روایت داستانی از کارکنـانِ آتش نشـانی شماره ی 51 هست که خودشون رو برای نجات دادن جان مردم به خطر میندازن اما فقط قهرمان بازیشون نشون داده نمیشه و مثل بقیه ی درام ها، زندگی شخصی هرکدام از شخصیت ها ، روابطشون با هم ، دشمنی های شخصیت ها هم پوشش داده میشه .
امتیاز بلبل جان
84%
فصل 14 قسمت 21 (آخر) اضافه شد
روایت داستانی از کارکنـانِ آتش نشـانی شماره ی 51 هست که خودشون رو برای نجات دادن جان مردم به خطر میندازن اما فقط قهرمان بازیشون نشون داده نمیشه و مثل بقیه ی درام ها، زندگی شخصی هرکدام از شخصیت ها ، روابطشون با هم ، دشمنی های شخصیت ها هم پوشش داده میشه .
این اولین سریال دربارهٔ آتشنشانی بود که دیدم. همچنین اهل آمریکا نیستم و تازه تا فصل ۹ آن را پشتسرهم تماشا کردم؛ بنابراین نظرم ممکن است با کسانی که سریال را در زمان پخش اصلی دیدهاند متفاوت باشد. سه فصل اول بیشتر روی عملیات آتشنشانی تمرکز داشت تا روابط میان شخصیتها و من واقعاً این را دوست داشتم. بعضی قسمتها برای فداکاریها و کمکهایی که آتشنشانها...
این اولین سریال دربارهٔ آتشنشانی بود که دیدم. همچنین اهل آمریکا نیستم و تازه تا فصل ۹ آن را پشتسرهم تماشا کردم؛ بنابراین نظرم ممکن است با کسانی که سریال را در زمان پخش اصلی دیدهاند متفاوت باشد. سه فصل اول بیشتر روی عملیات آتشنشانی تمرکز داشت تا روابط میان شخصیتها و من واقعاً این را دوست داشتم. بعضی قسمتها برای فداکاریها و کمکهایی که آتشنشانها به جامعه میکنند مرا به گریه انداختند — مثل قسمت «A Coffin That Small». شخصیت هرمان را به خاطر اصولش و اینکه در شرایط سخت هم محکم میایستاد دوست داشتم و اینکه سیندی در تمام آن موقعیتها پشتیبان او بود. بعداً دلم برای این دو نفر تنگ شد. فصلهای بعدی به اندازهٔ سه فصل اول خوب نبودند، چون تمرکز بیشتری روی روابط شخصیتها گذاشتند (البته در برخی جاها تعادل برقرار بود). در این فصلها از شخصیت گبی خوشم نیامد. میدانم که کیسی مشکلات خودش را داشت، اما گبی شخصیت دلپذیری نبود؛ رابطه در بسیاری مواقع یکطرفه به نظر میرسید (که در سه فصل اول اینطور نبود). کیسی همیشه تلاش میکرد از گبی حمایت کند اما گاهی آن حمایت را از جانب گبی دریافت نمیکرد. واقعاً از گبی متنفر نبودم، فقط در این فصلها او را کمتر دوست داشتم. هر وقت موچ و ترودی کنار هم بودند، از حضورشان لذت بردم. قصد بدگویی ندارم، اما رابطهٔ کید و سِوِراید را حتی در فصلهای بعدی هم نچسبیدم؛ همیشه احساس میکردم شخصیت کید طوری نوشته شده که روی گروه خاصی از مخاطبان تمرکز داشته باشد. ممکن است اشتباه کنم، فقط برداشت من است. سه فصل بعدی واقعاً خوب بودند و بیشتر روی روابط تمرکز کردند تا آتشنشانی. از رابطهٔ برت و کیسی (آنچه بعضیها «برتسی» مینامند) در این فصلها خیلی خوشم آمد. این رابطه دوطرفه باقی ماند و کیسی حتی وقتی در فصل ۹ مدتی از هم فاصله گرفت، خوشحال بود. مرگ اوتیس در چند قسمت اول تأثیرگذار بود اما بعد از آن کمتر اثرش حفظ شد؛ به نظرم پس از مرگ اوتیس، شخصیتش بهخوبی استفاده نشد. رابطهٔ کروز و کلوئی را هم دوست داشتم. بعد از فصل ۹ تماشای سریال را کنار گذاشتم چون اسپویلر دیدم که جسی سریال را ترک میکند. با این حال بخشهای مربوط به رابطهٔ برت و کیسی را دیدم. بعداً فصل ۱۳ را (با رد کردن فصلهای ۱۰ تا ۱۲) امتحان کردم چون به نظر میرسید شروعی تازه با رئیس جدید، پارامدیکهای جدید و برادر داشتن سِوِراید است. حس میکنم سریال بعد از فصل ۹ خیلی تغییر کرد — آیا این به خاطر تغییر شو رانر بود؟ جایی خواندم که اینطور است.

دیدگاه های کاربران