از «ممنتو»، این یکی از بهترینهای اوست. جو آلوین، فلیسیتی جونز و جاناتان هاید نیز شایستهٔ تحسیناند. تقریباً هیچ نکتهٔ بدی در فیلم نمیتوان دید: تصویربرداری، موسیقی، تدوین و جزئیات دیگر همگی عالیاند. نیمهٔ اول قویتر از نیمهٔ دوم است، اما این ضعف قابلچشمپوشی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران