مردی که از آمریکای طبقهی بالای جامعه رها شده است، در طول مسیر روی سکوهای نفتی کار میکند، در حالی که زندگیاش در مجموعهای از کافهها، متلها و دیگر نقاط دیدنی سپری نمیشود.
مردی که از آمریکای طبقهی بالای جامعه رها شده است، در طول مسیر روی سکوهای نفتی کار میکند، در حالی که زندگیاش در مجموعهای از کافهها، متلها و دیگر نقاط دیدنی سپری نمیشود.
نامزد ۴ جایزه اسکار؛ ۱۱ جایزه و در مجموع ۲۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1748
«بابی» (جک نیکلسون) پیانیستی بااستعداد از خانوادهای موفق در موسیقی است که زندگی آسان خانواده را رد کرده و شیوهای دغلبازانه و دورهگرد را پیش گرفته؛ گاهی که لازم است در کارِ ساختوساز مشغول میشود. این زندگی سیار به او میآید. او مردی است که دنبال خوشگذرانیهای بیتعهد است و از هرگونه تعهد نسبت به معشوقهاش، دیگران یا حتی خودش طفره میرود. کمکم نسبت به...
«بابی» (جک نیکلسون) پیانیستی بااستعداد از خانوادهای موفق در موسیقی است که زندگی آسان خانواده را رد کرده و شیوهای دغلبازانه و دورهگرد را پیش گرفته؛ گاهی که لازم است در کارِ ساختوساز مشغول میشود. این زندگی سیار به او میآید. او مردی است که دنبال خوشگذرانیهای بیتعهد است و از هرگونه تعهد نسبت به معشوقهاش، دیگران یا حتی خودش طفره میرود. کمکم نسبت به انتخابهایش و خلایی که این سبک زندگی در او بهجا گذاشته احساس نارضایتی میکند و به خانهٔ پدری بازمیگردد و درمییابد پدرش چند بار دچار حمله شده است. این وضعیت جدید بابی را وادار میکند که بالاخره برخی چیزها را از منظری تازه ببیند. از آخرین بازدیدش سه سال گذشته، پس طبیعی است که تنها او به آشتی نیاز ندارد — در خانه کسانی هستند که فوراً حاضر به بخشش نیستند. سوال برای همه این است که آیا امکان رهایی و تصفیهٔ روحی هست یا اینکه همهچیز آنقدر ریشهدار شده که تغییرناپذیر است؟
به نظرم این بهترین نقشآفرینی نیکلسون روی پرده است. همراه با متنی بسیار تأثیرگذار و ریتمی که گاهی شبیه یک مستند «مگس روی دیوار» است، مردی را میبینیم که شاید در ابتدا برایمان چندان اهمیتی نداشت اما به تدریج عیوب، شیاطین و انسانیتش را عیان میکند — و حتی با این وجود، هنوز ممکن است برایمان اهمیت چندانی نداشته باشد. دیدن رالف وایت — که همیشه با نقش «جان والتون» شناخته میشود — در نقشی پُرمایه و دقیق بهعنوان «کارل» خوشایند است، و ستایش باید به بازی پراحساس کارن بلک در نقش «رایت» نیز برسد؛ معشوقهٔ دیرپایی که بارها به این فکر میافتید کاش او را مثل سنگ داغ رها کند. موسیقی متن نیز نقش قدرتمندی دارد: ترکیبی ظریف از بالادهای عمدتاً کانتری در کنار برخی از بهترین قطعات کلاسیک پیانو که ظاهراً از جانب «بابی» و خواهرش «پارتیتا» (لوئیس اسمیت) صادر میشود.
در اصل، این فیلم داستان بلوغ است، اما نه از آن نوع متداولِ هوسها و احساسات عاشقانهٔ نوجوانانه؛ بیشتر دربارهٔ بزرگشدن و بالغشدن مردی است که در جهانی خفقانآور و نامطبوع زندگی میکند، جهانی که تا حد زیادی خود او انتخاب کرده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران