این فیلم داستان زندگی یک سرباز آمریکایی به نام «جان کارتر» است که به شکلی تصادفی سر از سیاره مریخ در می آورد، و در آنجا جهانی باشکوه و قابل سکونت را پیدا می کند که موجوداتی به بلندی ۱۲ فوت در آن زندگی می کنند. پس از گریختن از چنگ این موجودات، کارتر با شاهزاده خانمی مواجه می شود که به دنبال یک ناجی برای سرزمین اش است...
این فیلم داستان زندگی یک سرباز آمریکایی به نام «جان کارتر» است که به شکلی تصادفی سر از سیاره مریخ در می آورد، و در آنجا جهانی باشکوه و قابل سکونت را پیدا می کند که موجوداتی به بلندی ۱۲ فوت در آن زندگی می کنند. پس از گریختن از چنگ این موجودات، کارتر با شاهزاده خانمی مواجه می شود که به دنبال یک ناجی برای سرزمین اش است...
کاملاً فراموششدنی و پر از کلیشهها
ادگار رایس باروز رمانهای جان کارتر را زمانی نوشت که سفر فضایی هنوز چیزی بیش از یک خیال نبود. این فیلم بیشتر ماجراجویی و رمانتیک است و بسیار کم (یا اصلاً) علم واقعی در آن نیست.
با این حال، این بهترین اقتباسی است از «شاهزادهای از مریخ» — اولین داستان آن مجموعه — که من دیدهام.
اگر طرفدار رمانهای جان کارتر هستید،...
کاملاً فراموششدنی و پر از کلیشهها
ادگار رایس باروز رمانهای جان کارتر را زمانی نوشت که سفر فضایی هنوز چیزی بیش از یک خیال نبود. این فیلم بیشتر ماجراجویی و رمانتیک است و بسیار کم (یا اصلاً) علم واقعی در آن نیست.
با این حال، این بهترین اقتباسی است از «شاهزادهای از مریخ» — اولین داستان آن مجموعه — که من دیدهام.
اگر طرفدار رمانهای جان کارتر هستید، احتمالاً از دیدن فیلم لذت خواهید برد. با این که تفاوتهایی وجود دارد، با شخصیتهایی آشنا روبهرو میشوید و چندین نقطهمحور داستانی شناختهشده را میشناسید.
فیلم عالی نیست، اما بد هم نیست.
دیدن روی بلوری: جلوههای ویژه خوباند اما میتوانست بسیار بهتر باشد
دیشب برای پایان یک روز کوتاه، این فیلم را روی بلوری دیدیم. فیلم خوب است اما میتوانست خیلی بهتر باشد.
فیلم و جلوههای ویژهاش نسبتاً خوباند؛ در واقع جلوههای ویژه خیلی خوباند. کشتیهای هوایی طراحی جذابی دارند و فضای رتروِ کتاب را خوب به تصویر کشیدهاند بدون این که مضحک شوند. با این حال به نظرم مردان سبزرنگ خیلی لاغر نشان داده شدهاند — من همیشه آنها را عضلانیتر و هیولاییتر تصور کردهام. ظاهر «وولا» را دوست دارم، هرچند حرکتهای «فراصوتی» او کمی اغراقآمیز است.
اما مشکل بزرگتر این است که امروز هر تهیهکننده یا کارگردانی فکر میکند میتواند یک اثر کلاسیک را بردارد، نامش را حفظ کند و با آن هر کاری خواست بکند. این فیلم ایدهٔ پایه و نامها را از کتاب جان کارتر قرض گرفته، اما تقریباً هیچ چیز دیگری از کتاب را ندارد. حداکثر ده درصد داستان کتابها در فیلم بازتاب دارد. بقیهٔ فیلم اختراع است و به بهبود داستان کمکی نکرده — بلکه داستان خوب را تبدیل به یک محصول سطحی و تکراری هالیوودی کرده است.
نمونهها زیادند: آفتابپرستهای سفید به اندازهٔ دایناسورها، شهری به نام زودانگا که جابهجا میشود (چی؟)، بیشتر خطوط داستانی ابداعیاند، و نقش ترنز کاملاً فرق دارد، و غیره.
بهویژه از تبدیل جان کارترِ شریف و محترم ویرجینیایی به یک مرد سادهٔ آمریکایی که اول حاضر نیست «کار درست» را بکند، ناراحت شدم. و فلشبکهای همسر و فرزندش؟ واقعاً ناراحتکنندهاند.
هیچکدام از این تغییرها به فیلم کمکی نکردهاند. از پنج ستاره شش گرفتم؛ اگر مطابق کتابها عمل میکرد میتوانست نُه یا ده ستاره بگیرد. شکست فیلم در باکسآفیس تقصیر دیزنی است؛ دوباره با متریال کلاسیک دستکاری کردهاند.
پتانسیل ناتمام، اما هنوز تا حدی خوشایند
«جان کارتر» گاهی احساس ناقص و کماثر بودن میدهد؛ حتی میتوان گفت تلاش کرده تا سبک «آواتار» را تقلید کند، اما باز هم چیزهایی در فیلم هست که برایم لذتبخش بود.
تیلور کیچ قابل قبول است و من برایش امتیاز قائلم، اما به نظرم بازیگر اصلی باید باورپذیرتر میبود. بقیهٔ بازیگران، با وجود چند نام شناختهشده، چیزی برجسته ارائه نمیدهند. ویلم دفو بهخاطر صدای متمایزش بهعنوان تارس تارکاس جواب میدهد؛ دیالوگهایش چندان برجسته نیست. سامانتا مورتون، مارک استرانگ و برایان کرانستون اجراهایی فراموششدنی دارند؛ شاید تقصیر خودشان هم نباشد.
پیشفرض داستان همهٔ امکانها را برای عالی شدن داشته، اما متأسفانه فیلم نتوانسته از آن استفاده کند. پایانبندی خیلی شتابزده است، حتی برای یک فیلم ۱۳۲ دقیقهای. از نظر بصری خوب است، اما این یکی از معدود نکات مثبت است — راستش چیزهای زیادی برای تحسین ندارم، ولی دادن نمرهای کمتر از ۷ به نظرم سختگیرانه است.
بزرگشده بر روی رمانهای پَلپی؛ انتظار بیشتری داشتم
پدرمان ما را با آنچه او «رمانهای پَلپ زبالهای» با عشق مینامید بزرگ کرد و آنها در زندگی بزرگسالی کنار کتابهای آکادمیک با افتخار نمایش داده میشوند. پس وقتی به دیدن این فیلم رفتم ترسیده بودم و متأسفانه حق داشتم.
با اجازهٔ تغییرات هنری مشکلی ندارم؛ انتظار نداشتم دقیقاً مثل کتابها باشد. اما انتظار داشتم حداقل اندکی از منبع پیروی کند — چیزی بیش از فقط اسمها. خلاصه، انتظار داشتم فیلم «جان کارتر» باشد، نه فقط در اسم.
راستش حتی حس فیلمی برگرفته از رمانهای ماجراجویانهٔ پَلپ را هم نداشت، و برای من این نکته کلیدی بود: تا زمانی که مثل یک رمان پَلپ بازی کند میتوانست آزادیهای زیادی بگیرد. متأسفانه در این زمینه هم ناکام ماند.
و بدتر از همه، کسلکننده بود.
اگر منبع را دوست دارید، یا صرفاً دنبال ماجراجویی و فرار از واقعیت هستید، از دیدن این فیلم دور بمانید — خیلی دور.
داستان پُرشده اما سرگرمکننده؛ علمیفانتزی/ماجراجویی با بازیهای خوب و جلوههای بصری خیرهکننده
شخصیت قرن نوزدهمیِ عنوان (تیلور کیچ) بهطور مرموزی به مریخ منتقل میشود، جایی که با قبیلهای از موجودات بلندقدِ چهاربازو و یک شاهزادهخانم زیبا روبهرو میشود. او سپس در جنگی میان جناحهای راست و چپ سیاره گرفتار میشود. سَب ثان (دومینیک وست) رهبر جناح سرخ است و میخواهد با شاهزادهخانم ازدواج کند، در حالی که نژادی مرموز بهنظر میرسد در پشت صحنه دستکاریهایی انجام میدهد.
این فیلم ماجراجویی/فانتزی پرتراکم و سرگرمکنندهای است بر پایهٔ «شاهزادهای از مریخ» ادگار رایس باروز از ۱۹۱۲ با بخشهایی از آثار بعدی سری. جلوههای بصری، صحنهها، وسایل، لباسها، بازیگران، لوکیشنها و امثال آن سطح بالا و اغلب چشمگیرند. برای مثال کیچ و کالینز نمونههای بارزِ مردانگی و زیبایی هستند. افزون بر این، ایدههای قابل تأملی هم هست، مثل گفتهٔ ماتای شانگ به کارتر که هر جهانی که آنها در آن دخیلاند با همان تعارضِ افراطها روبهروست (سرخ در برابر آبی، راست در برابر چپ) و ترنز این را «مدیریت» میکنند. آنها در سایهها میمانند و با دستکاری مردم بومی آشوب کنترلشدهای بهپا میکنند؛ به نوعی از این آشوب تغذیه میکنند و قرنهاست که این چرخه را طولانیتر میکنند — مثل ذخیرهسازی غذا.
برای کسانی که دنبال حفرههای داستانی هستند، بسیاری از این انتقادات قابل توضیحاند. مثلاً ادعا که پرتو نهم نمیتواند گلوله را متوقف کند. اما چرا باید فرض کنیم یک میدان انرژی میتواند یک پرتابهٔ جسمی را متوقف کند؟ واضح است که میدان پرتو نهم فقط نوعی انرژی را مسدود میکند؛ یعنی انرژی خودِ پرتو نهم. هیچ ناسازگاری در فیلم نیست. هرگز پرتو نهم بهعنوان سلاحی مطلق نشان داده نمیشود. قوی و چندکاره است، اما همهچیز نیست. اگر ترنز یا هرکسی میتوانست با پرتو نهم شمشیر یا گلوله را متوقف کند، قطعاً اینکار را میکرد؛ اما اگر اینقدر قدرتمند میبود، خیلی همهکاره میشد. فیلم عاقلانه از این کار پرهیز میکند — مثل این که سوپرمن هم کریپتونایت دارد.
بعد این انتقاد هست که کارتر در مبارزه با تارکزها و چرخاندن سنگ عظیم فوقالعاده قوی به نظر میرسد، اما نمیتواند یک زنجیر ساده را بشکند. باور کنید یا نه، این مشکل واقعی نیست و قابل توجیه است. کارتر روی مریخ از زمین قویتر نیست. اگر روی زمین نتواند زنجیر آهنی قطوری را بشکند، روی مریخ هم نمیتواند. اما چون گرانش مریخ کمتر است، او در هر عملی که مربوط به وزن باشد «فوقالعاده» به نظر میرسد. هرچند این در فیلم اغراقآمیز است (مثل پرشهای بیمنطقش)، با لحن فانتزیِ پَلپ جور درمیآید. بنابراین منطقی است که بتواند چیزهای سنگین را بلند کند اما زنجیر آهنی را نشکند — این دو موضوع ربطی به هم ندارند. گرانش کمتر بر این تأثیر نمیگذارد که آیا او میتواند زنجیر را پاره کند یا نه.
آخرین «حفره» این است که ترنز اَبدیاند اما یکی دو نفرشان تیر میخورند و میمیرند. این هم ساده است: «ابدیت» در اینجا به معنی مصونیت در برابر جراحت یا مرگ نیست؛ یعنی آنها از پیری نمیمیرند. ترنز ادعای جاودانگی میکنند اما کارتر ثابت میکند که میتوان آنها را بهطور مرگبار زخمی کرد — به همین دلیل او بعداً میگوید: «جاودانه به معنی ضدگلوله نیست. یکی از شما را آنوقت روی زمین زدم.» اگر ترنز خود را بهعنوان موجوداتی غیرقابلکُشت معرفی کنند، هدفشان ایجاد و تداوم یک باور خرافی در میان مردمی است که دستکاری میشوند.
از سوی دیگر، انتقاد از این که فیلم وقتی رئیسِ ترنز (مارک استرانگ) با کارتر قدمزنان گفتگو میکند، ناگهان کسل میشود، برایم قابلباور نیست؛ من این صحنه را یکی از جذابترین قسمتهای فیلم یافتم که آن را از یک ماجراجویی بدلالسفرِ احمقانه به چیزی عمیقتر تبدیل میکند. این سکانس هم رازِ ترنز را آشکار میسازد و هم به اندازهای مبهم باقی میگذارد که بیننده را در جستجوی پاسخهای بیشتر نگه دارد (پاسخهایی که احتمالاً در دنبالهها داده میشد).
در این نقطه مشخص میشود که مریخ صحنهای است و ترنز از پشتصحنه سعی در دستکاری بازیگران برای اهداف خود دارند. اما آنها همهکاره یا غیرقابلکُشت نیستند. میتوان در برابرشان مقاومت کرد و آنها را شکست داد. وجود آنها وابسته به فریب دادن مردم با دروغها، افسانهها و نیمهحقیقتها یا نگهداشتن آنها در جهل است.
وقتی این را به زندگیمان روی زمین ارتباط میدهیم، موضوع عمیقتر میشود: ما توسط «ترنزها» دستکاری میشویم، چه سیاسی، تجاری، دانشگاهی، مذهبی یا معنوی؛ اما بسیاری حتی متوجه نیستند و بعضی هم باوجود شواهد انکار میکنند.
فیلم دو ساعت و دوازده دقیقه است و در ایالتهای آریزونا، یوتا و نیومکزیکو فیلمبرداری شده و کارهای استودیویی در انگلستان انجام شده است.
نمره: B+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران