مخترع و دانشمند "الکساندر هارتجن" مصمم است تا ثابت کند که سفر در زمان ممکن است.یک اتفاق ناگوار در زندگی او باعث می شود تا او تصمیم بگیرد گذشته را تغییر دهد.هنگام تست تئوریهای خود به وسیله ماشینی که اختراع کرده او به 800000 سال در آینده سفر می کند و...
مخترع و دانشمند "الکساندر هارتجن" مصمم است تا ثابت کند که سفر در زمان ممکن است.یک اتفاق ناگوار در زندگی او باعث می شود تا او تصمیم بگیرد گذشته را تغییر دهد.هنگام تست تئوریهای خود به وسیله ماشینی که اختراع کرده او به 800000 سال در آینده سفر می کند و...
برخی جنبههای جالب و حتی جاهطلبانه دارد، اما این تریلر علمیتخیلی نسبتاً ناپایدار است و جلوههای بصریاش ترکیبی از چیزهای نسبتاً چشمگیر برای زمان خود (حالا حدود ۲۰ سال پیش) تا واقعاً ضعیف است. از نکات مثبت، گای پیرس در نقش اصلی بازیِ خوبی دارد. این فیلم مرا به یاد دورهای انداخت که ارلندو جونز در تعداد زیادی فیلم ظاهر میشد (۱۸ فیلم بین ۱۹۹۸...
برخی جنبههای جالب و حتی جاهطلبانه دارد، اما این تریلر علمیتخیلی نسبتاً ناپایدار است و جلوههای بصریاش ترکیبی از چیزهای نسبتاً چشمگیر برای زمان خود (حالا حدود ۲۰ سال پیش) تا واقعاً ضعیف است. از نکات مثبت، گای پیرس در نقش اصلی بازیِ خوبی دارد. این فیلم مرا به یاد دورهای انداخت که ارلندو جونز در تعداد زیادی فیلم ظاهر میشد (۱۸ فیلم بین ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴). نمیدانم، این فیلم مرا سرگرم نگه داشت. امتیاز: ۳.۰/۵
نمیدانم چگونه باید با این اثر برخورد کنم.
«ماشین زمان» از آن داستانهایی است که وقتی دوباره میخوانمش، خاطرات زندهای را بازمیگرداند. یکی از بهترین دوستانم در دبیرستان آن را به من قرض داد؛ برای حدود یک ماه در کولهپشتیام گذاشتم و سپس... وقتی به یک اردوی مدرسهای به تالار بورس رفتیم، آن را بیرون کشیدم و در مسیر قطار شروع به خواندن کردم.
داستان آنقدر کوتاه بود که میتوانستم در یک ساعت و پانزده دقیقه زمان بین شهر کوچکمان و شیکاگو آن را تمام کنم. تا امروز، هر بار که به آن برمیگردم، مرا به سال ۱۹۹۷ بازمیگرداند و بهوضوح یادم هست که دقیقاً وقتی قطار ایستاد، کتاب را تمام کردم و وارد شهر شلوغ شدم و احساس میکردم در دنیای دیگری هستم. داستان آنقدر مرا از واقعیت جدا کرد که شیکاگو آزاردهنده بهنظر میرسید.
و بعد از آن فیلم ساختند — یک بازسازی — و وقتی آن را دیدم، نمیدانم، آن حسِ قرار گرفتن در جهانی کاملاً متفاوت که کتاب به من داده بود را نداشت...
فیلم، برای من، باید به نوعی آن تجربه را زنده کند یا دستکم همان حسِ بیرون آمدن از سینما و دیدن اینکه هوا بارانی شده را بهوجود آورد. داستان جذبکنندهای است و «ماشین زمان» نتوانست مثل کتاب مرا ببرد. احساس میکنم لیاقتِ بهتر شدن را داشت.
یادآور همان احساسی است که از «کینگ کونگِ جکسون» داشتم؛ حس میکردم تلاش میکند و به شکلی فاجعهبار شکست میخورد.
با هیجان وارد فیلم شدم اما با حسی شبیهِ «بیتفاوتی» بیرون آمدم، و این بعد از انتظار طولانیام بود — من کتاب را در ۱۹۹۷ خواندم و فیلم در ۲۰۰۲ ساخته شد، انتظار داشتم همان حس را تجربه کنم. شاید بهخاطر علاقهی عمیقم به تأثیری که آن داستان بار اول رویم گذاشت، نسبت به فیلم سختگیرانه برخورد میکنم؛ همانطور که حالا، بهعنوان یک بزرگسال، فیلم مرا به دنیای دیگری نمیبرد، بلکه مرا دوباره به ۱۹۹۷، دبیرستان و آن یک ساعت و پانزده دقیقه سفر با قطار بازمیگرداند.
در نهایت ممکن است فیلم در سطحی متوسط قابل قبول باشد، اما من آن را دوست ندارم چون داستان هنگام اولین برخورد اثر بسیار شدیدی بر من گذاشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران