«آلفرد کرالیک» (استوارت) که در یک مغازهى فروش کالاهاى چرم در بوداپست کار میکند، با دختر رؤیاهایش که هرگز او را ملاقات نكرده مكاتبات لطیف و شاعرانهاى دارد، غافل از اینكه دختر، «کلارا نوواک» (سولاون) کارمند تازه استخدام شدهى همان مغازه است ...
«آلفرد کرالیک» (استوارت) که در یک مغازهى فروش کالاهاى چرم در بوداپست کار میکند، با دختر رؤیاهایش که هرگز او را ملاقات نكرده مكاتبات لطیف و شاعرانهاى دارد، غافل از اینكه دختر، «کلارا نوواک» (سولاون) کارمند تازه استخدام شدهى همان مغازه است ...
آه، عشق نامهای—چقدر دلنشین.
فیلم داستان شرکت ماتوشِک و مردمی است که در فروشگاه هوگو ماتوشِک کار میکنند؛ درست در حوالی خیابان آندراشی، در خیابان بالتا در بوداپست. کلارا نواک برای گرفتن کار به فروشگاه مراجعه میکند؛ ابتدا از سوی کارمند ارشد، آلفرد کرالیک، رد میشود، اما با تحتتأثیر قرار دادن خودِ ماتوشِک، بالاخره به کار گرفته میشود. این مسئله کرالیک را خشمگین میکند و بین...
آه، عشق نامهای—چقدر دلنشین.
فیلم داستان شرکت ماتوشِک و مردمی است که در فروشگاه هوگو ماتوشِک کار میکنند؛ درست در حوالی خیابان آندراشی، در خیابان بالتا در بوداپست. کلارا نواک برای گرفتن کار به فروشگاه مراجعه میکند؛ ابتدا از سوی کارمند ارشد، آلفرد کرالیک، رد میشود، اما با تحتتأثیر قرار دادن خودِ ماتوشِک، بالاخره به کار گرفته میشود. این مسئله کرالیک را خشمگین میکند و بین او و کلارا بلافاصله بُغض و دلخوری ایجاد میشود—در حالی که هر دو از این حقیقت بیخبرند که در واقع با هم نامهنگار عاشقانهاند.
کارگردانی و تهیهکنندگی ارنست لوبیتش و بازیگران برجستهای چون جیمز استوارت، مارگارت سلاوان و فرانک مورگان این اثر را در زمره بهترین کمدیهای رمانتیک دوره کلاسیک قرار میدهد. فیلمنامه اثرِ سامسون رافائلسون بر پایه نمایشنامه میکلُش لاسلو («عطرسازی») نوشته شده و با ترکیب جذابیت، حسِ همدلی جمعی و لحظات تاریک و نورانی، در زمانی که سایهٔ جنگ بر ذهنها سنگینی میکرد، نوعی داروی ضدافسردگی سینمایی عرضه میکند.
با اینکه فیلم بیپرده و شیرین است، هوشمندیِ درام در پرداخت جزئیاتِ اجتماعی بهخوبی دیده میشود: بیکاری و عطشِ داشتنِ شغل، رقابتها میان کارکنان فروشگاه و حتی خط داستانی مربوط به خیانت که تنش و کنجکاوی تماشاگر را حفظ میکند. بازیها در سطحی عالی قرار دارند؛ اجرای استوارت دقیق و احساسی است—بدون ادا و اطوارهای سطحی—و یکی از درخشانترین اجراهای اوست. سلاوان بازیگر کمحرفتی نیست ولی امروز کمتر به او توجه میشود؛ بازی او در کنار استوارت همپایِ اوست چه در لحظات کمیک و چه در سکانسهای احساسی.
در کنار بازیگران اصلی، بازیگران مکمل مثل جوزف شیلدکراوت و فلیکس برسارت نیز لبخند بر لب میآورند، و صحنههای انبار—که در آنها جعبههای خالی را جابهجا میکنند—بهویژه جلوهٔ طنز فیلم را تقویت میکند. اما اغلب این فرانک مورگان است که با نقش صاحبِ مهربان فروشگاه، صحنهها را میدزدد و سوءتفاهمها را به طعنهای دلپذیر تبدیل میکند.
لوبیتش خود دربارهٔ این فیلم گفته بود که در کمدی انسانی هرگز به اندازهٔ «فروشگاه محله» در اوج نبوده است—شواهد نشان میدهد حق با او بوده است. این فیلم فراتر از یک کمدی رمانتیک ساده است؛ تجربهای کامل و لذتبخش. نمره: 9 از 10.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران