«سلما» (بیورک)، مهاجر چک، زنی است جدا شده، پسری (کوستیک) دارد، در کارخانه ای در یکی از مناطق روستایی امریکا کار می کند و رفته رفته بینایی اش را از دست می دهد. تنها عاملی که او را از شر مصایب زندگی اش رهایی می بخشد، علاقه ی شدیدی است که به موسیقی دارد...
«سلما» (بیورک)، مهاجر چک، زنی است جدا شده، پسری (کوستیک) دارد، در کارخانه ای در یکی از مناطق روستایی امریکا کار می کند و رفته رفته بینایی اش را از دست می دهد. تنها عاملی که او را از شر مصایب زندگی اش رهایی می بخشد، علاقه ی شدیدی است که به موسیقی دارد...
نامزد دریافت ۱ اسکار؛ ۳۴ جایزه و در مجموع ۴۸ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان495
بیورک در این فیلم درخشان است؛ نماهای کلوزآپِ تنگ او را به شکلی خیرهکننده نشان میدهند. فیلم نوعی «یوفو» سینمایی است — موسیقایی هست اما تماماً در قالب یک موزیکال جا نمیگیرد.
داستان دربارهٔ سلما، مهاجر چک در آمریکا، و بیماری پیشروندهٔ بینایی اوست که به فرزندش هم منتقل شده است. او میداند فرزندش هنوز فرصت عمل دارد و برای جمعکردن پول لازم در کارخانهٔ مونتاژ...
بیورک در این فیلم درخشان است؛ نماهای کلوزآپِ تنگ او را به شکلی خیرهکننده نشان میدهند. فیلم نوعی «یوفو» سینمایی است — موسیقایی هست اما تماماً در قالب یک موزیکال جا نمیگیرد.
داستان دربارهٔ سلما، مهاجر چک در آمریکا، و بیماری پیشروندهٔ بینایی اوست که به فرزندش هم منتقل شده است. او میداند فرزندش هنوز فرصت عمل دارد و برای جمعکردن پول لازم در کارخانهٔ مونتاژ ابزار کار میکند و هر ریال را پسانداز میکند. دوستان کمی دارد، عمدتاً کتی (کاترین دونوو) و جف (پیتر استورماره) که میخواهند رابطهشان را پیش ببرند، و در کنار همهٔ اینها درگیری خشونتآمیزی با بیل (دیوید مورس) رخ میدهد که او را به پای میز محاکمه میکشاند. در لحظات سخت، سلما برای فرار روانی از سختیها صحنههایی از زندگی را در قالب یک تئاتر موزیکال تجسم میکند — جاهایی که ترانهها و رقصها نوید پایانی خوش را میدهند. بیورک علاوه بر آواز خوب، نقش دختری را نشان میدهد که همزمان مطمئن و آسیبپذیر است: خجالتی اما برونگرا، مصمم که هرطور شده درمان فرزندش انجام شود و همچنان رؤیایِ «ماریا» شدن را در سر دارد.
لارس فون تریر در تلاش برای ترکیب درام و تئاتر موزیکال جسورانه عمل کرده و فیلم پر از شجاعت است؛ اما این بلندپروازی به تنهایی کافی نیست. از منظر درام، فیلم در دو سطح اساسی لغزش دارد: اول، حرکت دوربینِ دستی و لرزان کاملاً غیرضروری بهنظر میرسد. فون تریر در جای دیگری از فیلم از قواعد داگمه ۹۵ عدول کرده، پس دلیلی ندارد به این محدودیت آزاردهنده چسبیده باشد؛ این لرزش مداوم توان باورپذیری را از بین میبرد و مانع غرقشدن تماشاگر در تراژدیِ سلما میشود. دوم و مهمتر، نتیجهٔ تیره و پایانِ بیپاداشِ فیلم هیچ ارزش رستگاریبخشی ارائه نمیکند. تراژدی یونانی بدون درس اخلاقی چه سود؟ کاتارسیس به معنا نیاز دارد و «رقصنده در تاریکی» آن معنا را عرضه نمیکند.
بهعنوان موزیکال هم فیلم موفق ظاهر نمیشود. حتی موزیکالهای تاریک هم نیازمند لحظاتی از رهایی یا رستگاریاند، لحظاتی که ترانه ما را از رنج فراتر ببرد؛ اینجا چنین چیزی وجود ندارد. با این حال، لحظات درخشان دارد: اجرای بیورک تأثیرگذار است و آوردن جول گری در شمارهٔ موزیکال دادگاه پایانی ایدهای هوشمندانه و متا-تئاتری است که هم به تاریخچهٔ ژانر اشاره میکند و هم آن را بازتاب میدهد. کاترین دونوو در نقش کتی کماستفاده اما درخشان ظاهر شده و پیتر استورماره و دیوید مورس هم حضور قابلتوجهی دارند.
از نظر بصری حس سرد و یخزدهای در چهرهٔ فیلم هست — هرچند تلاش بازیگران میدرخشد — و عکاسی دستمتزلزل گاهی ناموزون و آزاردهنده است. با وجود همهٔ کاستیها، فیلم توانایی این را دارد که بیننده را به درد و سرنوشت سلما دلبسته کند؛ بیناییاش که تحلیل میرود انگار نمادی از چیزی غمانگیزتر میشود. فیلم آهسته پیش میرود اما درون تحلیل سیاهِ خود از روح انسانی، تابآوری و آمریکای کوچکِ دههٔ ۱۹۶۰ گهگاه طنزی هم دارد — و شاید همین خواندن «My Favourite Things» در بستر فیلم کارساز باشد.
در نهایت، «رقصنده در تاریکی» فیلمی است جسور و تحسینبرانگیز در نیت، اما شکستخورده هم در اجرا؛ در عین اینکه لحظاتی درخشان دارد، در مجموع نه بهعنوان درام و نه بهعنوان موزیکال به موفقیت کامل نمیرسد — یک شکستِ ستودنی.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران