«فرانک» (پل هامی) در حین پیمودن مسیر به سوی یک روستای کوچک فرانسوی با «الیزابت» (ویرژینی لدوین) روبهرو میشود که او را سوار میکند. معلوم میشود او مأمور پلیس است و برای هدایت تحقیقات درباره یک قتل مضاعف فرستاده شده و فرانک فرماندهٔ ژاندارمری ملی است که مأموریتی طولانی برای پیدا کردن کودکان گمشده دارد — مسیری که او را به این دهکدهٔ ظاهراً آرام...
«فرانک» (پل هامی) در حین پیمودن مسیر به سوی یک روستای کوچک فرانسوی با «الیزابت» (ویرژینی لدوین) روبهرو میشود که او را سوار میکند. معلوم میشود او مأمور پلیس است و برای هدایت تحقیقات درباره یک قتل مضاعف فرستاده شده و فرانک فرماندهٔ ژاندارمری ملی است که مأموریتی طولانی برای پیدا کردن کودکان گمشده دارد — مسیری که او را به این دهکدهٔ ظاهراً آرام رسانده است. اندکی یادآور «دکتر اسلیپ» (2019)، روستا زیر سایهٔ یک تیمارستان قرار دارد و خیلی زود این دو که در ابتدا نسبت به هم بدگماناند، درمییابند که پروندههای اسرارآمیزشان احتمالاً به هم مربوط است. کمکی که نمیکند، فولکلور محلی دربارهٔ هیولای همنام است که از روح مردگان شهر تغذیه میکند — و با افزایش سرعت روایت به نظر میرسد فیلم به سوی یک ضیافت خشن و خونین پیش میرود. ممکن است یک سرنخ واقعاً مهم وجود داشته باشد: «ایوان» (کامرون بین) که تنها بازماندهٔ آنچه بهظاهر خودکشی والدینش بوده است. او چه دیده؟ چه میداند؟ چیزی میداند؟ رواندرمانگر او «مارباس» (ساندرین بنِر) مصمم است که موکلش برای بازیابی حالش رها شود، اما فرانک میداند او همان حلقهٔ گمشده است... گاه این فیلم یک معمای قتل با کارگردانی پرتنش است، اما با پیشرفت داستان تا حدی نازک میشود و هیچیک از شخصیتهای اصلی واقعاً شیمی چشمگیری از خود نشان نمیدهند؛ چون شانس و تصادف نقش زیادی در پایانبندی بازی میکند که گرچه چرخشی مناسب دارد، اما کمی شبیه قصههای «اسکوبیدو» مینماید. فیلم در سینما تا حدی جواب میدهد — مناظر جنگلی و فضای وهمآلود کمک زیادی میکنند — اما در تلویزیون نتیجهای نسبتاً معمولی خواهد داشت.
The Soul Easter مسیری کاملاً آشنا در ژانر درام جنایی را میپیماید اما در تمایز خود عملکردی اندک دارد. آغاز فیلم با مجموعهای از جنایات عجیب و دهشتناک در یک روستای آرام فرانسوی امیدوارکننده است، اما داستان به پایانبندیای آزاردهنده و تا حدی از نظر زمینهای تهی منتهی میشود. شاید «هیچچیز» تنها چیزی باشد که از قهرمان اصلی باقی میماند، اما واقعاً احساس میشود برای رسیدن به یک فرجام قابلقبول به توضیح و نتیجهگیری بیشتری نیاز بود. بازیها بالاتر از متوسطاند، اما پرداخت نسبتاً کوتاه به شخصیتها و فاصلهٔ محسوس — که ممکن است عمدی بوده باشد — بین شخصیتهای اصلی، باعث میشود اجراها آنچنان درخشنده نشوند. خلاصه اینکه فیلم بدی نیست؛ نکات زیادی برای پسندیدن دارد اگر بتوان این عبارت را به کار برد. با این حال، موفق نمیشود همهٔ تأثیرات احساسی و درک کامل آنچه رخ داده را به سطح آورد و از این رو از یک لحظهٔ بیدارکننده یا بصیرتآمیز که میتوانست فیلم را «ویژه» کند، محروم میماند. بهاینترتیب، تماشایی معقول اما کماستثنا باقی میماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران