کنت دراکولا، خون آشام ترانسیلوانیایی، یک مشاور املاک ساده لوح را به میل خود خم می کند، سپس در یک ملک در لندن اقامت می کند که در آن روز در تابوت خود می خوابد و شب ها به دنبال قربانیان احتمالی می گردد.
کنت دراکولا، خون آشام ترانسیلوانیایی، یک مشاور املاک ساده لوح را به میل خود خم می کند، سپس در یک ملک در لندن اقامت می کند که در آن روز در تابوت خود می خوابد و شب ها به دنبال قربانیان احتمالی می گردد.
هرچند این فیلم محبوبترین اثر من دربارهی آن خونآشام بدنام نیست، اما بسیار زیبا، خوشساخت و تصویربرداریشده بهطرز تماشاییای است (بیصبرانه منتظر دیدن نسخهٔ بلوریاش هستم) و احتمالاً بهترین بازی بلا لوگوسی در نقش دراکولا همین فیلم است؛ گرچه کارهایش را دوست دارم، اما این نقش در کنار برجستهترین تصاویر سینماییِ مربوط به خونآشامها قرار میگیرد و واقعاً ترسهای اصیلی دارد. لوگوسی تنها خرناس نمیکشد...
هرچند این فیلم محبوبترین اثر من دربارهی آن خونآشام بدنام نیست، اما بسیار زیبا، خوشساخت و تصویربرداریشده بهطرز تماشاییای است (بیصبرانه منتظر دیدن نسخهٔ بلوریاش هستم) و احتمالاً بهترین بازی بلا لوگوسی در نقش دراکولا همین فیلم است؛ گرچه کارهایش را دوست دارم، اما این نقش در کنار برجستهترین تصاویر سینماییِ مربوط به خونآشامها قرار میگیرد و واقعاً ترسهای اصیلی دارد. لوگوسی تنها خرناس نمیکشد و تهاجم صوتی ندارد؛ بلکه قدرت اغواکننده و دلچسبِ شر و نیز جاذبهٔ نامیرایی را انتقال میدهد — هرچند که زندگی جاودانه ممکن است پیامدهای ویرانگری داشته باشد.
دیدن و داشتن این فیلم در بهترین کیفیت ممکن برای عاشقان وحشت و طرفداران سینمای اوایل قرن بیستم (تا دههٔ ۱۹۳۰) ضروری است و ارزش بازدیدهای مکرر را دارد. واقعاً اینقدر خوب است.
اینکه اکران آمریکاییاش در روز ولنتاین بود (پیشنمایش نیویورک دو روز زودتر برگزار شد) بیش از پیش نشان میدهد که جاودانگی فیلم فقط بهخاطر جایگاهش در گوتیک هارر نیست، بلکه در قلب آن یک داستان عاشقانهٔ پرطراوت هم وجود دارد.
احتمالاً سومین یا چهارمینبار است که این فیلم را میبینم؛ هرچند داستان ساده است، ولی همچنان بسیار سرگرمکنندهست و بلا لوگوسی — که اگرچه از بازیگران موردعلاقهٔ من است و میپذیرم هرگز بازیگرِ قویتری نبود — کاملاً در عنصر خود است. افکتهای قابلقبولی دارد و طراحی صحنهاش برای آن دوره خوب است.
نمره: ۴٫۰ از ۵
«خون، زندگی است، آقای رینفیلد»
این نخستین فیلم وحشت من بود؛ سهساله بودم که مادربزرگبزرگم مرا نشاند و بلا لوگوسی بزرگ را در نقش دراکولا به من نشان داد. کل این فیلم فراتر از زمان و کلاسیک است؛ از بهترینهای آثار ترسناک یونیورسال. هیچکس نمیتواند دراکولایی کاملتر از بلا لوگوسی باشد. او با تنها یک نگاه کارهای زیادی انجام میدهد؛ بدون جلوههای ویژه، بدون دندانهای نیش نمایان… و با این حال تا مغز و استخوانت را میلرزاند و مسحورت میکند. یکی از آثار محبوب همیشگیام؛ کمال سینمای کلاسیک.
یک خونآشام بلند، تیره و مسحورکننده از ترانسیلوانیا به لندن میآید
«دراکولا» (۱۹۳۱) بر اساس نمایشنامه ساخته شده تا رمان، اما قصهٔ اصلی برام استوکر با تغییراتی در آن حضور دارد. در زمان خودش این فیلم عالی بود. فیلمهای صوتی تنها چند سالی وارد عرصه شده بودند. دنبال برهنگی، خشونت یا خونریزیِ نسخهٔ کوپولا («بِرام استوکرز دراکولا» ۱۹۹۲) نباشید؛ اگر دنبال رویکردی مدرنتر با داستان عاشقانهٔ بهتر هستید، آن نسخه را توصیه میکنم.
تمرکز اینجا بر جذبهٔ آرام و هیپنوتیزمکنندهٔ کنت خوشقیافه و تهدیدآمیز است، در بستری از فضای ویکتوریایی و معماری گوتیکِ تارعنکبوتی و در حال فرسایش. با وجود نشانههای ترسناک، نوعی آرامش در آن هست؛ برای لذت بردن از فیلم باید این نکته را پذیرفته باشید.
نسخهای به زبان اسپانیایی با بازیگر دیگری در نقش عنوانی همزمان فیلمبرداری شد که بسیاری آن را برتر میدانند. همچنین در سال ۱۹۹۹ موسیقیای از فیلیپ گلس به فیلم افزوده شد و نسخهای رنگی نیز وجود دارد. من نسخهٔ اصلی سیاهوسفید با بلا لوگوسی را دیدم؛ برداشت نمادین او از پادشاه خونآشامان ارزش دیدن دارد. با این حال، اوج داستان ضعیف است.
مدت فیلم ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه است و در استودیوهای یونیورسال و آگوا دولچه فیلمبرداری شده که در شمال آن منطقه و در ارتفاعات صحرایی قرار دارد.
نمره: B-
من این فیلم را با همراهی پیانویی شگفتانگیز دیدم که واقعاً لذتهای سینمای صامت و مهارت پیانیستی را که میتواند هفتاد و پنج دقیقه بیوقفه بنوازد، به نمایش گذاشت. هرچند بلا لوگوسی در عنوانبندی بالاترین ردیف را دارد، اما احساس کردم فیلم واقعاً متعلق به دستیارش «رینفیلد» است — نقشی که در اینجا توسط دوايت فرای با لذت بازی شده است. او صرفاً یک عامل املاک بیگناه است که به قلعهٔ دراکولا میرسد و بهسرعت مجذوب ارباب جدیدش میشود؛ کسی که عزم دارد همراه سه همسرش به «کارفِکس ابی» در انگلستان بیاید و آشوبی کلاسیک بهپا کند! این «مینا» (هلن چاندلر) است که زودتر از دیگران در دیدِ او قرار میگیرد و بر دوش معشوقش «هاکر» (دیوید منرز) و شکارچی ماهرِ خونآشام «وان هلسینگ» (ادوارد ون اسلون) است که تلاش کنند روز را نجات دهند پیش از آنکه همهشان به خونآشام تبدیل شوند. لوگوسی در این فیلم بسیار خشک و کمجان است، اما تابش مداوم نور به چشمانش تا حدی حس تهدید قابلتوجهی را منتقل میکند، در حالی که کنت خوشلباسش تا پاسی از شب جولان میدهد. خفاش پرنده که به نخ بسته شده است شاید بهنظر مسخره بیاید، اما تأثیر بصری کلی فیلم — هرچند پایهای — وقتی موسیقی بیشتر بار احساس را به دوش میکشد، کاملاً مؤثر است. این داستان همیشه از فیلمبرداری سیاهوسفید بهره برده و حدود نود سال بعد، همچنان تماشای جذابی در سینماست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران