در سال 1982 یک سفینه فضایی غول پیکر، حامل گروهی از موجودات فضایی ملقب به «میگو»، در آفریقای جنوبی ظاهر شد. 28 سال بعد، دیگر از آن خوش آمدگویی ابتدایی انسانها خبری نیست. منطقهای که موجودات فضایی در آن فرود آمدند اکنون به یک منطقه نظامی بنام «ناحیه ۹» تبدیل شده است، جایی که این موجودات در آن حبس شدهاند و در شرایط سختی به سر می برند...
در سال 1982 یک سفینه فضایی غول پیکر، حامل گروهی از موجودات فضایی ملقب به «میگو»، در آفریقای جنوبی ظاهر شد. 28 سال بعد، دیگر از آن خوش آمدگویی ابتدایی انسانها خبری نیست. منطقهای که موجودات فضایی در آن فرود آمدند اکنون به یک منطقه نظامی بنام «ناحیه ۹» تبدیل شده است، جایی که این موجودات در آن حبس شدهاند و در شرایط سختی به سر می برند...
نامزد دریافت ۴ جایزهٔ اسکار؛ ۳۲ جایزه و مجموعاً ۱۱۷ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان456
این نخستین ساخته برجستهٔ کارگردان نیوزیلندی نیل بلومکمپ است؛ فیلمی که پیوسته جذاب است و مخاطب را تا انتها کنجکاو نگه میدارد. این اثر، مانند «ارباب و فرمانروا: سوی دیگر جهان»، اثری اخیر است که سزاوار دنبالههایی بوده. بهمراتب بهتر از اثر بعدی او، «الیسیوم»، عمل میکند (من فیلمهای بعدی او را ندیدهام؛ امیدوارم مثل برخی کارگردانها به یک تِم سینماییِ تکراری تبدیل نشود).
تماشای خوبی...
این نخستین ساخته برجستهٔ کارگردان نیوزیلندی نیل بلومکمپ است؛ فیلمی که پیوسته جذاب است و مخاطب را تا انتها کنجکاو نگه میدارد. این اثر، مانند «ارباب و فرمانروا: سوی دیگر جهان»، اثری اخیر است که سزاوار دنبالههایی بوده. بهمراتب بهتر از اثر بعدی او، «الیسیوم»، عمل میکند (من فیلمهای بعدی او را ندیدهام؛ امیدوارم مثل برخی کارگردانها به یک تِم سینماییِ تکراری تبدیل نشود).
تماشای خوبی بود؛ دوباره خواهم دید و شدیداً توصیه میکنم.
ایدهٔ فیلم بهطرز عالیای هیجانانگیز است: پناهجویان بیگانه روی زمین، واکنش زمیننشینان و واکنش خود بیگانگان. با این حال در اجرا جاهایی دارای تناقضهایی است: گفته میشود همهٔ خدمهٔ کشتی ناگهان مردهاند و کسی نمیداند چگونه کشتی را هدایت کند، اما کشتی مدتی در آسمان مانده است. تنها تصور نیروی جاذبه باید موجب تخلیهٔ ژوهانسبورگ میشد، اما واکنش نهادهای دولتی آنجا کاملاً ضعیف بهنظر میرسد.
قرار دادن داستان در آفریقای جنوبی برای مخاطب آمریکایی مزیتی دارد: جامعهای بسیار سرمایهگرا است و عمدتاً به انگلیسی سخن میگویند؛ تا حدودی مانند این است که داستان در مکزیک اتفاق بیفتد و بهجای گنگهای نیجریهای، از کارتلهای مکزیکی استفاده شود.
اگر بپذیریم که گزارش حادثهٔ قابلاستفادهای در دست نیست، کشتی قابلحرکت نیست و هیچیک از بیگانگان توانایی هدایتش را ندارند، آنگاه فرض داستان این است که یک بیگانه میداند چهکار کند. بهنظر میرسد او میتواند فقط با حرف زدن از دیگران کمک بخواهد و مردمش را از سیاره خارج کند، اما چون بهاندازهٔ کافی باهوش است و بیست سال چنین کاری کرده، میداند نباید به کسی اعتماد کند. این اصل خودمحورانه کلیدی است برای درک انگیزههای شخصیتها در ادامه.
نوشتهٔ فیلم بسیار خوب است و همراه با جلوهها و اجرای بازیگران تأثیرگذار است. تغییرات ویکوس پرسشهای فلسفی زیادی دربارهٔ انسان بودن، شهروند بودن و نقشِ مأموران حکومتی مطرح میکند. در بخشهایی تا حدودی شبیه فیلمهای گنگستری یا سرقت هم میشود، تا یک داستان فرار ضدّ حکومتی صرف.
اگر مسائل عمیقتر شما را نگران میکرد، خیالتان راحت باشد که این فیلم پر از انفجار، تیراندازی و المانهای جذاب علمی-تخیلی است. در آن کلیشههای بامزهای هم دیده میشود که به پیشبرد داستان کمک میکنند، هرچند در چند نقطه مجبور میشوید سر تکان دهید؛ انگیزهها جز در چارچوب خودمحوریِ افراد (حتی قهرمانان) که تنها به منافع خود فکر میکنند، منطقی بهنظر نمیرسند. تضاد داستان هم این است که فقط وقتی افراد با هم همکاری میکنند، به جایی میرسند.
این فیلم تماشای بسیار خوبی است؛ اگر به آثار علمی-تخیلی علاقه دارید و از فضاسازی آفریقای جنوبی ناراضی نیستید، حتماً ببینید.
داستانی زمخت و بکر که هم سرگرمکننده و هم اندیشهبرانگیز است؛ ترکیبی از طنزِ گزندهٔ بیگانهستیزی و تمثیلهای سیاسی همراه با اکشن پرهیجان. 8/10
برای فیلمی با بودجهٔ محدود، تلاشِ قابلقبولی است. من طرفدار بزرگ فیلمهای بیگانهای نیستم، اما این مانع نشد که فیلم را ببینم و نکات مثبتش را تحسین نکنم. بدون بودجهٔ عظیم یا استودیوی قدرتمند، بلومکمپ فیلمی هوشمند و از نظر فنی تأثیرگذار ارائه میدهد.
در جزئیات فنی است که من تحتتأثیر قرار گرفتم: عکسبرداری فوقالعاده با نور و رنگبندی چشمگیر. جلوهها و CGI بسیار خوباند و نشان میدهند برای رسیدن به نتیجهٔ خوب همیشه به سرمایهٔ بیپایان نیاز نیست. کشتی شکل عجیب و بیگانگان ظاهری باورپذیر دارند؛ ساختارشان عجیب اما پیچیده و دقیق است، و نحوهٔ سخن گفتنشان هم همزمان بیانگر و مرموز است. بخش زیادی از فیلم در یکی از محلههای فقیرنشین واقعی آفریقای جنوبی فیلمبرداری شده و دیدن اینکه انسانها هنوز در چنین محیطی زندگی میکنند، تکاندهنده است.
کارگردان روی بازیگران کمترشناخته سرمایهگذاری کرده و این به باورپذیری شخصیتها میافزاید. شارلتو کوپلِی شاید شناختهشدهتر باشد؛ او دستکم اجرایی قابلقبول ارائه میدهد. تنها ایراد بزرگ از بازیگر نیست بلکه از فیلمنامه است: نام شخصیت او — Wikus van de Merwe — در زبان مادریِ من (و احتمالاً برای فرانسوی و اسپانیاییزبانان نیز) مستعد شوخی و لطیفهسازی است.
مشکل بزرگ فیلم ضعفِ فیلمنامه است. بهنظرم فیلم تلاش کرده نقد اجتماعی کند و بهجای انسانها، بیگانگانی عجیب را در همان محلهٔ کثیف قرار داده است. آیا هدف نقد تیزِ نحوهٔ تبعیض و جداکردن کسانی است که ما آنها را پست یا متفاوت میپنداریم؟ اگر چنین باشد، من میفهمم، اما شاید تنها من اینطور برداشت کردهام. تنها توضیحی که برای آغاز فیلم مییابم این است: بهجای اینکه بیگانگان بیمار را به آزمایشگاه ببرند و دههها مطالعه کنند، آنها را در یک زاغه رها میکنیم؟ این برایم منطقی نیست.
بیست دقیقهٔ اول فیلم تا حدی شبیه مستند ارائه میشود؛ اطلاعات سریع و گرافیکهای ریز روی صفحه که میخواستند صحنه را بچینند، برایم آزاردهنده بود و وسوسه شدم فیلم را کنار بگذارم، اما خوشبختانه ادامه دادم چون بعد از شروع رسمیتر، فیلم واقعاً خوب میشود. شاید بیگانگان طی سالها تلویزیون دیدهاند و اینبار تصمیم گرفتهاند بهجای استقبال نظامیِ انتظارشده در آمریکا، به آفریقای جنوبی بیایند. کشتی مادر بالای ژوهانسبورگ پارک میکند و محمولهای از موجودات را پیاده میکند (آنها شباهتی به موجودات فیلم «غارتگر» دارند) که دنبال جایی برای زندگیاند. راهحل بشر؟ زاغهای بهسبک فاوِلا به نام «منطقهٔ 9»؛ جایی که آنها در شرایطی تقریباً وحشیانه رها میشوند تا برای خودشان تلاش کنند.
چیزی که بیش از همه برای انسانها مهم میشود، تسلیحات ایزومورف بیگانگان است و وقتی راهی خشن برای بیاثر کردن آنها پیدا میشود، اوضاع برای بازدیدکنندگان حتی خطرناکتر میشود. تصمیم برای جابجایی جمعیتی حدود یک میلیون نفر به فرایندی ظاهراً غیرنظامی سپرده میشود که «ویکوس» (با بازی شارلتو کوپلِی) مسئول سازماندهی آن است، اما کارها طبق برنامه پیش نمیرود و در جریان ماجرا او با مایعی آلوده میشود که ظاهراً در حال تبدیلش به یکی از آنهاست! حالا او از سوی مردم خود طرد شده و گروگانگیرانی مسلح در تعقیبشاند؛ برای نجات باید به «میگوها» (پرانزها) تکیه کند یا درمانی بیابد.
پس از گذر از دورهٔ معرفی نسبتا کند، فیلم ریتم میگیرد و با تلاش مناسب کوپلِی و جلوههای بصری قانعکننده در محیطی که حکم گتو را دارد، هم نقد اجتماعی و هم عناصر سنتی داستانهای شبیه به بازیهای ویدیویی را ارائه میدهد. گاهی از ما میپرسد چهکس انسانتر است و با اینکه در ژانر علمی-تخیلی قرار دارد، پرسشهای جسورانهای دربارهٔ مهاجرت دستهجمعی مطرح میکند که میتواند به مسائل نزدیکتر به خانه هم مربوط باشد. تا آخر بمانید؛ ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران