داستان این فیلم در زمانی که گروهی از خلافکاران و جنایتکاران خیابانهای شهر نیویورک به فرماندهی یک شخص کاریزماتیک سعی بر تصاحب و حمله به مناطق مختلفی را دارند، روایت میشود اما با مرگ فرمانده آنها، تمامی اتهامها اشتباها به سمت اعضای حاضر در این گروه نشانه گرفته میشود و...
داستان این فیلم در زمانی که گروهی از خلافکاران و جنایتکاران خیابانهای شهر نیویورک به فرماندهی یک شخص کاریزماتیک سعی بر تصاحب و حمله به مناطق مختلفی را دارند، روایت میشود اما با مرگ فرمانده آنها، تمامی اتهامها اشتباها به سمت اعضای حاضر در این گروه نشانه گرفته میشود و...
چطور میشود فیلمی مثل «جنگجویان» را نقد کرد؟ خلاصهاش این است: «جنگجویان» بهترین فیلم دههٔ ۱۹۷۰ است. امتیاز نهایی: 4.5 از 5 ستاره — جذابیتی شگفتانگیز که از ذهنم بیرون نمیرود.
میفهمی؟ آقای هیل، بله، واقعاً میفهمم!
در نوجوانی، چند فیلم بودند که دوست داشتنشان «باحال» بهنظر میآمدند: «واندررز»، «اسکام»، «کوآدروفنیا» و «جنگجویان». شاید حرف عجیبی باشد، اما حالا در میانسالی هم حس میکنم اینها...
چطور میشود فیلمی مثل «جنگجویان» را نقد کرد؟ خلاصهاش این است: «جنگجویان» بهترین فیلم دههٔ ۱۹۷۰ است. امتیاز نهایی: 4.5 از 5 ستاره — جذابیتی شگفتانگیز که از ذهنم بیرون نمیرود.
میفهمی؟ آقای هیل، بله، واقعاً میفهمم!
در نوجوانی، چند فیلم بودند که دوست داشتنشان «باحال» بهنظر میآمدند: «واندررز»، «اسکام»، «کوآدروفنیا» و «جنگجویان». شاید حرف عجیبی باشد، اما حالا در میانسالی هم حس میکنم اینها هنوز آثار قابل تحسینیاند که باید دوست داشته و قدرشان را دانست.
من همین تازگی برای صدمین بار یا نزدیک به آن «جنگجویان» را دیدم، و هنوز همان اندازه که در بار اول سرگرمم میکند، اکنون هم سرگرمکننده است. بله، جلوههایی از کهنگی در آن دیده میشود و حالا بیشتر جنبههای کلیشهایاش را میبینم، اما در عین حال با فیلمی روبهرو هستیم که از نظر بصری منسجم است و بهطرز جالبی به زندگی و روان جوانان گانگستر میپردازد.
داستان ساده است: همهٔ دستهها و گنگهای نیویورک برای نشستی فراخوانده میشوند تا متحد شوند و شهر را تحت کنترل بگیرند. رهبر گروهی بهنام The Riffs مردی بهنام سایروس است که خواهان اتحاد است. او در جریان تجمع بهطلاق تیرباران میشود و «جنگجویان» بهاشتباه متهم به قتل او میشوند. از آن پس جنگجویان باید راه بازگشت به کونیآیلند را طی کنند در حالی که تمام گنگهای شهر بهدنبالشاناند و پلیس نیز تعقیبشان میکند. این مسیر بسیار جذاب است؛ با معرفی مجموعهای از گنگها که میخواهند از جنگجویان ضربه بگیرند. صحنههای درگیری خوب طراحی شدهاند، پوششها فوقالعادهاند و بعضی از دیالوگها تبدیل به فولکلور نوجوانی شدهاند.
فیلم هنگام اکران به خاطر «رومانتیک جلوه دادن گنگها» مورد انتقاد قرار گرفت، اما من دلیل این نظر را نمیبینم؛ اگر به شخصیتهای اصلی دقت کنیم، رد غم و اندوه در سراسر فیلم دیده میشود. پیروزی واقعی فیلم در این است که بیننده را وادار میکند بهدنبال بازگشت ناعادلانه بدنامشدهٔ جنگجویان به کونیآیلند باشد، و این اوجبندیای خلق میکند که هم اثرگذار و هم شورانگیز است. امتیاز: 8 از 10.
در نیویورک آشفتهای، رهبر کاریزماتیک «سایروس» (راجر هیل) همهٔ گنگها را جمع میکند و میگوید زمانِ گرفتن کنترل شهر و غلبه بر پلیس فرا رسیده است. در میان تشویق جمعیت، او هدف گلوله قرار میگیرد و «جنگجویان» مقصر شناخته میشوند. تحت رهبری «سوان» (مایکل بک)، آنها باید از میان هجوم گنگهای انتقامجو عبور کنند و بفهمند چه کسی واقعاً ماشه را کشیده است. آنچه رخ میدهد مجموعهای از ماجراهای ریتمیک و زمخت است که آنها را در برابر انواع اوباش قرار میدهد — با درجات مختلف کارایی — و در عین فرار از پلیس ادامه مییابد.
در مسیر بازگشت به کونیآیلند آنها با فاحشهٔ زنجیرهای «مرسی» (دبوراه وان واکنبرگ) روبهرو میشوند و با وجود برخورد اولیهٔ خصمانه، میان او و «سوان» کمکم احترام متقابل شکل میگیرد و خطرات سفر به اوج میرسند. کلیت بصری فیلم مؤثر است؛ دیالوگها زیاد نیستند اما اغلب موجز و بهجا هستند. داستان با چند صحنهٔ مبارزهٔ خوبچیده و فیلمبرداری شهریِ پرتنش شتاب میگیرد که به هدف زیرسطحیِ داستان — جامعهای بیقانون و دیستوپیایی که در عین حال جای رشادت، شجاعت، صداقت و رفاقت است — کمک میکند. از نقاط ضعف، اگرچه بازیگران وظیفهشان را خوب انجام میدهند، اما هیچیک از اجراها کاملاً بهیادماندنی نیست؛ شاید همین خلوص نسبی بازیها باعث میشود تأثیر کلی فیلم بهتر منتقل شود. دفعهٔ بعد که بستنی یخی میخورید...!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران