«مارتی مک فلای» که به تازگی از گذشته برگشته دوباره توسط «دکتر امت» به اینده فرستاده میشود تا از به زندان افتادن پسرش در اینده جلوگیری کند اما متاسفانه اوضاع خراب تر میشود...
«مارتی مک فلای» که به تازگی از گذشته برگشته دوباره توسط «دکتر امت» به اینده فرستاده میشود تا از به زندان افتادن پسرش در اینده جلوگیری کند اما متاسفانه اوضاع خراب تر میشود...
نامزد دریافت ۱ جایزه اسکار؛ مجموعاً ۹ جایزه و ۱۱ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان557
باید جلو بروی تا گذشته را نجات دهی و عقب برگردی تا آینده را تغییر دهی.
ای وای!
«بازگشت به آینده — قسمت دوم» مارتی و جنیفر را در پی فشاری که داک وارد میکند روانه آینده میسازد تا آینده را اصلاح کنند. اما بیف هنوز هست و فرصت ثروت نامحدود را میبیند و از آن استفاده میکند. بنابراین سه مسافر زمان ما باید راهی برای بازگشت...
باید جلو بروی تا گذشته را نجات دهی و عقب برگردی تا آینده را تغییر دهی.
ای وای!
«بازگشت به آینده — قسمت دوم» مارتی و جنیفر را در پی فشاری که داک وارد میکند روانه آینده میسازد تا آینده را اصلاح کنند. اما بیف هنوز هست و فرصت ثروت نامحدود را میبیند و از آن استفاده میکند. بنابراین سه مسافر زمان ما باید راهی برای بازگشت به گذشته پیدا کنند تا مانع از تغییر مسیر تاریخ توسط بیف شوند.
موفقیت عظیم (و بهحق) «بازگشت به آینده» ایجاب میکرد که دنبالهای ساخته شود. پس رابرت زمهکیس و باب گری دست به کار شدند و نه فقط یک دنباله، بلکه سهگانهای را رقم زدند که قسمت دوم در واقع نقش پرکنندهای میانی برای پایانی دارد که یک سال بعد میآید. قسمت دوم در ابتدا شبیه یک جعبه معماست؛ فیلمی که تماشاگر را وادار میکرد برای درآوردن گرههای پیچیده و بانمک داستان بارها به سراغش برود.
با گذر زمان آن را بیشتر دوست دارم؛ هر بار تماشای دوباره اندکی پاداش بیشتری میدهد. زمهکیس با دقت فراوان کارگردانی کرده و فیلم با سرعتی پیش میرود که به ندرت فرصت نفسکشیدن هست، چیزی که دنبال کردن دقیق رویدادها را سخت میکند. اما با دقت بررسی که بکنید، همه چیز منطقی است، و وقتی از یک صحنه برجسته به صحنهی دیگر میپریم، زیرِ لایهی طنازی فیلم نشانههایی از تیرهمایگی هم دیده میشود.
سازندگان دو تصویر از آینده عرضه میکنند: یکی پررنگ و مملو از نوستالژی غجـلهٔ دههٔ ۸۰، اما همزمان آغشته به مصرفزدگی و تکیه بر فناوری. دیگری آلوده به طمع و تقریبا زیر کنترل استبدادی است؛ اندیشهبرانگیز و با طعنه تعریف شده. افزون بر این، فیلم ما را به ۱۹۵۵ هم بازمیگرداند تا یادآور شود زمانی معصومیت و امید وجود داشت؛ و هوشمندانه پایان قسمت اول را تکرار میکند، همراه با داستان اضافیِ قسمت دوم! بامزه، نه؟ بازیگران بازگشته همگی قویاند (مایکل جی. فاکس، توماس اف. ویلسون و کریستوفر لوید)، و الیزابت شو با اطمینان جای جنیفر را پر میکند، پس از اینکه کلاودیا ولز (جنیفر در قسمت اول) بیمار شد و نتوانست ادامه دهد. موسیقی آلن سیلوستری همچنان تأثیرگذار است و تیم جلوههای ویژه دوباره موفق عمل کردهاند (در کیفیت اچدی عالی است). حالا میتوان آن را بهعنوان پل بین دو فیلم بهتر دید؛ شبیه «معبد سرنو» اسپیلبرگ — تاریکتر از سایر فیلمهای محبوب یک مجموعه، اما همچنان سرگرمکننده. گاهی اوقات توپ فشردهای از سردرگمی خندهدار است، اما به لطف ارجاعات و نگاههای زیرکانهاش، یکی از بهترینِ «پرکنندههای سهگانه» به شمار میرود.
نمره: 8/10
---
این یکی وقتی اولین بار سال ۸۹ در سینما دیدمش کمی ناامیدم کرد و حتی با دیدنهای بعدی روی ویدیو و دیویدی هم همین احساس را داشتم، اما از دههٔ ۲۰۰۰ به بعد بیشتر قدرش را شناختم. خیلی سرگرمکننده است، هرچند گاهی رفتوبرگشتهای مکرر از ۱۹۸۵ به ۲۰۱۵ و سپس به ۱۹۸۵ متناوب و باز به ۱۹۵۵ احساس پراکندگی میدهد. اما جنبههای فنی در بازسازی رویدادهای فیلم اول را دوست داشتم. نمره: 4/5
پ.ن.: هنوز یادم هست روزگاری یک برنامهٔ تلویزیونی دیدم و فکر کردم هوربرد واقعیه، خندهدار بود.
---
مورد علاقهام از مجموعه است. این را بیشتر دوست دارم چون هنگام تماشای قسمت دوم انگار که دارم قسمت اول را هم تماشا میکنم و در عین حال قسمت دوم به قسمت اول کمک میکند. پس میتوانی از قسمت اول دوباره لذت ببری با پیچشهای جدیدی که از قسمت دوم اضافه شدهاند. البته نمیتوانی همزمان خودت را ببینی که هنگام تماشای قسمت دوم در حال تماشای قسمت اولی، چون قسمت اول قرار نیست قسمت دوم را ببیند و بالعکس — وگرنه اگر اولی و دومی همدیگر را ببینند اتفاق بدی خواهد افتاد. خندهدار میفهمی چی میگم!
---
زحمت نکشید. بهتر است نسخهٔ اصلی را دوباره تماشا کنید و خوشحال باشید.
---
«بازگشت به آینده — قسمت دوم» منبعی تازه و تمامنشدنی از سرگرمی و خلاقیت است برای همگان. پر از سکانسهای اکشن بهیادماندنی است که با نوآوری، مهارت و تخیل بصری عالی به تصویر کشیده شدهاند. همچنین از رویدادهای فیلم اصلی بهره میبرد تا زاویهای کاملاً متفاوت به همان صحنهها بدهد، اما اینبار انگیزهها برای این بازخوانی کاملاً متفاوتاند. طبیعی است که بازپخش چنین سکانسهایی میتواند نشانهٔ کمبود خلاقیت باشد، اما خوشبختانه در اینجا اینطور نیست؛ این صحنهها از نظر بصری الهامبخشاند و صرفاً به لذت کلی فیلم میافزایند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران