وقتی پِیراњаهای شیطانی، درونزای آدمخواری و پیشاتاریخی از دریاچه زیرزمینی در تعطیلات «Spring Break» روی شهرک کوچکی مثل لیک ویکتوریا رها میشوند، نتیجه چندان غافلگیرکننده نیست: دختران خوشاندام، بیکینی، سینهها، باسنها، خون، جلوههای افراطی و بازی ضعیف. با بودجهای حدود ۲۴ میلیون دلار، فیلم بازیگران مطرحی در نقشهای اصلی ندارد، هرچند یک ظاهر کوتاه از ایلی راث هم دارد که همیشه جذاب است.
این فیلم عملاً...
وقتی پِیراњаهای شیطانی، درونزای آدمخواری و پیشاتاریخی از دریاچه زیرزمینی در تعطیلات «Spring Break» روی شهرک کوچکی مثل لیک ویکتوریا رها میشوند، نتیجه چندان غافلگیرکننده نیست: دختران خوشاندام، بیکینی، سینهها، باسنها، خون، جلوههای افراطی و بازی ضعیف. با بودجهای حدود ۲۴ میلیون دلار، فیلم بازیگران مطرحی در نقشهای اصلی ندارد، هرچند یک ظاهر کوتاه از ایلی راث هم دارد که همیشه جذاب است.
این فیلم عملاً نمادِ لذت احمقانه است. ارزیابیِ پِیراња 3D بر اساس معیارهایی مثل «ذائقهی خوب» بیمعنی است، چون فیلم عمداً آن قواعد را خرد میکند. از ابتدا تا انتها انرژی دیوانهواری دارد. از طرف دیگر، بهترین مثال از این است که 3D تا چه حد غیرضروری است. گرچه فیلم رک و بیپرده است، اما لزوماً فیلم «خوبی» نیست. ترکیبی از فیلموحشتِ موجودات و کمدی-ترسناک است، اما از نظر هیجان به فیلمهای جانورمحور واقعی مثل آناکوندا یا کینگ کونگ نمیرسد و از نظر طنز به کمدیهای ترسناکِ موفقی مثل Shaun of the Dead یا Dead Snow هم نزدیک نیست؛ با این حال مسیر خودش را بهطور قابلقبولی طی میکند. کمیک است اما بیش از همه «سرگرمکننده» است تا «خندهدار».
فیلمنامه انگار از چند نقطهداستان نیمهپخته کنار هم چسبانده شده، ولی چند خط داستان نیمبند روی هم بهتر از یک خط داستان نیمبند است که تازه هیچ داستانی هم به نظر نرسد. آثار استثماری هرگز عملکردی درجهیک نداشتهاند، و حتی اگر «تعلیق باور»ی که معمولاً از فیلمها انتظار میرود تا حدودی در اینجا غایب باشد، پِیراња 3D با وجود تمام عیوبش میتواند تماشاچی را جذب کند.
این فیلم را حدود ساعت دو صبح با دوستی دیدم که سلیقه و حس شوخطبعیاش شبیه من است؛ این تقریباً بهترین شرایط ممکن برای دیدن آن بود. صحنههای خونریزیِ CG احمقانهاند، تمرکز روی 3D مضحک است و کلیتِ فیلم واقعاً مسخره است. اما گاهی اوقات بیمغز بودن خوب است؛ فقط عادت نکنید که با استثمارِ بدتان، آن را «کمدی سیاه» جا بزنید — یک یا دو بار اشکالی ندارد، ولی زود تبدیل به تنبلی و ادعا میشود.
*****
این بازسازیِ ۲۰۱۰ نسخه قدیمی است. نسخهٔ اصلی چندان چیزِ قابلتأملی نیست، و من این یکی را صرفاً بهخاطر نقدهای نسبتاً خوبِ غیرمنتظرهای که از سمت منتقدان و بینندگان گرفته بود خریدم. باید بگویم واقعاً نمیدانم چرا: در ژانر اکشن/ترسناک/فانتزی فیلمهای بهمراتب بهتری هست که غالباً توسط همانچنان «منتقدان» سخت سرزنش میشوند. اینکه این آشغال چنین امتیازات خوبی گرفته برایم عجیب است.
بازی بازیگران زن عموماً خلاصه میشود به نشان دادن سینهها و سپس خورده شدن؛ بازی بازیگران مرد هم اغلب به شکل یک آدم بینزاکت نمایش داده میشود که آلتش خورده میشود و بعد مابقی بدنش. نقطهٔ اصلی فیلم صحنهٔ ساختگیای است که در آن آلت یک مرد گاز گرفته میشود، ماهیها آن را میخورند و بعد زیر آب دوباره تفشش میکنند — مطمئنم تأثیر 3D این صحنه را حتی ابلهانهتر کرده. من معمولاً نسبت به بازی بد و دسیسههای ضعیف در فیلمهایی که پر از جلوه و خوناند تساهل دارم، ولی در بیشتر طول فیلم مرتباً فکر میکردم «این چه مزخرفی است؟».
بخش زیادی از فیلم مجموعهای از صحنههاست که روی هم انباشته شدهاند تا جلوههای 3D و سینهها و روشهای مختلف خورده شدن انسان را نشان دهند. نمونهٔ بارزِ اینکه 3D چقدر میتواند برای صنعت سینما مضر باشد.
*****
تماشاگران جوانتر امروزی هم بیگمان گروهی به سینما میآیند که میدانند چه میخواهند و حتی از بدترین یا مبتذلترین فیلمها هم میتوانند لذت ببرند. این واقعیت بازار فیلمی است که برایشان وجود دارد و دلیلِ ساخته شدن و سودآوریِ فیلمهایی مثل این بازسازیِ پِیراња است — گاهی حتی باعث شکلگیری فرانچایز هم میشود.
پِیراња 3D اثر الکساندر آژا مثل مسلسل عمل میکند؛ دقیقاً میدانست چگونه بلیت بفروشد. حتی پیش از آنکه 3D تبدیل به نقطهٔ فروش شود، شایعهها وعدهٔ بدنهای کشیده با لباسهای ساحلی و انبوهی از ماهیهای کُشندهٔ CGI را میدادند — و دقیقاً همین تحویل داده شد، بهعلاوهٔ بازیگرانی که تا حد زیادی برهنگی نشان میدهند و الیزابت شیو و وینگ ریمز که مشت و لگد راه میاندازند.
همهچیز بسیار خونی، تند و بهرهبردارانه است؛ معلوم نیست باید خندید، جیغ کشید یا کاری کرد که راس مایر تحسینش کند؟ اما، و این را بهعنوان یک آدم میانسال میگویم، اگر حاضر باشید مغزتان را کنار بگذارید و فکر نکنید، کلی خوش میگذرد. طرفداران پِیراња 3D-نآفرین آماده باشید؛ شاید نوههای شما در آینده از Piranha 27: Sexy Mechanoid Bimbos Fight Back لذت ببرند. اما آیا صبح روز بعد از خودشان متنفر خواهند شد؟ (امتیاز: 7/10)
*****
در سال ۱۹۷۵ ریچارد دریفوس در Jaws بازی کرد؛ ۳۵ سال بعد او در پِیراња یک ظاهر کوتاه دارد؛ رابطهٔ او با فیلم اول ظاهراً تنها دلیل حضورش در این دنباله است، جایی که او قبل از اینکه حتی اسمش در تیتراژ باز شود کشته میشود.
دریفوس تنها نیست؛ الیزابت شیو و وینگ ریمز هم نقشهایی دارند که تا حدی خود را برای نمایش قرار میدهند. در مورد ریمز، هیچوقت این فیلم قرار نبود باعث شود او جایزهٔ بازیگری بگیرد؛ با این حال بهترین صحنهٔ فیلم از آنِ اوست — استفاده از یک موتور بیرونی به شیوهای که آش ویلیامز (از مجموعه Evil Dead) را راضی میکرد.
ماجرا از این قرار است که شیو و ریمز ابتدا باید اجساد دریفوس را پیدا کنند، سپس یک پیراња را شکار کنند و آن را به کریستوفر لوید (در نقش کاملِ داک براون) ببرند که آن را گونهای میداند که دو میلیون سال پیش منقرض شده بود (زیرنویس میگوید او آن را «regional piranha» مینامد، اما شاید «original» گفته باشد؛ در هر صورت دقیقاً مهم نیست چون هیچکدام معنی روشنی ندارند).
زلزلهای باعث آزاد شدن پیراњاها از یک دریاچهٔ زیرزمینی شده است. سؤال: «چطور توانستند اینقدر طولانی جدای از سطح زنده بمانند؟» پاسخ: «آدمخواری. لابد برای زنده ماندن با هم جنگیدهاند.» تا اینکه احتمالاً تنها یکی میماند — پیراња مکلئود؟ (ظرفیتی برای شوخی با داستانِ جاافتاده.)
پِیراња قرار است کمدی باشد — در واقع بازسازیِ یک پارودیِ Jaws است که سه سال پس از Jaws منتشر شده بود و اکنون این بازسازی تقریباً مادهٔ اصلی را آنقدر رقیق میکند که به سختی چیزی از آن باقی میماند.
شیو و ریمز در اینجا ماهیهای بزرگِ یک استخر کوچکاند؛ انگار اورکاهای محدودِ Sea World — تنها احساسی که نسبت به انتخابهای حرفهایشان القا میشود حس تأسف است. تنها جری اوکانل است که انگار در عنصر خودش است — احتمالاً نقشش مبتنی بر شخصیت جو فرانسیس (از Girls Gone Wild) است؛ او دقیقاً میداند که با چه نوع فیلمی روبهروست و مطابقِ آن بازی میکند.
*****
پِیراња 3D سعی کرده چیز متفاوتی نسبت به نسخهای که بازسازی میکند ارائه دهد (برخلاف بازسازی ۱۹۹۵)، و بخشهایی قابلقبول دارد (مثل صحنههای خونریز)، اما در کل فیلمی نیست که بخواهم دوباره ببینم. این فیلم به اندازهٔ اثر جو دانته موجز و سرگرمکننده نیست و جلوهها هم چندان قانعکننده نیستند.
بخشهای 3D حالا که به صورت دوبعدی میبینیم خندهدار به نظر میرسند — من از همان اول طرفدار این فرمت نبودم و خوشحالم که دوام نیاورد؛ صرفاً یک ترفند است. از نظر طراحی، استفاده و شکلِ پیراњаها ناامیدکننده است؛ مثل همیشه، «کمتر یعنی بیشتر».
بازیگران در مجموع خوباند. الیزابت شیو برجسته است؛ شخصیت او در رفتار و واکنشها دقیقاً قابلتحسین است؛ برخلاف اغلب شخصیتهای زن در فیلم که صرفاً برای ظاهر حضور دارند، او اینگونه نیست. استیون آر. مککوئین هم عملکرد محکمی دارد.
گنجاندن کِلی بروک انتخاب هوشمندانهای بوده؛ جسیکا سزور هم قابلقبول است، اما جری اوکانل ضعیف است. آدام اسکات، وینگ ریمز، کریستوفر لوید و ریچارد دریفوس هم ظاهر میشوند.
این فیلم از دیگر دنبالهها بهتری است و من آن را کاملاً بد نمیدانم، پس شایستهٔ تحسینِ مختصری هست؛ با این حال، فیلمی نیست که بخواهم توصیهاش کنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران