گاهی فیلمی سر و کلهاش پیدا میشود که تعریفپذیر نیست و بههمین دلیل معلوم نیست باید آن را چگونه قضاوت کرد. «اسپیسمن» ساختهی یوهان رنک، که پیشتر بیشتر بهخاطر تبلیغات تلویزیونی و ویدئوهای موسیقایی شناخته شده، از آن دست آثار است. برداشتها و نظرها دربارهی این فیلم بسیار متفاوت است و همین آن را به یکی از سختترین آثار اخیر برای «طبقهبندی» تبدیل کرده است.
داستان...
گاهی فیلمی سر و کلهاش پیدا میشود که تعریفپذیر نیست و بههمین دلیل معلوم نیست باید آن را چگونه قضاوت کرد. «اسپیسمن» ساختهی یوهان رنک، که پیشتر بیشتر بهخاطر تبلیغات تلویزیونی و ویدئوهای موسیقایی شناخته شده، از آن دست آثار است. برداشتها و نظرها دربارهی این فیلم بسیار متفاوت است و همین آن را به یکی از سختترین آثار اخیر برای «طبقهبندی» تبدیل کرده است.
داستان برگرفته از رمان یاروسلاو کالفار ۲۰۱۷ است و روایتگر فضانوردی بهنام یاکوب (آدام سندلر) است که شش ماه از مأموریت بلندمدتیِ تکنفرهاش در اعماق فضا میگذرد تا پدیدهای مرموز در لبهٔ منظومهٔ خورشیدی را بررسی کند. او دچار حس تنهایی عمیقی است که در انجام مأموریت تأثیر میگذارد، بخشی از مشکل بهدلیل اختلافات زناشویی با همسر باردارش (کِیری مالِیگان) روی زمین است. در این میان، ناگهان مخلوقی بیگانه شبیه عنکبوتی بزرگ و چابک (با صدای پول دانو) در سفینه پدیدار میشود؛ موجودی با حکمت فلسفی عمیق که رابطهای عجیب و کابوسوار اما توأم با همدلی با یاکوب برقرار میکند. پرسش اصلی این است که تمام اینها چه سرانجامی خواهد داشت و چه تأثیری بر مأموریت خواهد گذاشت.
فیلم در لحن دچار نوسان است؛ بخشهایی صادقانه و درگیرکنندهاند و بخشهایی شوخ و گاهی لزج بهنظر میرسند، گویی کارگردان گاهی به تماشاگر نگاهی کنایهآمیز میاندازد. اگر هدفِ واقعی همین «در میانگداریِ لحن» بوده، این تلاش چندان موفق از کار درنیامده و نتیجه در نهایت مبهم است؛ تماشاگران خودشان باید قضاوت کنند، اما این رویکرد تا حدی بیتعهد بهنظر میرسد.
از سوی دیگر، فیلم پُر از اندیشههای متافیزیکی و فلسفی است که عموماً بهطور روشن و قابلفهم ارائه شدهاند، هرچند گاه بیش از حد شیرین و احساساتی میشوند. برای آدام سندلر نیز گامی امیدوارکننده در بازآفرینی خود بهعنوان بازیگری جدیتر محسوب میشود؛ او اینجا نقش روحی رنجدیده و فرسوده از تنهایی را بسیار خوب اجرا میکند. رابطهی میان یاکوب و عنکبوت—که گاهی او را «انسان لاغر» مینامد—پرورش یافته، عاطفی و صمیمی است؛ عنکبوت ظاهراً توانایی خواندن ذهن یاکوب و دسترسی به خاطراتش را دارد و گفتوگوهای عمیقشان دربارهٔ زندگی، عشق، مرگ، پشیمانی و اندوه، بخش مرکزیِ اثر را شکل میدهد.
تیم جلوههای ویژه در جانبخشی به هانوش (عنکبوت) عملکرد قابل قبولی داشتهاند؛ موجود هم از نظر ظاهری واقعی بهنظر میرسد و هم بهواسطهٔ اجرای صوتی دانو، وجهی احساسی و همدلیبرانگیز پیدا میکند. در عین حال، مشکلاتی مثل ریتم کندِ فیلم، کیفیت صوتی نامتوازن و بعضاً جلوههای بصری نهچندان موفق (بهخصوص ظاهر تا حدی زنندهٔ بیگانه) به تجربهٔ کلی ضربه میزنند و بر ابهامات اثر میافزایند.
فیلم مملو از ارجاعات هنری است که به تقویت روایت کمک میکنند؛ از تمهای «اینترستلار» و «سولاریس» تا نشانههایی از «Everything Everywhere All at Once» و حتی اشاراتی به ترانهٔ Space Oddity دیوید بویی. با این همه، «اسپیسمن» فیلمی عجیب و پرسروصداست که قطعاً به مذاق همه خوش نخواهد آمد؛ اما برای کسانی که با روایتهای فلسفی-روانی و پرداخت خلاقانه به مسئلهٔ تنهایی ارتباط برقرار میکنند، تجربهای اندیشمندانه و تأملبرانگیز ارائه میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران