«لعنت به مرد بارج!»
«بارکرو» را گوردون داگلاس کارگردانی کرده و جورج شنک فیلمنامهاش را نوشته است. در این فیلم لی ون کلیف، وارِن اوتس، فارست تاکر، کروین متیوِز و ماریِت هارتلی بازی میکنند. موسیقی اثر از دومینیک فرونتیِر و فیلمبرداری از جرالد پری فینرمن است.
یک وسترن اسپاگتی چه زمانی دیگر «اسپاگتی» نیست؟ جواب: وقتی «بارکرو» باشد. فیلم از نظر رنگآمیزی، موسیقی و دیالوگهای پرادویه که...
«لعنت به مرد بارج!»
«بارکرو» را گوردون داگلاس کارگردانی کرده و جورج شنک فیلمنامهاش را نوشته است. در این فیلم لی ون کلیف، وارِن اوتس، فارست تاکر، کروین متیوِز و ماریِت هارتلی بازی میکنند. موسیقی اثر از دومینیک فرونتیِر و فیلمبرداری از جرالد پری فینرمن است.
یک وسترن اسپاگتی چه زمانی دیگر «اسپاگتی» نیست؟ جواب: وقتی «بارکرو» باشد. فیلم از نظر رنگآمیزی، موسیقی و دیالوگهای پرادویه که با لهجهها و زبریهای مختلف بیان میشوند، حالوهوایی اروپایی دارد. این پیروی از سبکِ وسترنهای ایتالیایی کاملاً به فیلم مینشیند، چون در مجموع تماشای آن واقعاً لذتبخش است.
«حاضر بودم هر چه دارم بدهم تا شبی را با تو بگذرانم… مگر اینکه بارجم را بدهم.»
داستان اساساً یک بازی موش و گربه است که در دو سوی یک رودخانه اتفاق میافتد. از یک سو گروهی راهزن به رهبری جیک رمیِ وارِن اوتس قرار دارند که پس از سرقتی در شهر سعی دارند از منطقه فرار کنند؛ و از سوی دیگر اهالی شهر به رهبری تراویسِ ون کلیف قرار دارند که مهمترین شخصیت قصه است، زیرا مالک بارج و تنها وسیله عبور از آب است.
«در شرق کتابهایی درباره مردانی خواندم که وحش را رام میکردند. درباره آن مردان رؤیا میدیدم. آنها شبیه تو نبودند. آدمها میتوانستند به آنها نگاه کنند و تحسینشان کنند. تنها شباهتی که تو با یک مجسمه داری، فضله کبوتر است.»
در طول فیلم ما دو سوی دینامیک شخصیتها را میبینیم. رمی مردی جنگطلب و خودخواه است که با چماق و خشونت بر گروهش حکومت میکند؛ تراویس اما از زندگی سختخورده و چندان دلسوز مردم شهری که برایش کار میکنند نیست. مبارزه این دو فقط روی مالکیت بارج نیست، بلکه رقابتِ روانی و تسلط بر دیگری است. فیلم با گروگانگیریها، نگاههای خشمآلود روی آب، و خشونتهای نافذ پیش میرود و در انتها به یک درگیری بزرگ و باشکوه میرسد.
اگر دیالوگهای گاهی کلیشهای را کنار بگذارید و با حالوهوای فیلم همراه شوید، با اثری پخته و باکیفیت روبهرو میشوید. با دو تن از بهترین بازیگران کمحرف ژانر در نقشهای اصلی، بازیها در سطح بالایی قرار دارد. ون کلیف و اوتس هر دو فوقالعادهاند؛ تاکر در نقش دستیار طنزآلود اما خشن تراویس و متیوِز بهعنوان عقل گروه رمی، نقشهای مکمل خوبی دارند. هرچند هارتلی کماستفاده شده، اما در نقش زن کلیدی که میل و تزلزل مردانه تراویس را تحریک میکند، دقیق و دلنشین ظاهر میشود.
فیلمبرداری در مناظر زیبای کلرادو چشمنواز است و رنگها زندهاند. آهنگِ فرونتیِر ترکیبی از زنگهای اسپاگتی و ضربآهنگهای نظامی است که در لحظات کلیدی داستان اوج میگیرد و تأثیرگذار است. کارگردانی داگلاس بیپیرایه است و در صحنههای گفتوگومحور هم توانسته کشش را حفظ کند. میکس صدا بسیار قدرتمند است؛ گامهای اسب و صدای شلیک بهطرز لذتبخشی برجسته و نفوذپذیر است.
فیلم پر از کاریکاتورهای شخصیتپردازی و طنز نیمهلبخندآمیزی است که باعث میشود آن را بیش از حد جدی نگرفت؛ شاید اثر یک شاهکار پنهان نباشد، اما سرگرمی توانمند و پرانرژیای است که هم خوب به نظر میرسد و هم خوب شنیده میشود. امتیاز: 7.5/10.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران