پس از وقوع نوعی آخرالزمان در سطح زمین، خانوادهای به عمق یک معدن نمک پناه بردهاند؛ جایی که شغل پیشین پدر در صنعت انرژی باعث شده زندگیای متمدن و نسبتاً مرفه داشته باشند. دیوارهای روکششده با بلوط و آراسته به تابلوهای روبنس و رمبراند، صحنه را کامل میکنند. مایکل شانون و تیـلدا سوینتون پسرشان جورج مککی را بزرگ کردهاند، با کمک بهترین دوستِ او بروناگ...
پس از وقوع نوعی آخرالزمان در سطح زمین، خانوادهای به عمق یک معدن نمک پناه بردهاند؛ جایی که شغل پیشین پدر در صنعت انرژی باعث شده زندگیای متمدن و نسبتاً مرفه داشته باشند. دیوارهای روکششده با بلوط و آراسته به تابلوهای روبنس و رمبراند، صحنه را کامل میکنند. مایکل شانون و تیـلدا سوینتون پسرشان جورج مککی را بزرگ کردهاند، با کمک بهترین دوستِ او بروناگ گالاجر، یک پزشک (لنی جیمز) و خدمتکار همجنسگرایشان (تیم مکایـنِرنی).
روزها را صرف تمرین سناریوهای فاجعه و بازآرایی خانه میکنند، در حالی که پسر برای پدرش خاطراتی مینویسد که تاریخ (محیطزیستی) جهان را با ستایشی تا حدودی جانبدارانه از تلاشهای پدرش برای فراهمکردن انرژی ارزان و نامحدود برای تودهها درهم میآمیزد. تا اینکه روزی این رؤیای الیسیایی با ورود دختری جوان (موزس اینگرام) مختل میشود و آنها را در دوراهی قرار میدهد: آیا به او اجازه میدهند بماند یا او را به جایی که آمده برمیگردانند؟ اگر بماند، چگونه میتواند تعادل خانوادهای را که روی انبوهی از مسائل گذشتهشان لایهای نازک کشیده شده — مسائلی که طی حدود بیست سال زیستن زیر زمین تا حد زیادی فراموش شدهاند — بر هم بزند؟
آواز در فیلم زیاد است و به جز احتمالاً اینگرام، اغلب بازیگران در خواندن چندان توانا نیستند. اما این موضوع آزاردهنده نیست، چون موسیقی متنِ ماریوس ده وریس و جاش اشمیت طیف گستردهای از ژانرها را — از راخمانینف و گرشویین تا لوید-وبر، رایس و پاسک و پال — ترکیب میکند. وقتی گوشتان به فالشیتوی گاهی ناراحتکنندهٔ مککی و اجرای پرانرژی اما نهچندان خوشآوای سوینتون عادت کند، این بخش به شکلی نسبتاً سرگرمکننده کار میکند.
همیشه میتوان روی گالاجر حساب کرد که کمی سرزندگی به داستان بیفزاید، و مکایـنِرنی هم همانطور که در «گلادیاتور ۲» نشان داد، با بازی اغراقآمیز اثرگذاری ایجاد میکند. خط زمان گهگاهی میپرد، اما نه خیلی، و این پرشها تأثیر عجیبی بر نحوهٔ روایت دارند؛ طوری که شخصیتها در پایان برخی صحنهها ناگهانی، خب، ناپدید میشوند.
مککی برای من از دیگران پیشی میگیرد؛ نقشی که اندکی یادآور اجرای صحنهای لوک تریدَوی برندهٔ جایزهٔ الیویه در نقش «کریستوفر» از نمایش «حادثهٔ عجیب سگ در شب» بود. سفر او به سمت بلوغ با شخصیتی کمی اوتیستیک، رابطهای وابسته با مادر و میلهای هورمونی در حال بیدار شدن همراه است.
فیلم طولانی است و گاهی نوسان دارد، اما بهطور کلی روان پیش میرود و در قالبی بسیار صحنهآراییشدهٔ تئاتری ارائه میشود. اگر دنبال تجربهای هستید که تقریباً همه را از منطقهٔ آسایششان بیرون بکشد، این فیلم میتواند مناسب شما باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران