بیست سال پیش در کیپ کاد. «آلن بائر» پسر بچه ی هشت ساله، از قایق به درون آب پرت می شود و پیش از نجات، یک پری دریایی را می بیند. زمان حاضر، نیویورک. «آلن» (تام هنکس) که فکر می کند نمی تواند عاشق شود، دوباره به کیپ کاد برمی گردد و بار دیگر پری دریایی (هانا) او را نجات می دهد.
بیست سال پیش در کیپ کاد. «آلن بائر» پسر بچه ی هشت ساله، از قایق به درون آب پرت می شود و پیش از نجات، یک پری دریایی را می بیند. زمان حاضر، نیویورک. «آلن» (تام هنکس) که فکر می کند نمی تواند عاشق شود، دوباره به کیپ کاد برمی گردد و بار دیگر پری دریایی (هانا) او را نجات می دهد.
فیلم واقعاً خوب است؛ ارزش دیدن دوباره را دارد و قابل توصیه است.
با وجود گذشت نزدیک به بیستوپنج سال از ساخت، فیلم همچنان تا حدودی تابآور است، هرچند احتمالاً بهروزرسانی آن دیر یا زود لازم خواهد شد. تماشای این اثر مثل بازگشتی به روزهای اول بازی چند استاد کوچک سینماست: تام هنکس، داریل هانا، جان کندی و یوژن لوی که تقریباً بار فیلم را بر...
فیلم واقعاً خوب است؛ ارزش دیدن دوباره را دارد و قابل توصیه است.
با وجود گذشت نزدیک به بیستوپنج سال از ساخت، فیلم همچنان تا حدودی تابآور است، هرچند احتمالاً بهروزرسانی آن دیر یا زود لازم خواهد شد. تماشای این اثر مثل بازگشتی به روزهای اول بازی چند استاد کوچک سینماست: تام هنکس، داریل هانا، جان کندی و یوژن لوی که تقریباً بار فیلم را بر دوش میکشند و در دل یک ماجراجویی خوشساخت و مفرح دور هم جمع میشوند تا معمای حضور دختری تازه در زندگی آلن را دنبال کنند. در اصل، میتوانستند بخشِ پریدریایی را حذف کنند و همان نقش را به دختری غریبه واگذار کنند، اما همین عنصر پریدریایی فیلم را به یادماندنیتر میکند.
این عنصر به فیلمنامه امکان میدهد تا مفهوم اهمیت ارتباط را به شکلی استعاری وارد کند و محوریتی برای حرکت داستان، بهویژه در پردهٔ سوم، فراهم آورد. چون تقریباً ضدقهرمان مستقیمی در کار نیست، چنین تعارضهایی معمولاً شیوهٔ معمول در حلوفصلهای کمدیهای رمانتیکاند.
خلاصهٔ داستان: بیست سال پیش آلن (تام هنکس) در زیر آب با نجاتدهندهای مرموز روبهرو میشود. حالا او با برادرش فردی (جان کندی) بازار ماهی را اداره میکند. در سفر دیگری به کیپ کد حادثهای رخ میدهد و معلوم میشود همان ناجی است؛ اینبار نگاهشان بر فراز دریایی توفانی به هم میافتد و او کمی بعد از آب به خشکی میآید. عشق از نگاه اول است و خیلی زود او با آلن زندگی میکند. خودش را «مدیسون» مینامد و پس از چند روز در بخش تلویزیون یک فروشگاه بزرگ، به قدری انگلیسی یاد میگیرد که در قسمتهای بقیهٔ کمدی اسلپاستیک وارد شود — یا حداقل گفتوگویی پس از رابطهٔ عاشقانه داشته باشد. اما دانشمند دیوانهوارِ فیلم، پروفسور کورنبلوت (یوژن لوی)، خیلی زود به دنبال او میافتد و پس از چند صحنهٔ خندهدار با ریختن سطلهای آب، عاشقها در آزمایشگاهی زندانی و موضوع آزمایشهای ناخوشایند میشوند. آیا آنها میتوانند از چنگالِ کسانی که آنها را اسیر کردهاند بگریزند و مدیسون را قبل از انقضای شش روز به دریا بازگردانند تا برای همیشه در خشکی اسیر نشود؟
ایده در ابتدا جذاب و در فاز کشف و آشنایی سرگرمکننده است، اما متأسفانه خیلی تکرار میشود. حضور برادر خودخواهِ آلن فضا را شلوغ و در نهایت نوعی حس اپیزودیک و اندکی مضحک شبیه به اپیزودی از «تیم آ» ایجاد میکند. فیلم قابل تماشا است اما بین بازیگران جذابیت شیمیایی خاصی احساس نکردم — بهنظرم داریل هانا هرگز بازیگر بخصوصی درگیرکننده نبود — و در مجموع تا حدی فراموششدنی است.
در کل: فیلمی مفرح و خوب برای زمان خود؛ بهخصوص علاقهمندانِ فیلمهای با محوریتِ پریدریایی احتمالاً از آن لذت خواهند برد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران