هاوارد هوگز شروع به ساختن موشکی استثنایی میکند. او با اختراع این موشک مافوق تصور تبدیل به یک ابر قهرمان می شود. او برای پرواز دادن این موشک کارهای بسیاری انجام داده اما…
هاوارد هوگز شروع به ساختن موشکی استثنایی میکند. او با اختراع این موشک مافوق تصور تبدیل به یک ابر قهرمان می شود. او برای پرواز دادن این موشک کارهای بسیاری انجام داده اما…
راکتریتر به کارگردانی جو جانستون و نویسندگی دنی بیلسون، پاول دهمئو و ویلیام دیر ساخته شده و بر پایهٔ کتاب مصور دیو استیونز است. در این فیلم بیلی کمپبل، جنیفر کانلی، آلن آرکین، تیموتی دالتون و پل سوروینو بازی میکنند. موسیقی اثر را جیمز هورنر ساخته و فیلمبرداری را هیرُ ناریتا برعهده داشته است.
ساخت فیلم هشت سال طول کشید؛ بارها بازنویسی شد، عوامل و مکانها...
راکتریتر به کارگردانی جو جانستون و نویسندگی دنی بیلسون، پاول دهمئو و ویلیام دیر ساخته شده و بر پایهٔ کتاب مصور دیو استیونز است. در این فیلم بیلی کمپبل، جنیفر کانلی، آلن آرکین، تیموتی دالتون و پل سوروینو بازی میکنند. موسیقی اثر را جیمز هورنر ساخته و فیلمبرداری را هیرُ ناریتا برعهده داشته است.
ساخت فیلم هشت سال طول کشید؛ بارها بازنویسی شد، عوامل و مکانها تغییر کردند و تنها ثباتی که وجود داشت بیثباتی دیزنی بود. وقتی فیلم اکران شد نقدهای عموماً مثبت گرفت اما سود کمی داشت و در سایهٔ بازتعریف ژانر قهرمانی بهدست تیم برتون، راکتریتر به فیلمی محفلپرست تبدیل شد؛ دنبالهها کنار گذاشته شدند و شهرتش تا امروز بهعنوان فیلمی ناموفق باقی ماند—که به نظرم ناعادلانه است. راکتریتر اثری پرمحبت و سرشار از ماجراجویی است؛ به سریالهای دههٔ ۱۹۳۰ ارجاع میدهد، پر از جذابیتهای هالیوود آن دوره و تصویری آرت دکو است، همراه با یک زن در خطر، قهرمانی چهارشانه، شرورهای نازی، جلوههای بصری خوب و یک پایانی با زیپلین که نماهای چشمگیری دارد. با فیلمبرداری زیبا و موسیقی پرحرارت، این فیلم یک بلاکباستر خانوادگی است که همهٔ عناصر لازم را دارد. کیفیت صحنههای اکشن هنوز هم ماندگار است و جانستون که مشتاق انجام این پروژه بود، فیلم را با درکی دقیق از زمان و مکان میگرداند؛ مهمتر از همه لحن و ریتم کار را حفظ میکند. هیچ طنز خودشیفتهای در کار نیست یا کنکاش روانکاوانهٔ عمیق از شخصیت؛ فقط یک محور سادهٔ خیر در برابر شر و رگهای از رومانس که بهخوبی در دل داستان تنیده شده است. نقش کلیف سیکورد سخت انتخاب شد و نامهای بزرگی برای آن مطرح بودند، اما جانستون به بیلی کمپبل اعتماد کرد و ثابت کرد این انتخاب مناسب بوده است؛ کمپبل بهخوبی ترکیبی از معصومیت و دستپاچگی لازم برای مردی را که ناگهان با کولهپشتی راکتی روبهرو میشود نشان میدهد و با کانلی هم شیمی خوبی دارد. اما فیلم متعلق به دالتون است؛ او بهطرزی لذتبخش نقش ضدقهرمان را بازی میکند؛ شخصیتی که از ارول فلین الهام گرفته و ظاهراً روزگاری جاسوس نازی بوده—دالتون با ظاهر، جسارت، سبیلگردانی و صدایی مناسب برای چنین نقشی تمام و کمال عمل میکند. بازیگران مکملِ صاحبنامی مثل تری اوکوئین، پل سوروینو و اد لاوتر نیز به خوبی فضا را پر کردهاند. این فیلم سرگرمی فرّاری و بیتکلفی است که جاهطلبیای بیش از جایگاه خود ندارد؛ استفاده از عنصر پایهای کمیکبوک برای سرگرمکردن به شکلی بزرگنماییشدهٔ هالیوودی قابل تحسین است. من آن را دوست دارم. (۸/۱۰)
فیلم بسیار لذتبخش است. راکتریتر فراتر از انتظاراتم ظاهر شد؛ با اینکه دقایق ابتدایی نوید چندان زیادی نمیداد، اما در ادامه موفق شد ۱۰۸ دقیقهٔ سرگرمکنندهای تولید کند. قهرمان جذاب، موسیقی عالی و فهرست بازیگران دوستداشتنی؛ همه چیز بهخوبی کار میکند. طرح داستانی بهخصوص در پایان تا حدی عجیب و غریب است ولی بهطرزی موفق اجرا شده و لازم است بابت این کشیده شدن روی صحنه به سازندگان تبریک گفت. چهرههای شناختهشدهٔ زیادی حاضرند و همهٔ بازیگران اصلی اجراهای خوبی دارند. بیلی کمپبل در نقش کلیف بسیار خوب است؛ جنیفر کانلی (جنی)، آلن آرکین (پیبادی)، پل سوروینو (ادی) و تیموتی دالتون (نویل) همگی نقشی موثر ایفا میکنند. ریتم فیلم محکم است و صحنههای اکشن در کنار موسیقی جیمز هورنر به اثر انرژی میدهند. در مجموع، فیلمی است که قطعاً توصیهاش میکنم؛ در میان آثار لایو-اکشن دیزنی تا سال ۱۹۹۱ جزو آثار خوب بهحساب میآید.
بیلی کمپبل در این فیلم بسیار باورپذیر است و صادقانه بگویم، به نظرم بهتر از این نمیشد کسی را برای نقش بازیگر بریتانیا-سبکِ شرورِ الهامگرفته از ارول فلین پیدا کرد جز تیموتی دالتون. از طرفی این احساس همیشه وجود داشته که کمپبل در عرصهٔ بازیگری کمتر از لیاقتش دیده شده است. راستش، این در مجموع یک فیلمِ فوقالعادهٔ قهرمانی است که حس ریتروی سریالهای دههٔ ۱۹۳۰ را بهخوبی منتقل میکند. همهٔ عناصر بهخوبی کنار هم قرار گرفتهاند و فیلم شایستهٔ توجه بیشتری بود.
بیش از پانزده سال بود که این فیلم را ندیده بودم، اما به محض شنیدن چند ضربهٔ ابتدایی موسیقی جیمز هورنر همهٔ خاطرهها بازگشت. این یک داستان ماجراجویانهٔ شیک است که عناصر مختلفی از آمریکا در دههٔ ۱۹۲۰—گنگسترها، پیشگامان هوانوردی و داستان عاشقانه—را با قصهای دربارهٔ خیر و شر و علم نوآورانه تلفیق میکند؛ حتی نازیها هم حضور دارند. بیلی کمپبل عمدتاً بهخاطر ظاهرش انتخاب شده اما بهعنوان قهرمان بیباک «کلیف» شادابی و شوخطبعی را به داستان میآورد. او به کولهپشتی راکتیای که ظاهراً توسط هاوارد هیوز طراحی شده برخورد میکند و تلاش میکند آن را یاد بگیرد و بهکار گیرد. در همین حال، تیموتی دالتون در نقش نویل سینکلر یک بازیگر هالیوودی بریتانیایی با تهدیدی نسبتاً کمیک است که فیلمهای ارول فلین را تقلید میکند و حاضر است به خلافکاران مبلغی خوب پرداخت کند تا دستگاه را برایش بیاورند. از آن به بعد، داستان به یک بازی گربه و موش خانوادگی تبدیل میشود. فیلمنامه پیچیده یا غیرمنتظرهای ندارد، اما جلوههای ویژهٔ معقول، هوانوردیهای شکیل و اجرای خوب آلن آرکین همه کمک کردهاند که فیلم بهخوبی حرکت کند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران