داستان با یک فاجعه جهانی آغاز میشود که دنیا را به روزهای پایانی آن میرساند و در این بین یک محقق رهبری گروهی را برای مقابله با فاجعه به عهده میگیرد …
داستان با یک فاجعه جهانی آغاز میشود که دنیا را به روزهای پایانی آن میرساند و در این بین یک محقق رهبری گروهی را برای مقابله با فاجعه به عهده میگیرد …
در سال ۲۰۰۹ زمینشناس آدریان هلمزلی در سفر کاری در هند مطلع میشود که بر اثر یک فوران عظیم خورشیدی، نوترینوها اکنون مایکروویو منتشر میکنند و در نتیجه هستهٔ زمین بهسرعت گرم شده است؛ پدیدهای که میتواند به پیامدهای فاجعهآمیزی برای سیاره منجر شود. آدریان به ایالات متحده بازمیگردد و این موضوع را به آنهاوزر، رئیس دفتر کاخ سفید، اطلاع میدهد؛ از آن پس آدریان...
در سال ۲۰۰۹ زمینشناس آدریان هلمزلی در سفر کاری در هند مطلع میشود که بر اثر یک فوران عظیم خورشیدی، نوترینوها اکنون مایکروویو منتشر میکنند و در نتیجه هستهٔ زمین بهسرعت گرم شده است؛ پدیدهای که میتواند به پیامدهای فاجعهآمیزی برای سیاره منجر شود. آدریان به ایالات متحده بازمیگردد و این موضوع را به آنهاوزر، رئیس دفتر کاخ سفید، اطلاع میدهد؛ از آن پس آدریان عضو تیم رئیسجمهور شده و مأمور میشود نقشهٔ رخدادهای احتمالی سالهای آینده را تهیه کند.
در سال ۲۰۱۲ مشخص میشود رئیسجمهور دستور داده هشت «کشتی نوحوار» بزرگ ساخته شود تا ۸۰۰٬۰۰۰ نفر بر اساس معیارهایی مثل DNA، تخصص و دانش در آنها پناه بگیرند. رهبران بسیاری از کشورها از این برنامه آگاه میشوند و انتخابها آغاز میشود. در همین حال، جکسون کرتیس در لسآنجلس برای برداشتن فرزندانش از همسر سابقش کیت میآید و آنها را به پارک ملی یلواستون میبرد. در یلواستون آنها توسط ارتش منتقل میشوند و آدریان به آنها میگوید یلواستون دچار مشکل شده و گردشگران پذیرفته نمیشوند. همچنین با چارلی فراست ملاقات میکنند، راوی رادیویی که هشدار میدهد جهان بهزودی نابود میشود و از وجود گروهی خبر میدهد که قرار است سوار «کشتیها» شوند و او مکان آنها را میداند. جکسون پس از بازگرداندن فرزندان به لسآنجلس متوجه زلزلهای عظیم میشود که شکافی بزرگ در زمین ایجاد کرده است.
در کاخ سفید روشن میشود شتاب رخدادها بیش از پیشبینی آدریان است: هستهٔ زمین آنقدر داغ شده که گوشته سیالتر شده و پوستهٔ زمین بهصورت «شناور» عمل میکند و احتمال جابجاییهای عظیم وجود دارد. همچنین معلوم میشود تنها چهار کشتی بهموقع آماده خواهند شد. جکسون بهعنوان راننده برای انتقال پسران یک میلیاردر روسی، یوری کارپوف، فراخوانده میشود و درمییابد ثروتمندان توانستهاند با پرداخت بهای گزاف، بلیت کشتیها را خریداری کنند. وقتی جکسون با اطلاعات چارلی و شواهد دیگر متقاعد میشود فاجعه قریبالوقوع است، برای نجات خانوادهاش عازم یلواستون میشود تا مکان «کشتیها» را پیدا کند. در مسیر، آتشفشان زیر یلواستون فوران میکند و آنها فرار میکنند. نقشهٔ چارلی نشان میدهد مقصد چین است و آنها برای سوختگیری در لاس وگاس فرود میآیند؛ در آنجا با خانوادهٔ یوری مواجه میشوند که هواپیمایشان سقوط کرده است.
سرانجام آنها با یک هواپیمای باری بهسوی کشتیها میروند. در مسیر میبینند اقیانوس آرام جابجا شده و بهجای آب، یخ عظیمی قرار گرفته است؛ این شواهدیست بر درستی نظریهٔ جابجایی پوسته زمین. در چین، مشخص میشود سقف یکی از کشتیها بر اثر جابجاییِ زمین فرو ریخته و معلوم میشود انتخابها اساس علمی نداشته و بسیاری با پول وارد شدهاند. آدریان و دیگران میفهمند تسریع در بستن درهای کشتی به معنی بیرون ماندن دهها هزار نفر از جمله یوری و پسرانش خواهد بود.
جکسون و خانوادهاش با کمک یک راهب تبت به یکی از کشتیها قاچاق میشوند، اما در پی دستورِ آدریان برای بازگشایی درها، گیرِ مکانیزمها رخ میدهد؛ گوردون بین چرخدندهها میافتد و کشته میشود، و یک مته که بین موتورها گیر میکند مانع بستهشدن کامل در میشود. یوری تلاش میکند فرزندانش را سوار کند اما خود سقوط کرده و میمیرد. با ورود موج عظیم آب، آب به داخل کشتی نفوذ میکند و مسافران را در عرشههای زیرین گرفتار میسازد. جکسون و خانوادهاش در بخشهای جدا افتاده و وقتی آدریان از حضور آنها باخبر میشود برای نجات میشتابد. تنها پس از بیرون آوردن مته از موتورها و بازیابی سیستم است که درها باز و موتورهای کشتی قابل راهاندازی میشوند؛ برخورد نزدیک با کوه اورست بهوسیلهٔ با مهارت بهدست آمده دفع میشود و برخی از مسافران نجات مییابند. پس از ۲۷ روز، عکسهای ماهوارهای نشان میدهد آفریقا تنها قارهای است که بهطور کامل زیر آب نرفته و هوا تا حدودی پاک شده است، در نتیجه درهای کشتیها قابل باز شدن میشود و انسانها برای اولینبار پس از این فاجعه میتوانند دوباره بیرون بروند.
نقد و بررسی فیلم:
رولاند امریش با بودجهای ۲۰۰ میلیون دلاری این فیلم را ساخته و نتیجه چنین سرمایهگذاریای همین است: از منظر فکری و هنری فیلمِ سادهای برای نپسندیدن است و احتمالاً مبتنی بر علوم دقیق، دانشمندان ناراضی خواهند بود. فیلم حدود یک ساعت بیش از حد طولانی است و در نیمهٔ دوم کمی افت میکند — تکرار صحنههای گریز از خرابیهای عظیم با روشهای مختلف کمکم از جذابیت میکاهد. با این حال، جلوههای ویرانی از درجهٔ «A» هستند؛ صحنهها چشمنواز و گوشخراشاند و امریش در خلق این نوع لحظات استاد است. بازیگران دوستداشتنی، با سناریویی امن و طبق قواعد فیلمهای فاجعهمحور، فیلمی سرگرمکننده و مناسب سینمای پاپکُرن ارائه میدهند. فیلم از پرداخت به لحظات تیره نیز ابایی ندارد و این لحظات، هرچند بعضاً غافلگیرکننده نیستند، تأثیرات احساسی قویای دارند. این فیلم ریشههای ژانر فاجعه را میشناسد و خوشحال است که به آنها بپردازد.
فیلم ۲۰۱۲ حدود ۵۰۰ میلیون دلار سودآوری داشت؛ رقمی که نباید نادیده گرفته شود. تماشاگران طرفدار بلاکباسترها از دیدن انفجارها، تعقیبها، تصادفها و واکنشهای قهرمانانه یا بر هم خوردن انسانها لذت میبرند. اگر بخواهید فیلم را از جنبهٔ عقلانی و عمیق تحلیل کنید، قطعاً خالیوبیرحم بهنظر میرسد، اما بهعنوان یک سرگرمی سینمایی پر زد و خورد و پرهیجان کاملاً موفق است. نمره: 7/10
اگر از فیلمهای آخرالزمانی خوشتان میآید، این فیلم برای شماست. من این فیلم را بیش از سایر فیلمهای آخرالزمانی دوست دارم، چون حوادث و فاجعههای متعددی را نشان میدهد و مردم تلاش میکنند از آنها جان سالم به در ببرند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران