در سال 2027 جائی که جوانترین فرد روی زمین در سن 18 سالگی می میرد به نظر می رسد بشر رو به انقراض است.اما فعال سابقی قبول می کند تا در انتقال زنی که به طرز معجزه آسایی باردار شده کمک کند.آنها باید به مکانی در دریا بروند جائی که دانشمندان امیدوارند راهی برای نجات آینده بشریت پیدا کنند...
در سال 2027 جائی که جوانترین فرد روی زمین در سن 18 سالگی می میرد به نظر می رسد بشر رو به انقراض است.اما فعال سابقی قبول می کند تا در انتقال زنی که به طرز معجزه آسایی باردار شده کمک کند.آنها باید به مکانی در دریا بروند جائی که دانشمندان امیدوارند راهی برای نجات آینده بشریت پیدا کنند...
خلاصهٔ داستان قوی و بازیگران برجسته توجهام را جلب کردند، اما فیلم از وعدههایش باز میماند. کلایو اوون اجرای بسیار خوبی دارد و چند صحنه واقعاً ماندگار و تأثیرگذار هستند. با این حال، بخشهای نسبتاً طولانیای هست که فیلم در آنها دچار رخوت میشود و روایت، بهویژه در پایان، کمرنگ و پراکنده میشود. در مجموع فیلمی نسبتاً ملانکولیک است و علیرغم صحنههای «اکشن»، چندان هیجانانگیز...
خلاصهٔ داستان قوی و بازیگران برجسته توجهام را جلب کردند، اما فیلم از وعدههایش باز میماند. کلایو اوون اجرای بسیار خوبی دارد و چند صحنه واقعاً ماندگار و تأثیرگذار هستند. با این حال، بخشهای نسبتاً طولانیای هست که فیلم در آنها دچار رخوت میشود و روایت، بهویژه در پایان، کمرنگ و پراکنده میشود. در مجموع فیلمی نسبتاً ملانکولیک است و علیرغم صحنههای «اکشن»، چندان هیجانانگیز نیست. اگر از فیلمهای علمیتخیلی با فضایی دیستوپیایی خوشتان میآید یا طرفدار کلایو اوون هستید، با وجود کاستیها احتمالاً ارزش تماشا دارد.
حاشیه: یکی از بخشهای اضافی روی DVD شامل سخنرانی آکادمیکی با لهجهای سنگین است که درازمدت دربارهٔ معنای فلسفی فیلم صحبت میکند. اغراقآمیز و تقریباً نامفهوم است؛ اصطلاحات تخصصی مانند ساندویچی از مفاهیم متناقض روی هم انباشته شدهاند. به هر حال، اگر زیاد به آن گوش ندهید، جنبهٔ سرگرمکننده و خندهداری هم دارد.
تا کنون شاهکار کوآرون — حتی برتر از Gravity که بهنظرم انتخاب بازیگرش اشتباه بود. این فیلم:
الف) بیتردید بهترین فیلم دههٔ ۲۰۰۰؛
ب) بهترین اثر دیستوپیایی از زمان «A Clockwork Orange» و احتمالاً بهترین علمیتخیلی از زمان «2001: A Space Odyssey»؛
ج) سندی است بر این که کلایو اوون باید بهجای دنیل کریگ برای نقش جیمز باند انتخاب میشد. بهشدت به همهٔ علاقهمندان سینما و علمیتخیلی توصیه میکنم. ممکن است بعد از دیدن فیلم از وضعیت جهان و بشر اندوهگین شوید، اما نسبت به ظرفیتهای سینما ناامید نخواهید شد.
اثر بسیار تأملبرانگیز... «بچههای بشر» — چگونه گریهٔ یک نوزاد میتواند باعث توقف جهانی شود، گلولهها در جنگ بند آیند، مردم دردهایشان را فراموش کنند و تنها دغدغه این شود که دوباره لبخند این هدیهٔ گرانبها را ببینند؛ فیلم این را بهزیبایی نشان میدهد. وقتی جهان در حال فروپاشی است و به پایان نزدیک میشود، چگونه شخصیتی مثل تئو کارهایی را انجام میدهد که در شرایط عادی برای هیچکس و هیچچیز انجام نمیداد... شاید در عمل غیرواقعی بهنظر برسد که همیشه کسی هست که آنها را همراهی کند، اما همین است زندگی: امید. در هر کدام از ما یک تئو هست… انتخاب با ماست: تئو یا لوک. دنیا روزی قطعاً به پایان خواهد رسید، اما تا آن زمان باید از «بچههای بشر» محافظت کنیم و سهم خود را برای زمین انجام دهیم.
ضمناً صدای خندهٔ نوزادان در پایان را خیلی دوست داشتم!
صحنههایی که دوست داشتم:
1. وقتی جولیان تیر خورد.
2. وقتی تئو فکر کرد جاسپر مرده است.
3. وقتی دیلان به دنیا آمد.
4. وقتی تئو به لوک گفت «یک دختر است».
5. وقتی مارچکا گفت که نمیآید.
مایکل کین مثل همیشه دوستداشتنی بود، جولیان مور زیبا، کلایو اوون عالی، کیی (Kee) مهربان و میریام—نمیدانم—پاک از تهِ دل.
یکی از تیرهترین و در عین حال شکوهمندترین فیلمهای تاریخ است. دیالوگها منحصربهفردند و واقعگرایی را بهخوبی ثبت میکنند.
در جامعهای که تقریباً خالی از کودکان شده، بدترین خبر میرسد: جوانترین فرد جهان — تنها هجدهساله — به قتل میرسد. بشر در آستانهٔ انقراض است، مگر اینکه گروهی ضدساختار به رهبری «جولیان» (جولیان مور) و «لوک» (چیویتل اجیوفور) بتوانند جوان بارداری به نام «کیی» (کلر-هوپ آشیتی) را به امنیت برسانند. برای این کار، همسر سابق بیمیل او، «تئو» (کلایو اوون)، را به خدمت میگیرند تا او را از بریتانیای قرنطینهشده به سوی دریا و شاید به اروپا ببرد. تئو شغلی جزئی در یک اداره دارد که ممکن است بتواند مدارک عبور فراهم کند، اما کار آسانی نخواهد بود چون هیچکس از وضعیت همراه سفرش خبر ندارد. با خشونت پیرامونشان و تعقیب تقریباً همه در آستانهٔ شورش، سفرشان هر لحظه خطرناکتر میشود — اما آیا به مقصد میرسند؟
شخصاً اوون از بازیگران مورد علاقهام در سینمای بریتانیا نیست و در کنار شان بین قرار میگیرد، اما در این نقش موفق میشود شخصیتِ نوعی بازماندهٔ بیدار را که پیوسته در حال تصمیمگیری است و در تشخیص دوست از دشمن تردید دارد، با موفقیت اجرا کند، و تنها به کاریزمای «جاسپر» (سر مایکل کین) که با همسر بیمار خود زندگی منزویای دارد، تکیه دارد. این یک درام با ریتم تند است و جلوههای بصری تنها به مقدار کمی از افکتهای نمایشی متکیاند. بیش از همه، فیلمبرداری است که داستان را میفروشد: نمایش شهری، کشوری و جامعهای که از درون ویران شده—همه بهخاطر ناتوانی در ادامه نسل خود. آیا واقعاً ممکن است اوضاع تا این حد به هرجومرج و قانونگریزی کشیده شود؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران