نامزد 3 جایزهٔ اسکار؛ 28 جایزه و در مجموع 59 نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان353
مدتی از آخرینباری که این فیلم را دیدم میگذرد، ولی با اینکه سه ساعت طول داشت، هرگز احساس طولانی بودن نکرد و تقریباً در کل زمان تماشای آن مجذوب بودم (فقط چند بار برای پر کردن نوشیدنی یا برداشتن تنقلات مکث کردم). بازیها در مجموع عالی بودند؛ بهویژه تام کروز، ملورا والترز، جان سی. ریلی و جوانِ جرمی بلکمن (استنلی). برخی سکانسها سنگین و دستکاریشدهاند...
مدتی از آخرینباری که این فیلم را دیدم میگذرد، ولی با اینکه سه ساعت طول داشت، هرگز احساس طولانی بودن نکرد و تقریباً در کل زمان تماشای آن مجذوب بودم (فقط چند بار برای پر کردن نوشیدنی یا برداشتن تنقلات مکث کردم). بازیها در مجموع عالی بودند؛ بهویژه تام کروز، ملورا والترز، جان سی. ریلی و جوانِ جرمی بلکمن (استنلی). برخی سکانسها سنگین و دستکاریشدهاند و صحنهی باریدن قورباغهها—هرچند قابل درک—در انتها تا حدودی حواسم را پرت کرد. امتیاز: ۴/۵.
در کنار این، دو کودک دیگر (جولیا و ریچارد) ضعیف نشان داده شدهاند و انگار روی دوش استنلی سنگینی میکردند؛ نکتهای که دفعهی اول که فیلم را دیدم هم آزارم داد.
یادم میآید این فیلم را در سینما با یکی از دوستانم در سال اول دانشگاه دیدم. همانوقت از سینما بیرون آمدم و تا حدی تحت تأثیر قرار گرفته بودم—چیزی شبیه اثر متفاوتی بود که پیش از آن ندیده بودم. با این حال، وقتی بعدتر دوباره سراغ فیلم رفتم، صادقانه بگویم که حالا بیشتر آن را متظاهر مییابم. نازک بودن پیرنگ، شخصیتها و کلیت فرضیهی فیلم وقتی دقیقتر نگاه میکنید، آشکار میشود؛ نمایش خوب هست، اما گاهی بیشتر از اینکه عمق داشته باشد، ظاهرسازی است و احساس میشود نمایش و جلوهپردازی جای محتوای واقعی را گرفتهاند. گویی صحنههای عجیب—مثل باریدن قورباغهها—میخواهند بیننده را از فقدان عمق پرهیز دهند.
در سوی دیگر، موسیقی آیمی مان نقش بنیادی در فیلم دارد؛ بهقدری که به نظر میرسد پال توماس اندرسون فیلم سهساعتهاش را روی پایهی آهنگهای او ساخته است. نه قطعهی اصلی «Wise Up»، بلکه مجموعهای از ترانههای مان که در ساندترک گنجانده شدهاند، با سبک تلخ و طعنهآمیزش کاملاً با دید اندرسون نسبت به آدمهای آسیبدیدهای که در یک روز طاقتفرسا درهی سان فرناندو را میگذرانند همخوانی دارد. ساندترک زیبا و جداییناپذیر از چیزی است که فیلم را موفق میکند.
تماشای فرورفتن هر یک از شخصیتها در جهنم شخصیشان در دو پردهی اول شگفتانگیز است؛ انتخاب بازیگران درخشان است: جولین مور، فیلیپ سیمور هافمن، جان سی. ریلی، جیسون راباردز، ویلیام اچ. میسی، ملورا والترز—هر یک دقیقاً مناسب نقششاناند. فروپاشی روانی مور مانند تماشای تصادف قطاری در حرکت کند است که نمیتوان چشم برداشت؛ هافمن با اجرای لطیفش بهعنوان پرستاری که از مردی در حال مرگ مراقبت میکند، موجب اشک میشود؛ راباردز استادانه تا زمانی که لازم است احساسات را پنهان میکند تا در لحظهی مناسب فوران کنند.
تام کروز هم آنقدر در نقش مردسالاری سمی عالی است که گاهی حتی او را بازیگر بهنظر میآورد—این خود نشاندهندهی توانایی اندرسون است.
لحظهی «Wise Up» نقطهی گذار به سوی گرهگشایی است و در ساختار فیلم درخشان و حیاتی عمل میکند: فیلم بهنوعی از حرکت میایستد یا کامل تغییر لحن میدهد و یکییکی شخصیتها همراه با ترانهی مان میخوانند. این حرکت ساختاری جسورانه و از نظر احساسی ویرانکننده است؛ نباید جواب بدهد اما دقیقاً جواب میدهد و مگراژ مجموعهی داستانهای متقاطع را به چیزی یکپارچه تبدیل میکند—درک این حقیقت که همهی این آدمهای شکسته در بنیاد با یک حقیقت مشترک روبهرو هستند: تا وقتی پخته نشوی و نپذیری، ادامه دارد.
این فیلم اندرسون در اوج جاهطلبی، آسیبپذیری و ریسکپذیری اوست. «مگنولیا» نامنظم، گسترده و گاهی افراطی است، اما هر دقیقه از زمان پخش خود را از طریق صداقت عاطفی و تسلط فنیاش توجیه میکند. فیلم دربارهی بخشش، پشیمانی، ارتباط و امکانِ رحمت در جهانی بیرحم است، و ترانههای مان آنچه را ناگفته میماند، بیان میکنند و آنچه طاقتفرساست، قابل تحمل میسازند. این اثر صوتی-بصری در نوع خود شاهکار است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران