«آیزاک دیویس» (آلن)، روشنفکر نیویورکی از بابت رابطه اش با دختری بسیار کم سن تر از خود به نام «تریسی» (همینگوی) احساس گناه می کند از طریق دوستش «ییل» (مورفی)، با «مری» (کیتن) آشنا می شود که زنی دوست داشتنی است اما فقط نقش روشنفکران را خوب بازی می کند...
«آیزاک دیویس» (آلن)، روشنفکر نیویورکی از بابت رابطه اش با دختری بسیار کم سن تر از خود به نام «تریسی» (همینگوی) احساس گناه می کند از طریق دوستش «ییل» (مورفی)، با «مری» (کیتن) آشنا می شود که زنی دوست داشتنی است اما فقط نقش روشنفکران را خوب بازی می کند...
نامزد ۲ جایزه اسکار؛ برنده ۱۶ جایزه و در مجموع ۲۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان670
این فیلم را از کودکی چهار یا پنج بار دیدهام و میتوانم با قطعیت بگویم که بهترین معرفی وودی آلن برای کسانی است که میخواهند او را از ابتدا بشناسند. از نظر بصری بهترین اثر اوست — فیلمبردار، گوردون ویلیس، پیشتر در همان دهه برای «پدرخوانده» قسمت اول و دوم کار کرده بود، بنابراین دور از انتظار نیست. از نظر عمق و گیرایی بهاندازه «هانا...
این فیلم را از کودکی چهار یا پنج بار دیدهام و میتوانم با قطعیت بگویم که بهترین معرفی وودی آلن برای کسانی است که میخواهند او را از ابتدا بشناسند. از نظر بصری بهترین اثر اوست — فیلمبردار، گوردون ویلیس، پیشتر در همان دهه برای «پدرخوانده» قسمت اول و دوم کار کرده بود، بنابراین دور از انتظار نیست. از نظر عمق و گیرایی بهاندازه «هانا و نقایص» یا «جرائم و خلافها» نیست، ولی فیلمنامه در سطح بالایی قرار دارد. ماریل همیینگوی چشمنواز است و بازیاش آدم را متأثر میکند. اگر تازهکارید و فرصت دارید «منهتن» را قبل از «آنی هال» ببینید، شدیداً توصیه میکنم؛ این فیلم نسبت به زمان خودش بهتر جاافتاده و آزمونی تعیینکننده برای شناخت وودی آلن است.
با این حال، در سایه «آنی هال» قرار دارد. پس از دیدن «آنی هال» برایم سخت بود که این فیلم را بدون احساس تکرار فرمول وودی آلن تماشا کنم؛ به نظر میرسید او همان ترکیب را تکرار کرده و بار دیگر سراغ زوجهای درگیر مشکلات رفته تا موفقیت قبلیاش را تکرار کند. برای هدفی که داشته، موفق بوده و بهسختی منتقد حرفهایای پیدا میشود که بگوید «منهتن» فیلم ضعیفی است؛ اما احساس من این است که تا حدی خودِ سازنده از همان فرمول قبلی استفاده کرده است.
وودی آلن در نقش آیزاک تقریبا نقش خودش را بازی میکند؛ مردی که با بحرانهای میانسالی دستوپنجه نرم میکند و در تلاش برای نوشتن کتاب است. همسر سابقش، جیل (مریل استریپ)، که رابطهاش با زنان را آغاز کرده، در کنار گرفتن نفقهاش تصمیم به نوشتن خاطراتش دارد و رفتار جسورانهاش هنگام رابطه جدید آیزاک تغییری نمیکند. تریسی (ماریل همیینگوی) دختری کمسن و تأثیرپذیر است که عاشق تصویر خودش از این مرد مسنتر میشود، اما خیلی زود میفهمیم ناامید خواهد شد. آیزاک آیندهای برای رابطه با یک دختر مدرسهای نمیبیند و توجهش به خبرنگاری بهنام مری (دایان کیتون) معطوف میشود؛ زنی که در عین خودپسندی و دوری، با دوست متأهل آیزاک، یِیل، درگیر است. بقیه شخصیتها چندان عمیق نیستند و گاهی فقط برای ظاهر شدن در صحنه بهکار گرفته شدهاند.
از نظر فنی فیلم نقاط قوتی دارد: سلیقه موسیقایی کارگردان در انتخاب موسیقی کاملاً مشهود است. عشق آلن به نیویورک در فیلم محسوس است — «منهتن» با مهر و علاقه بازنمایی شده و موسیقی جورج گرشوین بهخوبی انتخاب شده و لذتبخش است. تدوین هم بهخوبی انجام شده، اگرچه ریتم فیلم گاهی کند است. تنها نکتهای که برایم قابلفهم نیست، تصمیم آلن به فیلمبرداری سیاهوسفید و با دانهبندی زیاد است؛ این سؤال بیپاسخ میماند.
در مجموع، این فیلم بهنحوی خودخواهانه و خوداندیشانه تصویری از شخصیتِ خودمحور و پرنقصی ارائه میدهد بدون اینکه مخاطب را واقعاً وادار کند برای او دلسوزی کند. شاید تنها شخصیتی که ارزش احساسی دارد، تریسیِ ایدهآلیست است که از ابتدا بیرون از عمق عاطفیاش نشان داده میشود؛ همیینگوی آسیبپذیری و خوشبینی نقش را خوب به تصویر میکشد. موسیقی گرشوین به تصاویر مونوکروم حس کلاسیک دههٔ ۱۹۲۰ میبخشد و وقتی حرفهای خشک و گهگاه خستهکننده فیلمنامه مزاحم نمیشوند، فیلم از نظر تصویر و صدا باشکوه بهنظر میرسد؛ اما دیالوگها بارها از رسیدن به هدف باز میمانند. آیا هنر زندگی را تقلید میکند یا برعکس؟ برای من چندان مهم نبود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران