نامزد ۵ جایزهٔ اسکار؛ ۶۴ جایزه و در مجموع ۱۴۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان792
زمانی که پدیده سینمای علمیتخیلی «جنگ ستارگان» در سال ۱۹۷۷ شکل گرفت و تخیلات میلیونها تماشاگر جهانی را اسیر کرد، کجا بودید؟ فرقی نمیکند سیوهشت سال پیش وجود داشتید یا نه؛ افسانهٔ اثر پرآوازهٔ جورج لوکاس که رکوردهای گیشه را در هم شکست، خودبهخود در حافظهٔ سینماییتان حک شده است. حالا، نزدیک به چهار دهه بعد، این پدیدهٔ سینمایی که در «کهکشانی دوردست و در...
زمانی که پدیده سینمای علمیتخیلی «جنگ ستارگان» در سال ۱۹۷۷ شکل گرفت و تخیلات میلیونها تماشاگر جهانی را اسیر کرد، کجا بودید؟ فرقی نمیکند سیوهشت سال پیش وجود داشتید یا نه؛ افسانهٔ اثر پرآوازهٔ جورج لوکاس که رکوردهای گیشه را در هم شکست، خودبهخود در حافظهٔ سینماییتان حک شده است. حالا، نزدیک به چهار دهه بعد، این پدیدهٔ سینمایی که در «کهکشانی دوردست و در زمانِ دور…» رخ داد با دنبالهها، ویژهبرنامههای تلویزیونی و جلوههای تبلیغاتی متعدد، همچنان به گسترش وعدهٔ سرگرمی و اهمیتش ادامه داده است.
ظهور نسخهٔ تازهای از «جنگ ستارگان» در عصر فیلمسازی هزارهای با پیشرفتهای فنی و هنری قابلقبول است و جِی. جِی. اِیبرامز انتخاب مناسبی برای هدایت این مجموعهٔ مقدس بوده تا روایتهای ماجراجویانهٔ تازهای را برای نسل جدید شخصیتهای «جنگ ستارگان» عرضه کند؛ نسلی که پا به عرصهٔ نبرد «نیرویِ خوبی» در برابر «جنبهٔ تاریکِ» قدرت گذاشته است.
در بازراهاندازی اِیبرامز، «جنگ ستارگان: نیرو بیدار میشود»، تلاش شده تا شرف و هویت دنیای لوکاس—با سربازان طوفانی، لِیزرهای نوری و بازگشت نمادین سهگانهٔ ارزشمندِ هریسون فورد (هان سولو)، کری فیشر (لیا) و مارک همیل (لوک اسکایواکر)—بازسازی و پاس داشته شود؛ بازگشتی که نوستالژیک و هیجانانگیز است. «نیرو بیدار میشود» جشنِ بزرگی است روی پردهٔ نقرهای؛ نمایش باشکوهی از بازیگوشی و رمزآلودگی که هم هواداران عادی و هم دیوانهوارِ «جنگ ستارگان» را سیراب میکند. هیجان و تبلیغاتش بجاست و اِیبرامز، استاد بازسازیهای پرهزینه، در اوج است و «نیرو بیدار میشود» را با لحظات طلایی و انرژیِ سرشار به تماشاگر تحویل میدهد.
وقتی به ابعاد گستردهٔ دنیای «جنگ ستارگان» نگاه میکنیم، باورش سخت است که آخرین پیشدرآمد فقط ده سال پیش منتشر شده بود. همچنین شگفتآور است که ستارگان قدیمیِ فورد، فیشر و همیل پس از بیش از سه دهه دوباره در یک فیلم کنار هم حضور دارند. بههرحال، نمیتوان انکار کرد که «نیرو بیدار میشود» تلاش میکند هم یاد آن قسمتهای گذشته را زنده کند و هم با چهرههای جدید، قصهای پرسروصدا آغاز کند که فصل تازهای از شگفتی را رقم میزند. ترکیب کهنهکاران و تازهواردان جالب است و تمِ همیشگیِ داستان—خیر در برابر شر—در دنیای «جنگ ستارگان» همیشه جذابیت دارد.
خوشبختانه «نیرو بیدار میشود» نه تنها پلی میان گذشته و امروزِ افسانهٔ «جنگ ستارگان» است، بلکه به هالهٔ اسرارآمیزی که لوکاس و همکارانش سهدهه پیش ساختند هم ارج مینهد. البته برخی ممکن است از داستانِ فیلم انتظار بیشتری داشته باشند و آن را سطحی یا صرفاً سکوی پرتاب برای مجموعهای از فیلمهای بعدی بدانند. برای کسانی که خلاصهای از ضربان فیلم میخواهند: زوج محبوب اما سالخوردهٔ هان سولو و چوباکا (بله، آن غولِ پُرمو و دوستداشتنی بازگشته است) به یاری خون تازهای میآیند—ری و فین (دِیزی ریدلی و جان بویِگا)—تا آنها را برای مقابله با پدیدۀ خِرگوِشیِ کایلُو رن (آدام درایور)، نمایندهٔ شرارت در جنبهٔ تاریک نیرو، آماده کنند.
در اصل، «نیرو بیدار میشود» ادای احترامی بزرگ و هیجانانگیز به علمیتخیلی/فانتزی فضایی است که بالهای بلند خود را گشود و نبردِ قدیمیِ قهرمانان و شروران را در بستری از امپریالیسم تاریک و جستوجوی ارزشِ برادری روایت میکند. نمیتوان حیاتیّت «جنگ ستارگان» را بدون شخصیتهای نمادینی که سالها مخاطبان را تشنه نگه داشتهاند، تصور کرد. در کنار هان سولو (هریسون فورد)، لوک اسکایواکر (مارک همیل)، جنرال لیا اورگانا (کری فیشر) و چوباکا (پیتر میهی)، حضور C-3PO (آنتونی دنیلز) هم دلپذیر است. ربات کوچک و غلتانِ BB-8 جانشین R2-D2 است و بیدرنگ دل کودکان را خواهد برد. لازم به ذکر است که «نیرو بیدار میشود» سی سال بعد از قسمت قبلی جریان دارد و خوشبختانه جادوی زمان از دست نرفته است.
خلاصهاش این است که مکانیزمِ تهدیدِ ستارهایِ نیرو اول (First Order) باید نابود شود و این کار برعهدهٔ استعدادهای جوانی چون ری، که نمونهٔ زنِ ورزیدهٔ لوک اسکایواکر است، و فین، سربازی سابق که از کشتن امتناع میکند، گذاشته میشود. این دو (تحت راهنماییِ هان سولو کُهنهکار و زخمی) با ژنرالِ هاکس و مریدِ ویژهاش کایلُو رن روبهرو میشوند که بیدرنگ مقایسهای با یکی از شریرترین شخصیتهای «جنگ ستارگان»، دارث وِیدر، برمیانگیزد.
دیزی ریدلی در نقش ری و جان بویِگا در نقش فین از تجربهٔ بازی در این دوقلوِ موعود برای نجات جهان لذت میبرند. برخلاف بعضی از نقدها، نقطۀ قوت فیلم شخصیتِ ری است؛ بازی احساسی و تعهد جسمی او به داستان فضاییِ فیلم، پایهٔ محکمی برای روایت خلق میکند. ریدلی بیاغراق این پروژهٔ عظیم را بر دوشش حمل میکند و نشان میدهد که شخصیتِ او هم در سرسختی و هم در شجاعت، بارِ فیلم را به دوش میکشد. او در کنار همنسلانش—بویِگا و درایور—میدرخشد و انرژیاش نیروی محرکِ اصلیِ اِیبرامز در اجرای میراثِ «جنگ ستارگان» است.
موسیقیِ نمادین جان ویلیامز، جلوههای فنی خلاقانه، و ترکیبِ بازیگران قدیمی و جدید، همگی بازگشتی سرزنده و هیجانانگیز به دنیای «جنگ ستارگان» میسازند؛ تجربهای سینمایی که شایستگی ماندن در تاریخ پدیدهٔ فرهنگیِ «جنگ ستارگان» را دارد.
------------------------------
یک فیلم بسیار سرگرمکننده، پُر از لحظات نوستالژیک و خندهدار، اما کامل نیست—نه، کامل نیست.
هشدار اسپویل:
این فیلم عملاً بازتولیدی از قسمت چهارم است و این موضوع بیش از حد برایم آزاردهنده بود. اگرچه شخصیتها و معماهای جدیدی معرفی شدند، ساختار کلی داستان خیلی شبیه به قسمت چهارم است؛ اما حداقل جمهوری را منفجر کردند و از دست بروکراسی خستهکننده خلاص شدیم!
نکتهای که خیلی آزارم داد کایلُو رن نبود، بازیگر او بود. واقعاً نمیتوانستند کسی با ظاهر تهدیدآمیزتر انتخاب کنند؟ بیتعارف آدام درایور را توهین نمیکنم، ولی آدمهای شرور باید ترسناک بهنظر برسند و وقتی ماسک را برمیدارد، همهٔ امید تبدیل شدنش به یک شریر قدرتمند از بین میرود.
خلاصه:
با وجود مشکلات کوچک، فیلم قطعاً ارزش دیدن دارد.
------------------------------
زلزلهٔ خوابآور.
واقعاً فایدهای ندارد که بخواهم این فیلم را عمیقاً بررسی کنم؛ این فیلم شبیه بسیاری از بلاکباسترهای سریالی است که واکنشهای تند و متفاوتی را—چه موافق، چه مخالف—بهدنبال دارند.
«نیرو بیدار میشود» فیلمی با کاستیهای فراوان است؛ بوی ایمنی و محافظهکاری از آن به مشام میرسد و اتهامِ بازسازیِ پرزرقوبرق تا اندازهای منصفانه است. بخشهایی از داستان هم آزاردهندهاند و سالها دربارهشان حرف زده خواهد شد.
اما برای کسی که عاشقِ جهانِ «جنگ ستارگان» بهعنوان یک منظرهٔ سرگرمی است و فقط آرزو داشته فیلمی شایسته و همرتبهٔ سهگانهٔ اصلی ببیند، چه؟ این فیلم من را دوباره یازدهسالگیام کرد؛ مرا به زمانی در ۱۹۷۷ برد که برای دیدن چنان شگفتیهایی سه ساعت در صف ایستادم. با وجود کاستیها، «نیرو بیدار میشود» ادای محبت و علاقهای به عشقِ گذشته است. هوشمندانه بامزه و پر از اشارههای بنیادین، انفجاری از جلوهها و صداست (در نسخهٔ بلوری من، سابووفر خانه جان میگرفت) و از غافلگیری و آویختنِ تشویق به کنجکاوی هم نمیهراسد.
سازندگان با دلِ بزرگ و نبوغ فنی، بازیگری پرانرژی و متعهد دارند—حضور ستارگان قدیمی بسیار دلگرمکننده است. شاید این فیلم کاملِ علمیتخیلی نباشد و برای خورههای «جنگ ستارگان» رویای کامل نباشد، اما این مرد میانسال را به اشک شوق واداشت. لحظهای بود برای یادآوری اینکه چرا در کودکی عاشق سینما شدم. امتیاز: ۹/۱۰
------------------------------
نیرو بیدار میشود: امیدی نو، نسخهٔ ۲.۰
دنبالهٔ موردانتظار سهگانهٔ اصلی در آبهای آشنایی قدم میگذارد و رویکرد «امن» را انتخاب میکند. با اینکه «نیرو بیدار میشود» لحظات خارقالعادهای دارد و قطعاً از پیشدرآمدها بهتر است، اتکا به الگوهای سهگانهٔ اصلی (بهویژه «امید جدید») بیش از حد به چشم میآید و بیشتر شبیه تقلیدی از اتفاقات قبلی است.
خلاصهٔ دوبارهکاریهای محسوس:
- ربات حامل اطلاعات محرمانه؟ هست.
- شرور سیاهپوش با ماسک؟ هست.
- قهرمان در سیارهٔ بیابانی زندگی میکند؟ هست.
- کشفِ قدرت نیرو در قهرمان؟ هست.
- هان سولو و چوباکا همراهیِ قهرمانان را میکنند؟ هست.
- یک کولینشین/کافه با گروه موسیقی؟ هست.
- مرگِ مربی بهدستِ شرور؟ هست.
- نبرد با یک «ستارهٔ مرگ»؟ بله—استارکیلر بیس همان نقش را دارد.
- آیا کرۀ مرگ نابود میشود؟ بله.
ری واقعاً نیروبخش است: او مهارتهای خلبانی هان سولو را دارد، با آسانی از حقههای ذهنیِ جدیها استفاده میکند و در نبردها موفق است (هرچند میتوان استدلال کرد که زخمی شدنِ کایلُو رن توسط چوباکا نقش داشت). باید توضیح محکمی در قسمت بعدی داده شود که چرا ری اینقدر سریع و قوی با نیرو کار میکند؛ چرا که انکین و لوک به آموزش نیاز داشتند اما ری تقریباً بیهیچ تعلیمِ رسمی حرفهای است.
فین؛ ایدهٔ سرباز طوفانیِ فراری جذاب است، اما زود آزاردهنده میشود—جملات بعضاً کرپ و حالت فرار دائمی او خوب اجرا نشدهاند. با این حال رابطهٔ او و پو دِیمرون خوب کار شده و نبردش با یک سرباز طوفانی دیگر تحسینبرانگیز بود. امیدوارم در قسمت بعدی شخصیتش رشد کند.
پو دِیمرون از ابتدا جذبم کرد؛ از شوخیاش با کایلُو رن تا ساقط کردن چند TIE Fighter، او خلبانی تواناست. BB-8 هم یک توپ بامزه و یکی از دو کاراکتر جدیدی بود که واقعاً برجسته شدند.
مرگ هان سولو غمانگیز بود؛ شخصیت نمادینی که از خودخواهی به فداکاری رسید. لیا (حالا جنرال) زمان زیادی برای درخشش ندارد اما هرگاه روی صفحه است حس واقعیت را تقویت میکند. C-3PO و R2-D2 نقش کمتری دارند و لوک تنها در دقایق آخر ظاهر میشود و سخنی نمیگوید؛ تنها نگاهش وقتی ری شمشیر پدرش را به او میدهد کافی است.
دیگر شخصیتها: کاپیتان فسما نسخهٔ زنِ بوبا فت است—تا حدی کماثر. مز کاناتا شبیهِ یودای رنگی و جنسیِ متفاوت است و بهطرزی معماگونه شمشیر نوریِ آنکِین/لوک را در اختیار دارد. رهبر عالی سُنوک (اندی سِرسس) حضور تهدیدآمیزی دارد، و ژنرال هاکس نطق شبیهِ نازیها را ایراد میکند.
کایلُو رن بهترین بخش فیلم است؛ شخصیتی چندلایه که هم از دارث وِیدر بتسازی میکند و هم در عصبانیّت و تضاد درونی دستوپا میزند. او با نیرویی قوی میتواند گلولههای بلَستر را متوقف کند، ذهن دیگران را بررسی کند و از شمشیرِ نامتعارفِ او جنگطلبیاش حس میشود. کشتن هان احتمال بازگشتش به سوی روشنایی را تقریباً از بین برده است. مشتاق دیدنِ ویرانیهایی هستم که در قسمت بعدی رقم میزند.
سکانسها و صحنههای اکشن فوقالعادهاند؛ افتتاحیه روی جاکو یکی از بهترین و یخکنندهترین لحظات مجموعه است. نبرد تاکودانا عالی است و صحنهٔ عبور از قبرستان کشتیهای ستارهای شگفتانگیز است. اگرچه «نیرو بیدار میشود» قدمهایی رو به جلو برداشت، قدمهایی هم بازگشت به قلمروی شناختهشده بود. با این وجود، این فیلم یک ورودی محکم و قابلقبول برای مجموعه است: صحنههای اکشن عالی، نوستالژی سهگانهٔ اصلی، کایلُو رن بهعنوان یک شرور توسعهپذیر، و روابط بین شخصیتها که طبیعی و ارگانیک بهنظر میرسند.
امتیاز: 7.5/10
------------------------------
«این نقد را در سال ۲۰۱۵ نوشتهام.»
آیا کامل بود؟ نه.
آیا تقریباً نسخهای بازتکراری از «امید جدید» بود؟ بله.
آیا شخصیتها و خطوط داستانیِ جالب بهاندازهٔ کافی پرداخته نشدند؟ مطمئناً.
آیا فیلم روی حدود ۴۷ اتفاقِ بسیار بعید متکی بود که بدونشان داستان از هم میپاشید؟ بهنظر درست میآید.
اما بعد از بیش از سه دهه، آیا جنگ ستارگان بالاخره برگشته؟ قطعاً بله.
علاوه بر اینکه از دیدنش لذت بردم، «نیرو بیدار میشود» برای اولینبار مرا واقعاً نسبت به آیندهٔ این فرنچایز هیجانزده کرد. ترکیب مواد جدید و قدیم را دوست داشتم، اما امیدوارم در ادامهٔ مسیر، سریال بیشتر روی مواد جدید تمرکز کند. نه اینکه شخصیتهای اصلی کنار گذاشته شوند، بلکه دیگر نیاز به بازگشتهای بیپایان به گذشته در قسمتهای بعدی نیست. برای این قسمتِ نخست، این بازگشتها قابلقبول بودند تا مخاطب دوباره با جهان آشنا شود، ولی امیدوارم در آینده از این الگو فاصله بگیرند—و ظاهراً این مسیر در پیش گرفته خواهد شد.
------------------------------
آغاز لذتبخشِ سهگانهٔ دنبالهدار!
«جنگ ستارگان: نیرو بیدار میشود» مرا سرگرم کرد. بهنظرم جهت تازهای برای فرنچایز بود، که این چندان عجیب نیست چون جورج لوکاس نقش اصلی را در ساخت آن نداشت. تفاوت بزرگی حس نکردم، یا حداقل نه به اندازهای که انتظار داشتم.
دیدن تلفیق گروه بازیگران جدید با سهگانهٔ قدیمی لذتبخش بود، هرچند دو نفر از آنها صرفاً حضور کوتاهی داشتند. دِیزی ریدلی و جان بویِگا افزودنیهای بسیار خوبیاند و بازیهای برتری ارائه میدهند—هرچند شیمیِ زیادی بینشان حس نکردم، اما احتمالاً به زودی شکل میگیرد. آدام درایور هم مناسب نقش است.
سهتاییِ قدیمیِ هریسون فورد، کری فیشر و مارک همیل حضور دارند، اما فورد تنها کسی است که نقشِ مهمی ایفا میکند. به هرحال، دیدنشان در فرنچایز خوشایند است.
همه چیز دیگر در فیلم مرا راضی کرد؛ نمیگویم کامل است—خصوصاً در بخش داستانی—اما دیدن آن بسیار لذتبخش بود. برای من، شروع قدرتمندی برای این دورهٔ «جنگ ستارگان» است.
------------------------------
تداومی بیمعنی از اپیکی که در «بازگشت جدای» بهطرز قاطعی به پایان رسیده بود. این تلاشی ضعیف برای تبدیل چیزی که بهعنوان حماسهای اسطورهای خلق شده بود به یک مجموعهٔ ملودرامِ روزمره است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران