ناامیدی از اینکه نتوانست به کیفیت فیلم اول برسد. حداقل فیلم اول تیز، تا حدی ترسناک و حتی شخصیتهای گاتیک داشت.
دقیقاً؛ این دنبالهای ضعیف است، اما به آن بدی که خیلیها میگویند هم نیست. قبول دارم که فیلم تمایل به موعظهگری و نمایش دیدگاههای «بیداری اجتماعی» (woke) دارد و این موضوع بهخصوص نزد طرفداران فیلم اول—که اغلب در اواخر سیسالگی هستند، مانند خودم—انتقاد زیادی برمیانگیخت....
ناامیدی از اینکه نتوانست به کیفیت فیلم اول برسد. حداقل فیلم اول تیز، تا حدی ترسناک و حتی شخصیتهای گاتیک داشت.
دقیقاً؛ این دنبالهای ضعیف است، اما به آن بدی که خیلیها میگویند هم نیست. قبول دارم که فیلم تمایل به موعظهگری و نمایش دیدگاههای «بیداری اجتماعی» (woke) دارد و این موضوع بهخصوص نزد طرفداران فیلم اول—که اغلب در اواخر سیسالگی هستند، مانند خودم—انتقاد زیادی برمیانگیخت. مقایسه با «The Craft» (۱۹۹۶) تا حدودی اجتنابناپذیر است چون آن فیلم حالتی فرقهای و کلاسیک دارد، اما اگر «Legacy» را بهعنوان فیلمی مستقل ببینیم، به شکلی کار میکند و اگرچه میتوان فهمید چرا خیلیها از آن ناخشنودند، به نظرم لیاقت همهی امتیازهای ۱ از ۱۰ که در IMDb و سایتهای دیگر به آن داده شده را ندارد. این دنباله عمدتاً مخاطبی جوانتر با ذهنیتی مدافع عدالت اجتماعی را نشانه گرفته است. من معمولاً نسبت به هر نوع نواقص ساختاری چشمانم را میچرخانم، اما دیدن این فیلم برایم بههیچوجه غیرقابلتحمل نبود، برخلاف بعضی از فیلمهای «ووک» دیگر.
در حالی که در فیلم اصلی گروهی از دختران را میدیدیم که بهخاطر تضادهای درونی و طردشدن توسط همسنوسالانشان، بیشتر دلخور و تاریک بودند، «Legacy» چهار دختر را نشان میدهد که بیشتر شاد و پرانرژیاند. در واقع در مقطعی آنها برایم آزاردهنده روشن و پرهیجان بودند، بهخصوص نسبت به جادویشان که بیشتر برای شوخیهای سبک و کارهای سطحی به کار میرفت. در فیلم ۱۹۹۶ به زندگی هر چهار دختر پرداخته میشد و ما آنها را میشناختیم و با آنها همذاتپنداری میکردیم؛ اما «Legacy» بیشتر روی لیلی، شخصیت اصلی، متمرکز است. زندگی سایر دخترها تقریباً کاویده نمیشود که این موضوع برایم بسیار آزاردهنده بود، چون حس بیگانهسازی و شتابزدگی میداد. «سه نفر دیگر» چه کسانیاند؟ لوردز، یک لاتینوی ترنسجندر؛ تَبی که عملاً او را نمیشناسیم؛ و فرانکی، دختری سادهدل و دوستداشتنی که در مقطعی از سوی دختری محبوب مورد تمسخر قرار میگیرد و بهخاطر ظاهراً «زشت» بودنش مورد ریشخند قرار میگیرد.
یکی از بزرگترین مشکلات «Legacy» همین است که ما واقعاً نمیفهمیم این دخترها چه کسانی هستند، در حالی که فیلم اصلی فیلمی مبتنی بر شخصیتها بود. این چهار دختر غالباً دوستداشتنیاند، به کسی آسیب نمیزنند و از قدرتشان لذت میبرند، اما ما فرصت آشنایی با آنها را نداریم و بسیاری از ویژگیهای شخصیتیشان کلیشهای به نظر میرسد. پس آنها «جنگجویان عدالت اجتماعی» هستند... خب، چه اهمیتی دارد؟ آیا امروزه از این نوع شخصیتها کم داریم؟ ظاهراً نه. این دخترها به هیچ وجه برجسته نیستند. البته میتوانست خیلی بدتر باشد؛ دستکم به بدی بازسازی «Black Christmas» (۲۰۱۹) نیست.
در «The Craft: Legacy» آنتاگونیست اصلی چیزی نیست جز... خودِ پدرسالاری (شگفتی!). دیوید داچاونی نقش شخصیتی را بازی میکند که بهطرز سهلانگارانهای نوشته شده و میتوان او را «مرد خیلی بدی که فکر میکند زنان ضعیفاند و باید در برابر بزرگمنشی مردان تسلیم شوند» توصیف کرد. چقدر این کلیشهای و قابلپیشبینی است؟ در حالی که در فیلم اصلی دختران با هم درگیر میشدند و علیه یکدیگر قرار میگرفتند، در این دنباله هم اختلافاتی هست اما در نهایت متحد میشوند تا علیه یک شر بزرگتر—مردان—بجنگند! عادلانه بگوییم، همهی مردان این فیلم مطلقاً آشغال نیستند... فقط ۹۵٫۶٪ آنها اینطورند. با این حال، «The Craft: Legacy» در حقیقت ضدِ مردان نیست، بلکه بیشتر نمایش نهچندان محکمی از پیامدهای مردسالاری ارائه میدهد که مردان و زنان را متاثر میکند. در نتیجه فیلم صحنهها و شخصیتهایی ساختگی و کاریکاتوری ارائه میدهد، مثل قلدر مدرسه که بعد از اینکه دختران رویش طلسم میکنند، تبدیل به یک «جنگجوی عدالت اجتماعی» میشود. با این حال، دختران بهعنوان فرشتههای مطلقی که هرگز خطا نمیکنند و دائماً از دنیا مظلوم واقع میشوند نشان داده نشدهاند؛ در واقع در مقطعی خودشان اذعان میکنند که از قدرتشان سوءاستفاده کردهاند و تلاش میکنند دست از آن بکشند.
«The Craft: Legacy» قطعاً شاهکار نیست و هرگز مثل فیلم اصلی حالت فرقهای نخواهد یافت، اما آن آشفتگی غیرقابلتماشایی هم که برخی میگویند نیست. باید گفت که در حالی که فیلم ۱۹۹۶ چند لحظهی وحشتآور داشت، «Legacy» حتی تلاشی هم برای رفتن به آن فضا نمیکند و در نهایت بیشتر شبیه یک درام نوجوانانه است با چند جلوهی درخشان و یک آنتاگونیست شرور که تغییر شکل میدهد.
آه... اگرچه انتظار نداشتم چیزی حتی تا حدی به فیلم اصلی برسد، این فیلم به نوعی توهینی به دههها فرهنگ آمریکاییِ پیش از دورهٔ «بیداری اجتماعی» است. صرفنظر از حساسیت و مدارا، از نظر تماتیک و زیباییشناختی گام بسیار پستری نسبت به فیلم اصلی است و به میراث آن اثر کلاسیک بیاحترامی میکند.
از منظر بصری، یکی از بارزترین اشتباهات انتخاب بازیگران اصلی است: پسری با اندام پهن که نقش دختر بازی میکند(!؟)، دختری که شبیه پسر به نظر میرسد، دختری واقعاً ناپسند و دستکم یک دختر زیبا که نوادهٔ پادشاهان و ملکههای آفریقاست. چرا باید از ترکیب اصیل و تصویر اغواگرانهٔ چهار زن جوان و منحصربهفردِ زیبا فاصله بگیرند و چنین ترکیبی ارائه دهند؟ چون زیبایی فراتر از پوست است؟ چون زیبایی درونی مهمتر است؟ چون همه زیبا هستند؟ نه چندان. زیبایی فقط زیبایی است و آنها عمدتاً تصمیم گرفتهاند از آن صرفنظر کنند.
برای اضافه کردن بر این توهینِ روزگار، آنها تصمیم گرفتهاند هر شخصیت مذکری را شیطانی نشان دهند. پیام فوقالعادهای است.
آخ... واقعاً نیازی به زیادهپردازی نیست — این فیلم وحشتناک است. مثل یک قسمت طولانیشده از «Buffy» است، نوشتهشده توسط کسی که در ساخت داستانی پرتعلیق هیچ درکی ندارد و کارگردانیاش هم در همان سطح است. مرا یاد نوع زنانهٔ «The Covenant» (۲۰۰۶) انداخت و اینکه نقش دیوید داچاونی در اینجا چیست را کسی نمیداند. بهنظر من اصلاً نباید برای اکران سینمایی انتخاب میشد — در تقریباً همهٔ جنبهها بیمعنی است و بیشتر مناسب برنامههای روزانهٔ نوجوانان تلویزیون است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران