«مارتی مکفلای» 17 ساله است و با دانشمندی به نام «اِمت براون» آشنا میشود. این دانشمند در حال ساخت ماشین زمان است و قصد دارد آن را مورد آزمایش قرار دهد. این دو در لحظهی امتحان ماشین زمان، مورد حملهی یک گروه تروریستی قرار میگیرند و «مارتی» که سعی میکند از دست آنها فرار کند، به 30 سال قبل برمیگردد.
«مارتی مکفلای» 17 ساله است و با دانشمندی به نام «اِمت براون» آشنا میشود. این دانشمند در حال ساخت ماشین زمان است و قصد دارد آن را مورد آزمایش قرار دهد. این دو در لحظهی امتحان ماشین زمان، مورد حملهی یک گروه تروریستی قرار میگیرند و «مارتی» که سعی میکند از دست آنها فرار کند، به 30 سال قبل برمیگردد.
سرگرمکننده
مردی به گذشته بازمیگردد تا مادرش را نجات دهد — یا چیزی شبیه آن؛ راستش آنقدر سرگرم شدم که همهچیز را کامل درک نکردم. فیلم با سرعتی بالاجهش پیش میرود و باید حسابی تمرکز کنید تا همراه آن بمانید.
فیلم عالی، موسیقی متن عالی و اجراها بینظیرند. حیف که دنبالهها نتوانستند به پای این یکی برسند.
— ایان بیل
فرشتهٔ زمین و دلوورین هستهای
داستان در سال ۱۹۸۴ میگذرد؛...
سرگرمکننده
مردی به گذشته بازمیگردد تا مادرش را نجات دهد — یا چیزی شبیه آن؛ راستش آنقدر سرگرم شدم که همهچیز را کامل درک نکردم. فیلم با سرعتی بالاجهش پیش میرود و باید حسابی تمرکز کنید تا همراه آن بمانید.
فیلم عالی، موسیقی متن عالی و اجراها بینظیرند. حیف که دنبالهها نتوانستند به پای این یکی برسند.
— ایان بیل
فرشتهٔ زمین و دلوورین هستهای
داستان در سال ۱۹۸۴ میگذرد؛ رابرت زمکیس، پس از موفقیت Romancing The Stone، تلاش میکند Back to the Future را بسازد — فیلمی دربارهٔ نوجوانی به نام مارتی مکفلای که بهطور اتفاقی به سال ۱۹۵۵ فرستاده میشود و آیندهٔ خانوادهاش در خطر قرار میگیرد. زمکیس از بازیگر اصلیاش، اریک استولتز، راضی نیست؛ او آن شادابی نوجوانانه را که برای مارتی میخواست نمیپوشاند، بنابراین استولتز کنار گذاشته میشود و مایکل جی. فاکس، که با سریال Family Ties درخشان بود، جای او را میگیرد. در اصل فاکس انتخاب اول بود اما بهخاطر تعهد به سریال امکان حضور نداشت؛ خوشبختانه تأخیر حاصل از زمان باختن با استولتز فرصت بازی فاکس را فراهم کرد و نتیجه تبدیل به یکی از محبوبترین سهگانههای فانتزی دوران مدرن شد.
واقعاً سخت است کسی را پیدا کرد که قسمت اول Back to the Future را جدی دوست نداشته باشد. قسمت دوم نقدهایی دارد چون نقش پیوندی بین دو فیلم بهتر را بازی میکند، و قسمت سوم بهخاطر فضای وسترن بعضیها را جذب نمیکند. اما این افتتاحیهٔ سهگانه تقریباً همانقدر که میتوان در سینمای خانوادگی آرزو کرد، بینقص است. فیلمنامهٔ محکم زمکیس و باب گِیل نه تنها پارادوکسهای طنزآمیز سفر در زمان را در بر میگیرد، بلکه از بُعد دراماتیک هم فروگذار نمیکند. پانزده دقیقهٔ اول یک شوک واقعی دارد که هم جسورانه و هم بازیگوش است و فوریت مأموریت مارتی در ۱۹۵۵ را برای تماشاگر قابلباور میکند، سپس طنز بهوفور وارد میشود. سکانسها درجه یکاند — سلام اسکیتبرد، سلام راکاندرول — و سازندگان با خوشذوقی به آثار شاخص علمی-تخیلی اشاره میکنند. حتی خط اویدیپالی هم بهطرزی خوشسلیقه و استادانه پرداخته شده و خندههای زیادی میگیرد؛ کاری قابلتحسین. آلن سیلوستری موسیقی متن پُرجوش و لذتبخشی نوشته و ترانهٔ اصلی «قدرت عشق» از هیوی لوئیس و د نیوز مسحورکننده است. در نهایت این بازیگراناند که کار را تمام میکنند: فاکس، کریستوفر لوید، لیا تامپسون، توماس اف. ویلسون و کریسپین گلوور دستهای بینقص را تشکیل میدهند که از هم انرژی میگیرند و به داستان ساختارمندِ فوقالعاده حق میدهند.
فیلم با بودجهٔ ۱۹ میلیون دلار ساخته شد و در سراسر جهان بیش از ۳۸۱ میلیون دلار فروش داشت — ارقامی که بهسختی میتوان انکارشان کرد. شوخطبع، شاد و بسیار بامزه است؛ واقعاً اگر Back to the Future را دوست ندارید، بهتر است به پزشک مراجعه کنید. 10/10
«رابرت زمکیس همچنان قلب تپندهٔ سینمای علمیتخیلی مدرن است»
اولینباری که نقدی نوشتم به سال ۲۰۱۵ برمیگردد؛ از آن زمان فهمیدم تولیدات برجسته چطور میتوانند زندگیها را تغییر دهند و جنبشهایی در سراسر جهان بهوجود آورند. Back to the Future یکی از آن فیلمهاست: قدرتمند، الهامبخش، طنزآمیز، دلگرمکننده و نوآورانه. احتمالاً مارتی و داک براون بهترین تعامل دوگانهای هستند که در فیلمهای دههٔ ۸۰ دیدهام — و شاید یکی از بهترینهای تمام دوران.
در فیلم تقریباً اشتباه قابلتوجهی نیست، چون اساساً با یک کلاسیک ناب سینمایی روبهرو هستیم؛ گویی کمال محض است. چرا این فیلم را اینقدر بالا ارزیابی کردم؟ اولاً چون فرمولها را میشکند و مسیرهای تازهای باز میکند؛ فیلمهایی که میراث مهمی برجای میگذارند. Back to the Future دقیقاً همان قدمها را برای ارائهٔ چیزی تازهای که همهمنتظرش بودند، برداشته است. ثانیاً فیلم لحظات اوج و عادی را با طنز، نوستالژی دههٔ ۵۰، کمی درام و حتی صحنههای اکشن بهخوبی متعادل میکند؛ این ترکیب ژانرها با دقت و نیاز درست مدیریت شده است. ثالثاً اگر هدف ساختن یک کلاسیک فوری باشد، باید روی بازیگران تمرکز کرد؛ چون آنها کسانیاند که در طول فیلم اجرا میکنند و قهرمانان و ضدقهرمانان را تجسم میبخشند. مایکل جی. فاکس و کریستوفر لوید هستهٔ اصلی فیلماند و درخشاناند.
در نهایت، موسیقی متن و فضا — هرچند مکملاند — نهتنها واقعنمایی قابلاعتمادی ایجاد میکنند بلکه فرصتی برای نمایش رویدادهای اصلی داستان به مخاطب فراهم میآورند. مکانهای تکرارشوندهٔ فیلم مدرسههای دههٔ ۸۰ و ۵۰، کافههای سنتی و خیابانها هستند و اشارههای پاپکالچر بسیار هوشمندانه وارد شدهاند.
مخاطب باید ذهن خلاق رابرت زمکیس و پشتیبانی کلیدی تیمش (از جمله استیون اسپیلبرگ) را تحسین کند؛ این فیلم ثابت میکند هرکس تخیل فوقالعادهای دارد میتواند شاهکاری خلق کند و مخاطب را به تجربهای فراموشنشدنی ببرد. جالبتر اینکه رییسجمهور وقت، رونالد ریگان، از دیالوگهای مشهور فیلم استفاده کرد؛ از جمله در سخنرانی سالانهٔ وضعیت کشور ۱۹۸۶. چه دستاوردی! 90/100
نمیدانم چند بار این فیلم را دیدهام (اولین بار روی ویدئوی VHS حدود ۱۹۸۶ یا ۸۷)، اما هنوز هم یک کمدی علمی-تخیلی فوقالعاده است که فاکس و لوید در آن بهخوبی با هم تعامل دارند. هر بار که دوباره تماشا میکنم، همچنان حسابی میچسبد. 4.5/5
هر کسی که این فیلم را دیده آن را دوست دارد. همهمان آرزو میکنیم کاش میتوانستیم به گذشته برگردیم — من هم همینطور.
نمونهٔ بارز فیلمهای دههٔ ۸۰. سواریای پرهیجانِ سفر در زمان که هرکسی از آن لذت خواهد برد.
اولین بار که این فیلم را دیدم شش یا هفت سالم بود؛ دوستم آن را روی ویدئو داشت و از آن زمان دیگر نمیتوانم تعداد دفعات تماشایش را بشمارم. یک ماجراجویی سفر در زمان بسیار سرگرمکننده.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران