داستان فردی به نام دوک پل آتریدس که یک سفر معنوی و رزمی را آغاز میکند. دراو سعی دارد از آینده وحشتناک اما اجتنابناپذیری که او شاهد آن است جلوگیری کند.
داستان فردی به نام دوک پل آتریدس که یک سفر معنوی و رزمی را آغاز میکند. دراو سعی دارد از آینده وحشتناک اما اجتنابناپذیری که او شاهد آن است جلوگیری کند.
برندهٔ ۲ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۱۲۶ جایزه و ۳۷۵ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان59
"Dune: Part Two" فراتر از انتظار ظاهر میشود و بهعنوان یک شاهکار فنی بلاکباستری بیچونوچار شناخته میشود.
با روایتی که شبکهٔ پیچیدهای از روابط سیاسی، قدرت، ایمان، عشق و سرنوشت را عمیقتر میکند، فیلم نهتنها بهواسطهٔ نبوغ دنیس ویلنوو، گریگ فریزر و هانس زیمر، یک نمایش سمعیوبصری نفسگیر ارائه میدهد، بلکه ازطریق جهانسازی غنیِ موضوعی و پرداخت کاملِ شخصیتها، تأملی عمیق بر موضوعات انسانیِ کلی نیز...
"Dune: Part Two" فراتر از انتظار ظاهر میشود و بهعنوان یک شاهکار فنی بلاکباستری بیچونوچار شناخته میشود.
با روایتی که شبکهٔ پیچیدهای از روابط سیاسی، قدرت، ایمان، عشق و سرنوشت را عمیقتر میکند، فیلم نهتنها بهواسطهٔ نبوغ دنیس ویلنوو، گریگ فریزر و هانس زیمر، یک نمایش سمعیوبصری نفسگیر ارائه میدهد، بلکه ازطریق جهانسازی غنیِ موضوعی و پرداخت کاملِ شخصیتها، تأملی عمیق بر موضوعات انسانیِ کلی نیز میافکند. اجراهای درخشان تمام بازیگران، بهویژه تیموتی شالامه در یکی از بهترین نقشآفرینیهای کارنامهاش و زندایا در نقش خیرهکننده، این تجربهٔ سینمایی بسیار غرقکننده را ارتقا میدهند.
قابل مقایسه با بزرگترین دنبالههای تاریخ است و بهراحتی به نماد نسل جدید حماسههای علمی-تخیلی بدل میشود.
امتیاز: A+
همانطور که انتظار میرفت، فیلمی هیجانانگیز است!
از «Dune» خوشم آمد، هرچند آن را مقدمهای کامل برای دنباله میدانستم و امید داشتم دنباله بهتر از پیشینیان باشد — و دقیقاً همینطور شده است. «Dune: Part Two» فوقالعاده است! در حدود بخش میانی کمی حالم از فیلم بهطور موقت کم شد، که مشابهِ حالتی بود که در فیلم اول تجربه کردم، اما این حالت کوتاهمدت بود.
در مجموع عالی است. بازیها در سطح بالا قرار دارند، تصاویر بصری نفسگیرند (آن کرمهای شنی!) و موسیقی متن پرطنینی دارد — همیشه میتوان روی هانس زیمر حساب کرد! تیموتی شالامه بار دیگر میدرخشد، و بازیگرانی مثل ربکا فرگوسن، زندایا و دیو باوتیستا هم حضور دارند. از همهٔ بازیگران، بیش از همه از خاویر باردم لذت بردم؛ او در سراسر فیلم فوقالعاده است.
مشتاق دیدن «Dune Messiah» هستم! خوشحالم که کارگردان، دنیس ویلنوو، گفته قصد شتابزدگی برای ساخت آن را ندارد—که تصمیم درستی است.
فیلم قطعاً در پردهٔ بزرگ بسیار چشمنواز است و صداگذاریای تقریباً صنعتی و مؤثر دارد — اما داستان چه شد؟ خیلی نازک است و در ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه کش آمده. داستان را با پائول (تیموتی شالامه) و مادرش (ربکا فرگوسن) میگیریم که تلاش میکنند فرمنها را قانع کنند که نگهداشتنشان ارزش دارد. خوشبختانه رهبر فرمنها، استیلگار (خاویر باردم)، به وضعیت مسیحایی پناهجوی جوان باور دارد، و مادر روحانیِ خودشان در پایان عمر است که ممکن است فرصتی برای جسیکا فراهم کند تا خود را اثبات کند و زمینهٔ افسانهپردازیِ پیرامون پیشگوییِ پسرش فراهم شود. همهٔ این مانورها و بازیهای سیاسی تأثیر قابلتأملی بر چانی (زندایا که کماستفاده است) و رابطهٔ او با دوک جدیدِ روزافزونِ مقدّس دارند.
در همین حال، بارون هارکونن (استلان اسکاشگورد با بازی تقریباً زپلینی) که دوباره جان گرفته، برادرزادهٔ مرگبارش فید-راوثا (آستین باتلر) را برای مقابله با شورش در آراکیس که چشم امپراتور ناراضی (کریستوفر واکن) را بهخود جلب کرده، بهکار گرفته است. خطوط نبرد کشیده میشود! با اینکه از فیلم لذت بردم، باقیِ آثار تصویریِ باشکوه اما ریتمآهسته و ترکیبی از «خارتوم» (۱۹۶۶) و «لورنس عربستان» (۱۹۶۲) با کمی «تهدید فانتوم» (۱۹۹۹) است. بازیها متوسطاند اما شخصیتپردازیها بهراحتی قربانی تصاویر خیرهکننده میشوند و از حدود یک ساعت مانده به پایان، قانع شدم که این فقط قسمت دوم از سهگانه (یا شاید بیشتر) است. واکن و شارلوت رمینگ نقش کمی دارند تا تأثیر زیادی بگذارند، حتی ویژگیهای جنگجوییِ چانی هم تا حدودی کمرنگ شده و حس کردم شالامه بیشازحد تلاش میکند تا به شخصیتش قوت ببخشد، درحالیکه در فیلم اول موفقتر بود. با اینحال، بهعنوان یک ماجراجویی علمی-تخیلی شکیل و با تولید خوب که پر از اکشن و رمزوراز است، کار میکند؛ اما انتظار داشتم محتوا و عمق بیشتری داشته باشد. هنوز هنگام دیدن نحوهٔ برخوردِ آنها با آب حسابی احساس ناخوشایندی میکنم!
خوب بود اما کمی طولانی. از «ارباب حلقهها» جذابتر است و بدون مو! بازیها گاهی پرشورند. شخصیتِ «جبا» صحنهای دارد که در گلولای سیاه غوطهور میشود و زنان را بیرحمانه میکشد. کریستوفر واکن بامزه است. حضور زندایا همچنان چشمگیر است. برادیز کمی جدی بهنظر میرسد. تصاویر شگفتانگیزند. از تماشای فیلم لذت بردم... تا انتها هم شاد و هم کمی خسته شدم. کاش «دونها» کمی کوتاهتر بودند.
فیلم را روی پردهٔ بزرگ دیدم؛ ارزشش را داشت. کرمها خیلی بزرگ بودند. فیلم با روشی عالی وسعت جهان را منتقل میکند ــ طوری که مایکل بی با فیلمهای رباتیاش هرگز نمیتواند انجام دهد.
فیلم واقعاً طولانی کش آمد؛ الآن که فکر میکنم، دقیقاً نمیدانم سه ساعت کجا رفت. همهچیز برای نبرد بزرگ آماده میشود با اندکی دسیسهٔ سیاسی اینطرف و آنطرف. هنوز نمیدانم چطور سوار کرمها میشوند یا چگونه گروههای بزرگ را روی کرمها بار میزنند؛ آیا کرمها هر وقت بخواهند متوقف میشوند تا مردم سوار شوند، و بعد دوباره حرکت کنند؟ اگر اینطور است، چرا کرمهای آمادهسوار همیشه آماده نیستند؟
باید قسمت اول را دیده باشم چون بدون آن نمیدانستم از قسمت دوم چه انتظاری داشته باشم. فیلم شگفتانگیز بود. دیدن آن روی پردهٔ بزرگ واقعاً تفاوت ایجاد میکند؛ باید همهٔ زوایا را دید. دلیلش را میفهمم. فیلم را دوست داشتم؛ دوباره حاضر هستم قسمت اول و دوم را ببینم. از صحنهٔ مرگ فید-راوثا خوشم نیامد، اما لازم بود اگر قرار است قسمت سوم ساخته شود. بازیگران بهخوبی انتخاب شده بودند و انگار متناسب با عصرِ دِیون ساخته شدهاند.
نمره: نه بد است
در کل، فیلمی دوستداشتنی است.
اما چیز خارقالعادهای نبود. بازی و کارگردانی تا حدی متوسطاند. اشتباهات تدوینی زیادی وجود داشت. در بعضی صحنهها احساس میشود همهچیز شتابزده است؛ برخی صحنهها contexto ندارند و بعضیها غیرضروری کند هستند.
اشتباهات منطقیِ زیادی هم دیده میشود. اول نشان میدهند آن کرمها چقدر خطرناکاند و همه فرار میکنند. بعد نشان میدهند میتوان آنها را اهلی کرد، مثل کابویها، هرچند با دشواری زیاد. سپس کل قبیله را میبینی که با چادرها، غذا و بار بهصورت دستهجمعی سوار کرمها برای سفر میشوند — واقعاً خندهدار بود.
با این حال در نهایت سرگرم شدم.
امتیاز: 7/10
بهخاطر دارم اولین تلاش برای آوردنِ کتابها به سینما چگونه بود. از نظر انسجام متنی و آهنگِ روایت، فکر میکنم این نسخه بهتر از همتایانِ دیرترش عمل کرده است. بهنظر میرسد با این تلاش آنها دنبال حماسیِ وسیعی هستند، اما گاهی نتیجه تا حدی پیشپاافتاده جلوه میکند.
بله، فیلمبرداری شگفتانگیز و جلوههای بصری برجستهاند اما ریتم کند است و اتفاقاتی رخ میدهد که چندان خوب کنار هم قرار نمیگیرند یا بهنظر نمیرسد به داستان کلی کمکِ معنیداری کنند. بازیها قابلقبولاند اما دوباره چشمگیر نیستند، که بخشی از آن به کمعمقبودنِ پرداخت شخصیتها بازمیگردد.
میدانم این نظر شاید محبوب یا منطبق با دیدگاه عمومی نباشد، اما بهنظرم آنها تلاش زیادی کردهاند و در نتیجه دستاورد نسبتاً کمی بهدست آوردهاند.
خلاصه: از نظر بصری جذاب اما از نظر شدت و عمق کمبود دارد. گاهی کمرمق و زائد بهنظر میرسد. اگر از کتابها خوشتان آمده، ارزش دیدن دارد.
ابتدا: وقتی پائول، رقیب چانی را صدا زد، فضا تاریک شد! خندهدار بود. آن «آبی» که اسمش را «آب زندگی» گذاشتهاند خیلی مرموز است؛ انگار کنترلکنندهای برای آنهاست. از صحنهای که چانی پس از بههوشآمدن پائول را سیلی میزند واقعاً لذت بردم. صحنههای جنگ هم فوقالعاده بودند. منتظر قسمت بعد هستم!
بهعنوان هوادار بزرگ علمیتخیّل و فانتزی، معمولاً منتظر آثار جدید ژانر هستم. اما وقتی قسمت اول در ۲۰۲۱ آمد، از کندی و طول کشیدنش ناامید شدم؛ با اینکه تصاویر و فیلمبرداری خیرهکننده بود، اما هرگز جذبم نکرد. علیرغم ناامیدی از قسمت اول، واکنش من به «قسمت دو» بسیار بدتر بود — باز هم کشدار، گیجکننده و از همان بیعلاقگی رنج بردم؛ بعد از ۲۰ دقیقه حوصلهام سر رفت. نسبت به شخصیتها بیتفاوت شدم و داستان آنقدر پیچیده و پراکنده بود که گاهی نیاز به کارتِ راهنمای شخصیتها حس میشد. حتی تصاویرِ برجسته هم نتوانستند توجهم را نگه دارند.
همهچیز بهنظر آماده است تا فیلم موفق شود — بازیگران برجسته، جلوههای ویژه، و کارگردانی دنیس ویلنوو که فیلمهای درخشانی مانند «ورود» و «بلید رانر ۲۰۴۹» دارد — اما «قسمت دو» مثل قسمت اول هرگز مرا نگرفت. راستش تعجب میکنم که تا انتها نشستم، با وسوسهٔ دائمی جلو زدن از صحنههای خیلی کسلکننده. بهنظر میرسد این فیلمها صرفاً برای کسبِ هرچهبیشتر درآمد از منبعِ ادبی ساخته شدهاند، درحالیکه داستان توانِ درگیرکردن مخاطب را ندارد. اگر مانند من قسمت اول را خستهکننده یافتید، احتمالاً از این یکی هم خوشتان نخواهد آمد. خوشحالم که صبر کردم تا در سرویسِ پخش ببینمش و پول سینما را هدر ندادم. و حالا شنیدهام که دنبالهٔ دیگری («Dune: Messiah») در پیشتولید است؛ داستان پس از بیش از پنج ساعت نمایش هنوز به پایان نرسیده. فیلمهای «Dune» در حد کیفیتِ سهگانههایی مثل «ارباب حلقهها» یا «شوالیه تاریکی» نیستند که مخاطب را از اول تا آخر نگه میدارند؛ بیشتر به آثارِ منزوی و خستهکنندهای شبیهاند که بهجای حماسهٔ حقیقی، تجربهای خستهکننده ارائه میدهند. تبلیغات دربارهٔ این فیلم را با احتیاط بپذیرید.
این بهترین فیلم علمی-تخیلی ساختهشده تا به امروز است. قسمت اول را هم دنبال میکنم.
این یکی از معدود فیلمهایی است که بعد از دیدن آن نمینشینم و شروع به موشکافی دائمیاش کنم. نمیتوانم بگویم بینقص است، اما هر نقصی دارد در پسِ عظمت کلی آن محو میشود.
«Dune» مجموعهای است که برای درک عمیقِ روایت پیچیدهاش نیاز به شناخت پیشزمینه از کتابها یا اقتباسهای پیشین دارد. فیلم طولانی و دیالوگمحور است، اما با وجود سکانسهای اکشن محدود، داستانی جذاب ارائه میدهد.
تیموتی شالامه در نقش خود میدرخشد، اگرچه گاهی شخصیتش در سایهٔ گروه بازیگران قرار میگیرد. نقش فلورنس پیو اندکی بیهدف بهنظر میآید و گهگاه ظاهر میشود بدون اینکه نقش روشنی داشته باشد.
ربکا فرگوسن اجرای برجستهای دارد و هر زمان روی صحنه است جلبتوجه میکند. دینامیکِ بین جاش برولین و دیو باوتیستا نیز اشارهٔ طنزی به نقشهای قبلیشان دارد و جذاب است.
نقش زندایا نسبت به قسمت قبل وقت بیشتری در صفحه دارد اما همچنان در درجهٔ دومِ اهمیت داستان قرار میگیرد. بازی آستین باتلر هرچند جذاب است، اما دیالوگهای کمی دارد و گاهی تلفظاش غیرعادی و یادآورِ نوعی «الویس شرور» است.
بهعنوان قسمت میانی یک سهگانه، «Dune Part 2» بستری برای رشد شخصیتها و پیشبرد داستان فراهم میکند. اگرچه ممکن است برای برخی بینندگان کماَکشن بهنظر برسد، اما صحنهسازیِ غنی و تجربهٔ سینمایی غوطهوری ارائه میدهد. با وعدهٔ قسمت سوم، جهانِ «Dune» آماده است تا به یک پایان رضایتبخش برسد.
در کل، برای علاقهمندان به مجموعه ارزش دیدن دارد.
چه بر سر داستان آوردهاند؟ شروعِ داستان قبلاً حسابشده و شخصیتها در آن رشد کرده بودند. این فیلم گویا قطعات مهمی از کتابها را بهصورت پراکنده ترکیب کرده تا داستانی «اصیل» بسازد، که به ضرر آنها تمام شده است. خیلی از ویژگیهای شخصیتی افراد از بین رفته یا مخدوش شدهاند. با سرنوشت چانی چه کردهاند؟ همچنین پایان کمی بیمعنی است: چرا خانهها اختیار داشتند تصمیم امپراتور را رد کنند و چه قدرتی برای آن داشتند؟ پائول هنوز کنترلِ میدانهای ادویه را داشت.
مانند قبل، قسمت اول صرفاً مقدمهای برای چیزی بزرگتر بود و اکنون آنچه ساخته شده خوب پرداختشده است.
گفتنیست که روایت در مواردی با باورهای اسلامی همپوشانی دارد: عناصری مثل «لیسان الغیپ»، «معاذ دیب»، «مهدی»، «فدایقین»، شکل سجدهها، چادر زنان و حتی شباهتهای اسمی و فرهنگیِ آترییدس و آراکّیس با مفاهیمی در میراثهای اسلامی — همهٔ اینها میتواند خوانشی اورینتالیستی و سؤالبرانگیز ایجاد کند. این شباهتها برای من خوشایند نبود و بهخاطر همین موضوع امتیازم پایینتر است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران