این فیلم را چند سال پیش بهصورت دیویدی از یک بازار دستدوم خریدم و بعد چند ماه دوباره آن را روی بلوری تهیه کردم، اگرچه تا آن موقع فرصت دیدنش را نداشتم. آن را (دو بار) خریدم بهخاطر شهرتِ افسانهای و تحسین منتقدان، اما نتیجه برای من ناامیدکننده بود: 2 از 10 و واقعاً دارم بخشنده قضاوت میکنم. چه آشغال بزرگی! «سومین کمدی برتر»؟ من...
این فیلم را چند سال پیش بهصورت دیویدی از یک بازار دستدوم خریدم و بعد چند ماه دوباره آن را روی بلوری تهیه کردم، اگرچه تا آن موقع فرصت دیدنش را نداشتم. آن را (دو بار) خریدم بهخاطر شهرتِ افسانهای و تحسین منتقدان، اما نتیجه برای من ناامیدکننده بود: 2 از 10 و واقعاً دارم بخشنده قضاوت میکنم. چه آشغال بزرگی! «سومین کمدی برتر»؟ من هرگز و تحت هیچ معیاری این را کمدی نمیدانم. فیلم حتی سعی میکرد بامزه باشد که آن هم شکست میخورد؛ در واقع حتی متوجه تلاشش برای خنداندن هم نشدم. تنها نکتهٔ طنزآمیز در فیلم این بود که چگونه کسی تصور کرده ممکن است این اثر فیلم خوبی باشد.
در اصل داستان در اواخر دههٔ شصت میگذرد؛ دو بازیگر متمول و اهل تئاتر — ویتنِیل و «من» — در وضعیتی بسیار بههمریخته زندگی میکنند و تصمیم میگیرند برای استراحت به کلبهای در حومه بروند که متعلق به عموی همجنسباز ویتنِیل است. باران مداوم، ناتوانیشان در کنار آمدن با مردم محلی بهخاطر شخصیتهای ناباب و سپس آمدن عموی مزاحم که پیگیرانه به شخصیت «من» توجه نشان میدهد، ماجرا را میسازد. آنها به خانه برمیگردند، یک فروشندهٔ مواد مخدر و دوستش که در خانهٔ آنها ساکن شدهاند را تحمل میکنند، و «من» فرصت بازیگری پیدا کرده و میرود. پایان.
با اینکه شرح مختصر شاید بهتر از واقعیت به نظر برسد، فیلم نزدِ من چیزی شبیه یک اپیزود ضعیف و نمایشیِ یک سریال کمدیِ آزاردهنده بود. حتی شباهتهایی با نقشهای ریک/ریچ که ریک میمال همیشه بازی کرده در اجراهای ریچارد ای. گرنت هست، اما «ویتنِیل و من» حتی بهپای یک اپیزود ضعیف از آن سری هم نمیرسد. و من اصلاً طرفدار آن سریال هم نبودم.
---
فیلمی زیبا، غمگین و خندهدار است. گاه ظریف و گاه مستقیم؛ بسیار تأملبرانگیز با مناظری باشکوه و جوّی خاکستریرنگ. طنزی طعنهآمیز همراه با شخصیتها و موقعیتهای باورپذیر و اجرای درخشان. این بهترین فیلم دربارهٔ دوستی است و با هر بار تماشا بهتر میشود. کارگردانی کاملاً سینمایی است و نشان میدهد بهجای گفتن، نشان میدهد. یک شاهکار.
---
فیلم خوبی است، اما بهخاطر نمایش مداوم مصرف الکل، مواد مخدر و تنباکو و نیز ضعف روایی فیلمنامه تا حدی لطمه میبیند.
از این فیلم انتظار بیشتری داشتم. بسیاری آن را از بهترین کمدیهای بریتانیایی میدانند و دیالوگها و موقعیتهای طنزآمیزش واقعاً خندهدارند؛ تماشای موقعیتها و گفتگوهای ابسورد آسان است. اما فیلم چندان بینقص هم نیست.
فیلمنامه حول همزیستی دو شخصیت میچرخد: ویتنِیل و پسری که نامش هرگز برده نمیشود و ظاهراً داستان را از منظر اول شخص تعریف میکند. آنها دو بازیگر ناکام و بیپولند که در اواخر دههٔ شصت در کمدن زندگی میکنند؛ از فضای پوسیدهٔ زندگیشان خسته شده و به خانهٔ روستایی عموی ویتنِیل میروند، بدون اینکه بدانند آنجا برای اهل شهر محیط مهماننوازی نیست.
فیلم لحظات درخشانی دارد که عمدتاً بهخاطر دیالوگهای خوب و موقعیتهای ابسورد است. صحنههایی مثل تقدیس الکل توسط ویتنِیل که لحظهای مستقیماً پاک نمیماند، یا رفتن او برای ماهیگیری با شاتگان، یا سفر دوستانهشان با یک جگوار قدیمی — همه بهیادماندنیاند. متأسفانه فیلمنامه و داستان بیش از این پیش نمیروند و مادهٔ زیادی برای پشتیبانی از فیلم وجود ندارد؛ از نظر روایی فیلم ضعیف است. با این حال، من توانستم با این محدودیت کنار بیایم.
فیلم تا حد زیادی به میزان پذیرفتن مخاطب برای «رها شدن در جریان» و بهرهبردن از فرصتهای کمدی وابسته است. چند بار حس کردم که این اثر میتواند بهخوبی روی صحنهٔ تئاتر هم کار کند، شاید حتی بهتر از نمایش سینمایی. نکتهٔ مشکلساز اما تعریف طولانیمدت از مصرف الکل و مواد مخدر و تنباکو است؛ این موضوع ممکن است برای تماشاگران کنونی که نسبت به سوءمصرف این مواد حساستر شدهاند آزاردهنده باشد. در چند صحنه احساس میشود فیلم دارد روی زمین خطرناکی حرکت میکند.
بازیگران محدودند و سه نفر ارزش ذکر شدن دارند. ریچارد ای. گرنت و پل مکگان با این فیلم در سینما مطرح شدند؛ گرنت شاید نقشی در حد بهترین کارنامهاش داشته و مکگان هم خوب است اما کمتر میتواند با شدت و پیچیدگی نقش گرنت رقابت کند. ریچارد گریفیتز هم نقش کوچکی دارد اما عالی اجرا شده است.
از نظر فنی فیلم شاهکار نیست، اما چند نقطهٔ برجسته دارد که مهمترینش فیلمبرداری است. بهخوبی حالوهوای یک فیلم ساختهشده در دههٔ شصت را شبیهسازی کردهاند — احتمالاً با نورپردازی، انتخاب فیلم و دوربین مناسب و طراحی لباس و صحنه. لباس ویتنِیل بهخصوص جالب است: او در آن پوشش شبیه یک آقای دارسی بدریخت، ورشکسته و الکلی بهنظر میرسد. صحنههای بصری قابلتوجهی هم هست، مثل نمای کنار جاده یا صحنهای که دوستان خانهٔ مانتی را ترک میکنند و تخریب یک خانهٔ ویکتوریایی را در پسزمینه میبینیم.
---
در سینک دقیقاً چه چیزی لانه کرده بود؟ شاید بهتر است ندانیم، وقتی با «ویتنِیل» الکلی (ریچارد ای. گرنت) و دوست اندکی مرتبترش «مَروود/من» (پل مکگان) آشنا میشویم؛ دو بازیگر «بیکار» که حتی پولی در بساط ندارند. دیداری از عموی همجنسبازِ مونتی (ریچارد گریفیتز) برایشان شراب خوب و کلید کلبهٔ روستایی او را فراهم میکند تا برای تعطیلات آنجا بروند. آنها با کمبود پول، هیزم و سوخت و ناآگاهی کلی نتوانسته و با محلیها هم کنار نمیآیند. هوای تازهٔ روستا — و باران بیوقفه — برایشان مناسب نیست و اوضاع وقتی بدتر میشود که عمویشان سر میرسد و بهطور قابلتوجهی جذب مَروود میشود.
یک ساعت اول فیلم واقعاً سرگرمکننده است؛ گرنت و مکگان با هم خوب کار میکنند و فیلمنامهٔ تند و پرنمکی را با طنز خشک اجرا میکنند. گریفیتز هر صحنه را میدزدد، خصوصاً وقتی در میانهٔ طوفان کمین میکند تا طعمهٔ بیچارهاش را شکار کند! درود بر دوستشان دَنی (راف براون) — نوعی روشنفکر شهری که همیشه مست است. بازیگران منسجماند و هرچند فیلم در پایان کمی انرژیاش را از دست میدهد، ولی بهنظرم هنوز یکی از بهترین نمونههای کمدی است که جنبهای از بریتانیای دههٔ ۱۹۸۰ را نشان میدهد؛ بدون حملهٔ آشکار به سیاستهای مِیدَر، اما با تحلیلی دقیق از پیروزی انتظارات بر امید. این فیلم سالها خوب مانده و هنوز لذتبخش است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران