این فیلم به من یاد داد که ظاهراً باید فیلمهای هندی را نادیده گرفت، چون امتیازها هیچ چیز مشخصی در مورد کیفیت فیلم به شما نمیگویند.
این شاید بدترین بازیگریای باشد که تا به حال دیدهام — حتی بدتر از Plan 9 from Outer Space — و روی آن دوبلههای پستولیدی هم گذاشتهاند! بهاضافهٔ داستانی بسیار مبتذل، کارتونی و شرمآور که آدم را واقعاً به شک...
این فیلم به من یاد داد که ظاهراً باید فیلمهای هندی را نادیده گرفت، چون امتیازها هیچ چیز مشخصی در مورد کیفیت فیلم به شما نمیگویند.
این شاید بدترین بازیگریای باشد که تا به حال دیدهام — حتی بدتر از Plan 9 from Outer Space — و روی آن دوبلههای پستولیدی هم گذاشتهاند! بهاضافهٔ داستانی بسیار مبتذل، کارتونی و شرمآور که آدم را واقعاً به شک میاندازد که آیا همهچیز شوخی است یا نه. نه، واقعاً شک میکنم.
فکر کردم شاید برای خنده تماشا را ادامه دهم (از صحنهٔ اول هم میخندیدم: جراحیِ لب و زنی سفید که در جنگل دههٔ ۱۹۲۰ نشسته و بومیان زانو زده او را ستایش میکنند، با یک ضبط استودیویی خیلی بد از آواز دخترکی که حتی خودش با متن آشنا نیست و حرکات دهانیاش اصلاً با آهنگ جور درنمیآید). اما در ساعت ۳:۰۵ متوجه شدم خندههای «خیلی بدِ خندهدار» قطعاً آنقدر دوام نمیآورد.
وای، این واقعاً افتضاح است!
دیگر فیلم هندی برای من کافی است. درس گرفته شد.
سینما نزدیک من شروع به پخش فیلمهای هندی کرده بود. دلم نخواست امشب در خانه بمانم، پس این فیلم را انتخاب کردم و خوششانس بودم.
اعتراف میکنم تصویر من از فیلمهای هندی عمدتاً فیلمهای موزیکال بود: داستان عاشقانه با یک زن بسیار زیبا و یک مرد بسیار جذاب و نمایشهای رقص پرزرقوبرق. این فیلم هم داستان عاشقانهای دارد، اما تمرکز فیلم روی آن نیست. چند رقص بزرگ و چشمگیر هم دارد، اما شمارشان کم است. (رقص مردان، بسیار آتلتیک، مرا شگفتزده کرد.)
در حقیقت فیلم روی داستان دو جوان در هند دههٔ ۱۹۲۰ تمرکز دارد که هر یک بهنوعی علیه اشغالگران انگلیسی مبارزه میکنند.
انگلیسیها در فیلم بهصورت هیولاها و غیرانسانی تصویر شدهاند. بارها من را به یاد وحشتناکترین جنایاتی انداختند که آلمانها در جنگ جهانی دوم در فرانسه مرتکب شدند، یا رادیکالترین نژادپرستان در جنوب آمریکا. در اولین صحنهای که دو قهرمان مرد میرقصند، پیوندی هم میان هندیها و آنچه ظاهراً موسیقیدانان سیاهپوست آمریکایی است، زده میشود.
هر بار که هندیها توانستند از انگلیسیها انتقام بگیرند به وجد میآیی، اما گاهی فکر میکردم اگر فیلمی موازی دربارهٔ سیاهپوستان که از دست نژادپرستان سفید در آمریکای جنوبی انتقام میگیرند ببینم، آیا همانطور به وجد میآمدم؟ خصوصاً اگر مثل امشب در سینما تنها بینندهای باشی که جز گروه تحت ستم نیست. اگر اسپایک لی میتوانست فیلمی بسازد که لازم نباشد نگران فروشش به سفیدپوستان هم باشد، کمی متوجه میشوی که این فیلم تا چه حد ضد استعمارگری است. تفاوت در این است که در برخی جوامع، ظلم را اقلیتی کوچک اعمال میکند؛ اینجا هم وضعیت متفاوتی هست ولی من نمیخواهم این مقایسه را زیاد ادامه دهم. فیلم فقط در یک صحنه این ارتباط را برقرار میکند. اما قطعاً این فیلم دربارهٔ مردمیست که بهطور وحشیانه تحت ستم بودهاند و برای آزادی میجنگند، نه صرفاً یک ردیف رقص و آواز.
من زبانهای هندی فیلم را صحبت نمیکنم، اما با زیرنویس تقریباً همیشه بهراحتی متوجه شدم چه میگذرد. یقین دارم ارجاعات فرهنگیای هست که من متوجه نشدم، مخصوصاً در رقص پایانی بزرگ که به نظر میرسید هند را بهعنوان کشوری مرکب از مناطق و فرهنگهای مختلف وحدتیافته نشان میدهد.
در کارگردانی و فیلمبرداری قطعاً باید تحسین شود. تصاویر بصریِ حیرتانگیز یکی پس از دیگری بودند، بهویژه در صحنههای نبرد. رم چاران که بهشکل «جنگجوی بومی» (اگر این تعبیر هنوز معنایی داشته باشد) میان شعلهها پرواز میکرد، نفسگیر بود.
پس اگر حتی اندکی هم کنجکاو فیلمهای هندی بودهاید، این را امتحان کنید. بله، سه ساعت طولانی است، اما باور کنید زمان میگذرد. این واقعاً یک فیلم اکشن است، ترکیبی از خیال بصری و رئالیسم گاهی بسیار بیپرده که تا پایان تو را جذب میکند.
اولین مواجههام با سینمای تلگو زمانی بود که همسرم را دیدم که مردی تقریباً برهنه را در جنگل میدود که توسط ببر تعقیب میشود، با بدنی بسیار ورزیده که اول فکر کردم همسرم از ظاهر عضلانی و عرقکردهٔ آن مرد خوشش آمده. اول آن را یک فیلم مردانه و کلیشهای رد کردم—فیلمهایی که همسرم کمتر دوست دارد (او بیشتر فیلمهای کرهای را میپسندد). تا وقتی نقدی رادیکال دیدم از بینندگان خارجی که غیر هندی بودند و این کنجکاوی من را برانگیخت. بعد تصمیم گرفتم تماشا کنم و دوباره دیدمش.
اول اینکه کیفیت CGI در بسیاری صحنهها باور نکردنی است و بازی درخشان بازیگران کاریزماتیک مثل NTR و رم چاران چشمگیر بود. با بازی اجی دِوگن و آلیا بهات فیلم تجربهای خاص شد. فیلم سرشار از اکشن، درام و شادی است و آرزو کردم آن را در پردهٔ بزرگ دیده باشم. حتی نسخهٔ تلگویش را هم دیدم. هرچند بازیگران بریتانیایی چندان قابلقبول نبودند، کل فیلم پرانرژی و دراماتیک است و باعث میشود باور کنی فیلمی با این کیفیت و سهساعته انقباض زمان ایجاد میکند. این فیلم مرا واداشت دنبال فیلمهای قدیمیِ راجامouli، NTR و رم چاران بروم. من با Drishyamِ دِوگن هم آشنا بودم (آن هم خوب بود). بهخاطر جزئیات بسیار و زیباییِ دوستیها و روابط در دنیای مبارزان آزادی، مجبور شدم چند بار فیلم را تماشا کنم. این برای من مثل نمرهٔ ۱۱ است ولی بهخاطر عقلانیت باید ۱۰ از ۱۰ بدهم.
«RRR» از آن فیلمهاست که تقریباً هر کسی آن را تماشا کند، دوستش دارد. یک تماشای بزرگنمایانهٔ تاریخی دربارهٔ شورشی خونین در هند دههٔ ۱۹۲۰ است که روایتی تخیلی از رویدادهای واقعی ارائه میدهد. این بلاکباستر بینالمللی همهچیز دارد: سکانسهای اکشن هیجانانگیز، بدلکاریهای پرآدرنالین، داستانی شورانگیز و صحنههای رقصِ بالیوودی که واقعاً دیدنیاند.
داستان حول دو انقلابی واقعی هند، الورّی سیتاراما رجو و کومارام بیم میچرخد و تصور میکند اگر این دو همدیگر را ملاقات کرده و دوست میشدند چه رخ میداد. در «RRR»، این دو دست در دست هم علیه رِجِیم بریتانیا و استثمار وحشیانه میجنگند تا مردم را نجات دهند. رشتهٔ داستان انتقام بعد از ربودهشدن دختری جوان آغاز میشود و بیم برای نجات او وارد عمل میشود. راجو که در خدمت دشمن است، به رقیبی محکم در برابر مأموریت نجات بیم تبدیل میشود و وقتی این دو همکاری میکنند، درگیری و آشوب پدیدار میشود.
این فیلم دیوانهوار، مضحک، اغراقآمیز و در عین حال بینهایت شگفتانگیز است. کارگردان، س.س. راجامouli، مهارتی چشمگیر دارد و سکانسهایی واقعاً مبتکرانه و فراموشنشدنی خلق کرده است. همهچیز با دقت اجرا شده و حتی اگر ایدهها عجیب بهنظر برسند (مثل رها کردن ارتشی از حیوانات CGI در میان جمعیت)، کار میکند. این دستاورد قوی در کارگردانی است و از سرگرمکنندهترین فیلمهایی است که تماشا کردهام.
بخشی از موفقیت فیلم به خاطر دو بازیگر اصلی کاریزماتیک است که میتوانند بازی کنند، برقصند، بخوانند و بدلکاریهای خود را انجام دهند. آنها ستارههای اکشن واقعی با کاریزمای هالیوود قدیمی هستند و حضورشان روی پرده بینظیر است. آنها آنقدر با هم خوباند که مخاطب باید چشمانتظار یک دنباله باشد.
فیلم صرفاً شوخی و سرگرمی سبک نیست؛ راجامouli با موقعیت تاریخیاش جدی برخورد میکند. فیلم از خشونت و بیرحمی نمیگذرد و صحنههای آزار و مرگ اندوهناک دارد. مردان، زنان و کودکان در خطر بزرگی قرار میگیرند. قهرمانان عمدتاً مرد هستند و زنان اغلب نیازمند نجات؛ این داستانی مردانه است و نه فمینیستی، اما این مسئله به روح کلاسیک فیلم اکشن لطمهای نمیزند.
همهچیز تا حد نهایی بالا برده شده و هر ثانیهٔ بیش از سه ساعت فیلم پر از رویداد است. «RRR» تجربهای سینمایی خوشایند، شورانگیز و سرشار از لذت است. شاید مخاطب را ترغیب کند که دربارهٔ تاریخ هند تحقیق کند و با انقلابیون آن بیشتر آشنا شود، که خود دستاورد جالبی است.
این فیلم واقعاً یک تماشای سرگرمکننده و پر از اکشن و حس قهرمانی است. CGI بهمراتب عالی است. چیزی که از این فیلم دوست داشتم این بود که فقط بهانهای برای CGI نیست؛ برعکس، داستان خود نسخهای تخیلی از یک دورهٔ انقلابی واقعی درست پیش از اوج جنبش عدمخشونت گاندی است.
اگر کسی بخواهد نقدی بکند، میتواند بگوید نقشهای بریتانیایی کاریکاتوری هستند. اما راستش ما سفیدپوستان آمریکایی چقدر دربارهٔ چگونگی رفتار امپراتوری بریتانیا با «تابعان غیرسفید» میدانیم؟ ما میدانیم که در ۱۹۱۹ نیروهای بریتانیایی به تظاهراتی شلیک کردند و صدها مرد، زن و کودک را کشتند. پس فیلم در بستر تاریخ واقعیتری قرار دارد. شاید کاریکاتوری نشاندادن انگلیسیها راه راجامouli برای کنار زدن مسئله و قرار دادن آنها در همان سطح «غیرواقعگرایانه» دو قهرمان فیلم بوده است تا مخاطب آن را بپذیرد.
خود فیلم اغراقآمیز، هیجانانگیز و پر از اکشن است. صحنههای رقص بالیوودی لازم را هم دارد! از اینکه رام چطور تبدیل به راما، کماندار اسطورهای هندو، شد و بهنوعی تجسم ویشنو بود، لذت بردم. شاید ارجاعات فرهنگی دیگری را از دست داده باشم، اما حدس میزنم وقتی دو «ابرقهرمان» همکاری میکنند، چهار دست دارند—یعنی شِیوا، نابودگر با کمان و تیر در دو دست. قصه و طراحی تولید جذاباند. س.س. راجامouli در هدایت ریتم کار چنان استاد است که سه ساعت سریع میگذرد قبل از اینکه حتی فرصت کنید بگویید «پاپکورن».
این فیلم مدتها در فهرست تماشای من بود و ایکاش زودتر آن را دیده بودم.
فیلم از نظر بصری شاهکاری است؛ زیباییاش در تقابلی جذاب با خشونت شدید و بیرحمی که نشان میدهد قرار دارد.
برای یک تاریخ خیالیشده، داستان عمق قابلتوجهی دارد؛ شخصیتها نهتنها خوب پرداخته شدهاند، بلکه عمیق و درگیرکنندهاند و انگیزههای واضح و باورپذیری دارند که مخاطب را به دنیای خود میکشاند.
تنها نکتهٔ منفی؟ بازیگران بریتانیایی. خشک و بیجاناند، و هیچکدام حتی سبکِ شروران ادواردیایی با حرکات ریش و سبیلشان را هم ندارند. اگر شرارت داشتن فایدهای دارد، خب لااقل باید سبیل را ورجهورجه کرد!
بسیاری از فیلمها در هر بازدید تأثیر ماندگاری ایجاد نمیکنند، اما «RRR» با ظرافت قابلتوجهی این کار را میکند. تماشای «RRR» روی شبکهٔ خانگی فراموشنشدنی بود؛ دیدنش در سینما اما متعالی بود. با اینکه میدانستم چه انتظاری داشته باشم، ابعاد و انرژی فیلم دوباره من را شگفتزده کرد. انگار برای اولین بار آن را میدیدم و هر لحظه تا حدی حماسی افزوده شده بود.
«RRR» تعریف تازهای از تماشایی بودن ارائه میدهد—بصری خیرهکننده، از لحاظ عاطفی تکاندهنده و بیپروا جسور. عظمتش با مناظری گسترده و صحنههای اکشن دقیقاً هماهنگ، شاخص جدیدی برای شکوهمندی سینمایی ایجاد میکند. جسارت و شکوه فیلم الهامبخش است و تضاد زیبایینگارانهٔ آن با خشونت خام، تأثیرش را عمیقتر میکند. در زیر این سطح درخشنده، داستانی با عمق چشمگیر نهفته است که با شخصیتهایی دارای اعتقادات راسخ و مبارزات شدید، سکانسهای اغراقآمیز را به تجربههایی پرهیجان و احساسی تبدیل میکند.
در میان صحنههای شلوغ اما مسحورکنندهٔ اکشن، «RRR» به زیبایی احساسات متضاد—طنز، شادی و اندوه—را متعادل میکند. این بازی ظریف احساسات، تجربهٔ تماشایی را غنیتر میسازد و آن را فراتر از یک نمایش بصری صرف میکند. لحظات خندهدار بهنرمی با صحنههای تألمآور درهم میآمیزد و تار و پود احساسیای ایجاد میکند که مخاطب را درگیر و عاطفی نگه میدارد.
بیصبرانه منتظرم دوباره آن را ببینم—این بار شاید در فضایی که همراه با اجرای زندهٔ ارکستر باشد. «RRR» فقط یک فیلم نیست؛ رویدادی است، جشنی از آنچه سینما میتواند وقتی جرئت رویاپردازی بزرگ را دارد بهدست آورد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران