بیست و پنج سال پیش در دانشگاه پندلتن، یکی از استادان پس از کشتن شش دانشجو به زندگی خودش هم خاتمه داده است. حالا، زمانی که یک رشته قتل های مرموز در دانشگاه اتفاق می افتد، یکی از دانشجویان به نام «ناتالی» (ویت) به این نتیجه می رسد که این قتل ها بر اساس «افسانه ی شهری» پندلتن رخ می دهند.
بیست و پنج سال پیش در دانشگاه پندلتن، یکی از استادان پس از کشتن شش دانشجو به زندگی خودش هم خاتمه داده است. حالا، زمانی که یک رشته قتل های مرموز در دانشگاه اتفاق می افتد، یکی از دانشجویان به نام «ناتالی» (ویت) به این نتیجه می رسد که این قتل ها بر اساس «افسانه ی شهری» پندلتن رخ می دهند.
پس از مجموعهای از قتلهای عجیب، گروهی از دانشجویان در یک دانشگاه تصمیم میگیرند این جنایتها و پیوند ظاهریشان با قاتل را بررسی کنند؛ وقتی میفهمند قاتل اعمالش را بر اساس افسانههای شهری طراحی کرده، برای متوقفکردن این کشتار دست به کار میشوند.
این فیلم بسیار بهتر از آن چیزی است که شهرتش نشان میدهد. یکی از نکات برجسته این فیلم این است که وقتی فیلم...
پس از مجموعهای از قتلهای عجیب، گروهی از دانشجویان در یک دانشگاه تصمیم میگیرند این جنایتها و پیوند ظاهریشان با قاتل را بررسی کنند؛ وقتی میفهمند قاتل اعمالش را بر اساس افسانههای شهری طراحی کرده، برای متوقفکردن این کشتار دست به کار میشوند.
این فیلم بسیار بهتر از آن چیزی است که شهرتش نشان میدهد. یکی از نکات برجسته این فیلم این است که وقتی فیلم پخش شد، گیمیکِ مرگها بر پایه افسانههای شهری اجازه داد تا صحنههای خلاقانه و بدیعی خلق شود. قطعِ سر در صندلی عقب ماشین در اولین سکانس شروع فوقالعادهای است، معلق بودن دوستپسر مرده بالای خودروی در حال فرار در میان جنگل تعلیق خوبی ایجاد میکند، و سکانس اشتباهگرفتن خفهشدن با رابطه جنسی واقعاً جالب است؛ زیرا شرایط لازم برای واقعی شدن آن — از پسزمینهای که باعث میشود او چیزی نبیند، ورود قاتل به اتاق بدون استفاده از خشونت، تا صداهای واقعی حادثه — همه با هم ترکیب شده و صحنهای درخشان میسازند. این سکانسها بهخوبی کار میکنند چون افسانهها و اسطورههای موضوع را در نحوهٔ تعقیب و آزار وارد میکنند و جمعآوریشان کنار هم مؤثر است. سکانسهای عالی دیگر، مثل وقتی او کسی را در لباس شناختهشدهٔ قاتل میبیند که یکی از دوستانش را در استخر تعقیب میکند یا تعقیب تنشزای دیجی در ایستگاه رادیویی در طوفان رعدوبرق، صحنههای پرالتهابی ایجاد میکنند و اینکه شخصیتها میدانند قاتل چگونه لباس پوشیده اثرگذاری صحنهها را افزایش میدهد. این موضوع همچنین به پیچش داستان دربارهٔ هویت قاتل و راز پنهان او میانجامد؛ چون افراد زیادی مظنون جلوه میکنند و هر یک برای تبرئه شدن مستدل نشان داده میشوند، بنابراین با بهدستآمدن سرنخهای بیشتر برای هویت قاتل، تعلیق گسترش پیدا میکند و سرنخهای اضافی برای حل معما پدید میآید. در مجموع، چیز زیادی برای نپسندیدن در این فیلم نیست. مشکل اصلی این است که فیلم برای مخاطب عام ساخته شده و به همین دلیل میزان خونریزی و خشونت تا حدی تعدیل شده است. بسیاری از این قتلها میتوانستند خشنتر باشند و این احتمالاً تماشاگرانی را که دنبال اسلشرهای خونین و خشناند ناامید میکند. فیلم همچنین در زمرهٔ آثاری است که همزمان میخواهند ژانر را مورد تمسخر قرار دهند و هم ترساندن را دنبال کنند؛ در نتیجه استفاده از ترسهای ارزان زیاد است که چندان مؤثر نیست. مشکل دیگر این است که بسیاری از شوخیها خندهدار از آب درنمیآیند، بنابراین گاهی فیلم کمی بیرمق مینماید. ریتم فیلم در نیمهٔ اول کمی نامتوازن است با همهٔ ساختوسازها پیرامون کلاس و معنایشان، اما در کل مشکل بزرگ دیگری دیده نمیشود.
ردهبندی سنی: R — خشونت گرافیک، زبان رکیک، مصرف اندکی الکل، صحنهای با نوشیدن سگ و یک صحنهٔ کوتاه و نه چندان صریح جنسی.
Urban Legend فیلمی بود که در طول یک آخر هفته بلند با دیدنِ چند اسلشر قدیمی که ظاهراً فراموش شدهاند یا مانند آثار شاخص ژانر بازتاب زیادی نگرفتهاند (مثل Halloween، Friday the 13th، A Nightmare on Elm Street، Scream و غیره) دیدم. در میان این آثار کمتر شناختهشده، باید بگویم Urban Legend شایستگی بالاتر ایستادن را دارد، چون سرگرمکنندهتر، لذتبخشتر و خوشساختتر از آن چیزی است که انتظار میرود.
مفهوم فیلم از خود داستان مهمتر است. همانطور که Scream اسلشرِ فیلمبازها را خلق کرد، Urban Legend همین کار را برای... خب، افسانههای شهری انجام میدهد. ایده ذاتاً هوشمندانه است چون افسانههای شهری داستانهایی هستند که قرار است حس ترس و پارانویا دربارهٔ واقعیبودنشان را ایجاد کنند. همانطور که دخترِ نهاییِ داستان به سختی میفهمد، قانعکردن مردم برای باور کردن این داستانها کار سادهای نیست.
جاذبهٔ اصلی بهجز ایده، بازیگراناند. صرفنظر از ستارههای بازارِ اواخرِ دههٔ ۹۰، بازیگران مملو از چهرههای جذابیاند که آگاهانه خصوصیات موردپسند تماشاگران را برجسته میکنند. طرفداران Jared Leto از حدسزدن اینکه شخصیت مرموز او قاتل است یا تنها یک قرمز هرینگ لذت خواهند برد. Alicia Witt و Rebecca Gayheart بهعنوان دوستهای صمیمی باورپذیر و قابلهمدلی ظاهر میشوند که هر کدام رازی تاریک از دیگری پنهان میکنند. در همین حال، Joshua Jackson به اندازهٔ کافی ظاهر میشود تا بهترین شوخیهای فیلم را ارائه دهد و Tara Reid با چهرهای جوان، مخاطبان نوجوان پسر را با ظاهرش جذب میکند. در نهایت، Loretta Devine نقش یک مقام رسمی را بازی میکند که واقعاً شایستهٔ حمایت و طرفداری است.
فیلم از خودآگاهیاش خجالت نمیکشد. میداند مضحک و اغراقآمیز است و میداند شما هم این را میدانید؛ از این آگاهی بهره میبرد و با آن پیش میرود. کشتارها سرگرمکننده، هیجانانگیز و هوشمندانهاند — همان چیزی که بیشتر از همه از یک فیلم اسلشر انتظار میرود، درست است؟
یکی از بسیاری اسلشرهای ضعیف که در اواخر دههٔ ۹۰ پس از موفقیت عظیم Scream پدید آمد. بازیگرانی خوب کاملاً هدر رفتهاند، دیالوگها خشک و داستان بیمنطق است، انگیزهای نیمبند و قتلهایی کماثر که زیاد به یاد نمیمانند.
Urban Legend (1998) — لذت محضِ اسلشر
این فیلم را بهطور اتفاقی در یک تعطیلات تنبل هورر دوباره دیدم و انتظار داشتم چیزی گذرا و فراموششدنی باشد. در عوض با یک اسلشر خوشنما و پرشتاب روبهرو شدم با ایدهای جالب، گروه بازیگران بسیار جذاب و ترکیبی درست از طنز و صداقت. خیلی بهتر از آن چیزی است که اغلب به آن اعتراف میکنند.
ایده فوراً جذاب است: مجموعهای از قتلها در پردیس دانشگاه که بر اساس افسانههای شهری طراحی شدهاند. این مطابقت طبیعی با ژانر اسلشر است و فیلم کاملاً به آن پایبند میماند. مرگها هوشمندانهاند، تعلیق بهخوبی طراحی شده و فیلم از نظر بصری پالیش خوبی دارد. پردیس لغزیده از باران، تالارهای درسی سرد و خوابگاههای گوتیک همه واقعاً خوب به نظر میرسند، مخصوصاً در مقایسه با بعضی از آثار ارزانتر آن دوران.
وقتی الان به آن نگاه میکنم، نمیتوانم جلوی خندهام را بگیرم از اینکه نوجوانِ گذشتهام چطور سر هر مرد این فیلم ذوقزده میشد: چهرهٔ مغموم و چشمهای آبی Jared Leto، Joshua Jackson با جذبهٔ بلوندِ خود، و حتی Michael Rosenbaum با اعتمادبهنفسِ پسرِ انجمنی. اما این زناناند که نمایش را میدزدند. Alicia Witt بهعنوان دختر نهایی محکم و قابلاتکا است، حتی اگر چشمگیرترین شخصیت نباشد. Rebecca Gayheart اما بهشکلی شگفتانگیز از همه چیز رها میشود؛ اجرایش دیوانهوار و رهاست و این بالاترین تعریف است—او بدون ترس همهچیز را فدا میکند و این جواب میدهد.
و صادقانه بگویم: Tara Reid جذاب بود. سکانس تعقیب او بخاطر نحوهٔ فیلمبرداری و ریتمش، و چون نمیتوانی چشمت را از او برداری، بهیادماندنیترین بخش فیلم است. او با کفشهای پلتفرم میدود، موهایش به باد است و پیراهن یقهبازش در هنگام دویدن چشمگیر است. او دقیقاً میداند چه میکند؛ این صحنه هم سکسی است، هم ابلهانه و چیزی بیپروا و «پلاستیکی» دربارهٔ آن هست که به لحن فیلم مینشیند. من از او خوشم آمد.
و Loretta Devine بهعنوان مامور امنیت پردیس؟ واقعاً یک افسانه است. او انرژی آرام و پرثباتی میآورد که فیلم از آن سود میبرد.
Urban Legend قصد تغییر ژانر را ندارد؛ فقط میخواهد سرگرم کند و در این هدف موفق است. خوشساخت، سکسی، خوشریتم و هرگز خستهکننده نیست. واقعاً لیاقت محبت بیشتری دارد. اگر از طرفداران اسلشِری و این فیلم را مدتهاست ندیدهاید (یا اصلاً ندیدهاید)، دیدن آن را به خودتان هدیه کنید؛ تجربهٔ خوشی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران