تقریباً تقصیر من است، اما برنامهام در جشنواره ساندِنس تا کنون با پایانهای مبهم، روایتهای لایهلایه و داستانهای احساسیای شناخته شده که در پایان روز مرا کاملاً خسته میکنند. پس از تجربهٔ سنگین و ویرانکنندهٔ فیلم «مس» نیاز مبرمی به چیزی برای تقویت روحیه و بازیابی انرژی داشتم. بنابراین بسیار خوشحالم که «مارولِس و سیاهچاله» فیلمی سبک، بامزه و روحافزا است.
میا چچ (سمی) و ریا...
تقریباً تقصیر من است، اما برنامهام در جشنواره ساندِنس تا کنون با پایانهای مبهم، روایتهای لایهلایه و داستانهای احساسیای شناخته شده که در پایان روز مرا کاملاً خسته میکنند. پس از تجربهٔ سنگین و ویرانکنندهٔ فیلم «مس» نیاز مبرمی به چیزی برای تقویت روحیه و بازیابی انرژی داشتم. بنابراین بسیار خوشحالم که «مارولِس و سیاهچاله» فیلمی سبک، بامزه و روحافزا است.
میا چچ (سمی) و ریا پرلمان (مارگوت) دو بازی صمیمی و سرگرمکننده ارائه میدهند و نقشهایی جذاب را بازی میکنند که بیشتر از آنچه فکر میکنند به هم شبیهاند. کیت تسنگ با فیلمنامهای زیبا و ظریف و کارگردانی عالی، داستانی لطیف درباره مسائلی حساس مانند سوگ، خشم و حرکت رو به جلو میگوید، و همزمان دربارهٔ دنبال کردن اشتیاق بدون ترس و خودسانسوری است. با لذت و شعف تمام، تا پایان فیلم همراه با قهرمان نوجوان داستان بودم و لحظهای از تماشای صفحه چشم بر نداشتم.
بزرگترین تحسینم به نویسندگی تسنگ تعلق دارد. جزئیات ظریف و بناپدید که در ابتدا بیاهمیت به نظر میرسند، بعدها چنان با احساس پاسخ میدهند که دل را میلرزاند. در چند دقیقهٔ پایانی وقتی سمی فرصت اثبات ارزشش را پیدا میکند، چند قطره اشک چکیدم؛ بخشی از آن هم ناشی از بازی حیرتانگیز میا چچ بود که برایم سورپرایز بزرگی بود. علاوه بر این، عاشق طرحهای کوچکِ ترسیمیای شدم که در سراسر فیلم پخش شدهاند—مثل اینکه صفحهٔ نمایش دفترچهٔ سمی باشد و احساساتش را در لحظه نشان دهد؛ روشی نوآورانه و سرگرمکننده برای عمیقتر کردن شخصیت.
«مارولِس و سیاهچاله» یک شگفتی بزرگ است و تا کنون یکی از علاقهمندیهای من در ساندِنس محسوب میشود. اولین فیلم بلند کیت تسنگ موفقیتی چشمگیر است که او را به عنوان فیلمسازی که باید در سالهای آتی مراقبش بود مطرح میکند. با فیلمنامهای ظریف و دقیق، میا چچ و ریا پرلمان شیمی درخشانی روی صفحه پخش میکنند و دو تا از سرگرمکنندهترین اجراهایی را ارائه میدهند که در چند روز اخیر دیدهام. داستانی دلگرمکننده که با تأثیر از دست دادن مادر آغاز میشود و با یک نمایش جادویی قدرتمند، روحافزا و احساسی پایان مییابد که مدتها در ذهن خواهد ماند. قهرمان نوجوان آنچنان قابلهمذاتپنداری است که نتوانستم در پایان جلوی اشکهایم را بگیرم.
امتیاز: A-
شیرین و تا حدی فرمولیک، «مارولِس و سیاهچاله» فیلمی مستقل و بسیار قابلفهم است. داستان نوجوانی شریر که با یک شعبدهباز بداخلاق و عجیبوغریب دوست میشود، قصهای دوستداشتنی دربارهٔ بلوغ و یافتن شادی در مکانهای غیرمنتظره است. ترکیب این دو شخصیت عجیب بهخوبی با تمهای نیمهعجیب فیلم همخوانی دارد.
سمی از حضور نامزد جدید پدرش کلافه است؛ در مدرسه شورش میکند، به خرابکاری علاقه دارد و تقریباً از همهچیز و همهکس عصبانی است. نگران آیندهٔ او، پدرش او را در یک دورهٔ کسبوکار در کالج محلی ثبتنام میکند. در کمپوس، سمی با مارگوت آشنا میشود؛ زنی که سمیِ ۱۳ ساله را مجبور میکند برای یک روز دستیارش باشد. این دو دوستیای نامحتمل شکل میدهند؛ مارگوت علاوه بر تکنیکهای شعبده، پندها و نکات خردمندی هم به او میآموزد.
فیلم دلنشین، بازیگوش و بیپیرایه است. نویسنده و کارگردان کیت تسنگ داستان سمی را با لحنی ظریف روایت میکند، افسردگی و درد نوجوان را با صداقت درمییابد و رابطهٔ راهنمایی میان شخصیتها بسیار طبیعی جلوه میکند.
«مارولِس و سیاهچاله» حکایتی مهربانانه دربارهٔ پذیرش و دوستی است و یادآوری میکند که زندگی برای هدر دادن وقت در خشم خیلی کوتاه است.
«مارولِس و سیاهچاله» در روز دوم جشنواره بینالمللی فیلم ساحل فورت مایرز به نمایش درآمد. فیلمی جالب دربارهٔ سوگواری است؛ ذهن و قلب یک دختر نوجوان را، پیامدها و تعارضات ناشی از تروما و تجربهٔ روبهرو شدن با یک تراژدی ناگهانی را واکاوی میکند. فیلم سبک عجیب و منحصربهفردی دارد که آن را خاص میکند و در عین حال قصه را سبک نگه میدارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران