درباره گروهی نوجوانان است که موفق می شوند به راز کارکرد یک ماشین زمان پی ببرند. اما پس از این آگاهی آنها با استفاده های مختلف از این دستگاه شرایط سختی برای خودشان بوجود می آورند که باعث میشود …
درباره گروهی نوجوانان است که موفق می شوند به راز کارکرد یک ماشین زمان پی ببرند. اما پس از این آگاهی آنها با استفاده های مختلف از این دستگاه شرایط سختی برای خودشان بوجود می آورند که باعث میشود …
ببینید… هیچوقت فیلمهای سفر در زمان برای فرار از واقعیت کم نیستند، درست است؟ امکانات بیشمارند و فیلمسازان میتوانند با کاوش در دینامیکهای سورئال ابعاد مختلف، مخاطب را به شگفتیهای علمیتخیلی دعوت کنند. پس سؤال این است: کارگردان تازهکار دین آیزرلیت میتواند با فیلم نوجوانمحور «پروژهٔ آلِماناک» نوآوریای به این ژانر فراگیر ببخشد؟ باید بگویم که آثار برجستهای مثل «لوپر» و «پریدِستینِیشن» امسال هیچ دلیلی...
ببینید… هیچوقت فیلمهای سفر در زمان برای فرار از واقعیت کم نیستند، درست است؟ امکانات بیشمارند و فیلمسازان میتوانند با کاوش در دینامیکهای سورئال ابعاد مختلف، مخاطب را به شگفتیهای علمیتخیلی دعوت کنند. پس سؤال این است: کارگردان تازهکار دین آیزرلیت میتواند با فیلم نوجوانمحور «پروژهٔ آلِماناک» نوآوریای به این ژانر فراگیر ببخشد؟ باید بگویم که آثار برجستهای مثل «لوپر» و «پریدِستینِیشن» امسال هیچ دلیلی برای نگرانی ندارند؛ «پروژهٔ آلِماناک» بیش از حد سبک و کممایه است. در واقع، «ماجراجویی عالی بیل و تد» در مقایسه جذابتر و الهامبخشتر به نظر میرسد.
فیلم بهطور پیوسته سطحی و مثل یک پروژهٔ علمی دبیرستانیِ پخششده از تلویزیون است؛ «پروژهٔ آلِماناک» بهخاطر ارائهٔ ناپایدارِ فیلمبرداری لرزان و جمعی از نوجوانان نابغهٔ کلیشهای که همراه ماجراجویی سورئالاند، آنطور که باید جلب توجه نمیکند.
آیزرلیت و فیلمنامهنویسان، فیلمی سبک و فرارگونه برای نوجوانان ساختهاند؛ شوخطبعی علمی فیلم تا حدی شاداب است و بازیگران جوان انگار از ماجراجویی سفر در زمان لذت میبرند. اما هر تحرک پویایی که فیلم پیدا میکند با حرکات حواسپرتکن دوربین دستی و برشهای ناگهانی از بین میرود و این کمدی علمیتخیلی را به حبابی از نوع B تبدیل میکند. علاوه بر این، استفادهٔ مداوم از قالب «found-footage» (یعنی فیلمهای ضبطشده/آرشیوی) اغراقآمیز و خستهکننده است. این ترفند وقتی بهاندازهٔ لازم بهکار رود، برای بالا بردن تنش مؤثر است؛ اما «پروژهٔ آلِماناک» تنها مقصر این مسئله نیست؛ سینمای معاصر—بهویژه در وحشت و علمیتخیلی—تا حد افراط به این فنون تکنیگی متکی شده است.
چیزی عجیب نیست که این آرایش عصبی و بیثباتِ تصویری تحت تهیهکنندگی مایکل بِی ظاهر شده؛ شهرت او در فیلمهای اکشنِ تند و پرتنش قبلاً هم ثبت شده است. دیوید راسکین (جانی وستون)، نابغهٔ خوشآتیهٔ دبیرستان که رؤیای رفتن به MIT را دارد، نیاز به پروژهٔ تحقیقی مناسبی برای پذیرش دارد. از آنجا که او هدف کمکهزینهٔ تحصیلی را دنبال میکند و مادرش بیوه است، فشار مالی نیز وجود دارد. دیوید، شبیه پدر مرحومش، در کار علم مهارت دارد و در انباری خانه، دستگاهی نیمهکاره از پدرش پیدا میکند—ماشین مرموزی که قادر است افراد را در زمان جابهجا کند. او بههمراه گروهی از دوستان «نرد» و خواهر کوچکش کریستینا (جینی گاردنر) آن دستگاه را ضبط میکنند و کمکم وارد سفری عقبوجلو در زمان میشوند؛ پرشهایی که از دستوپنجه نرمکردن با قلدری مدرسه تا تقلب در آزمونهای شیمی متغیرند.
جالب اینکه «پروژهٔ آلِماناک» فرصت پرداختن به ابعاد بزرگتر سفر در زمان را از دست میدهد. فیلم بیشتر درگیر چیزهای پیشپاافتاده میشود—دستکاریهای کوچک در زندگی شخصی و امتحانات—و هرگز وارد درگیریهای برخوردیِ عمیق و دردناکی که انتظار میرود نوجوانان نابغه در مواجهه با موقعیتهای حساس با آن روبهرو شوند، نمیشود. کشف دستگاه توسط دیوید میتوانست زمینهای برای لحظهای پدرانه-فرزندی و ایجاد حسِ عاطفی و عمیقتر باشد؛ تلخیای که تقریباً نادیده گرفته شده و میتوانست تأثیرگذار باشد. داستانهای بچگانهٔ تقلب در لاتاری و بازدادنِ امتحانات بیشتر شبیه یک پندِ ساده و کمی کلیشهای و پیشبینیپذیر است.
متأسفانه، «پروژهٔ آلِماناک» به قلمروی ملودرام نوجوانان نزول میکند و اندک طعم علمیتخیلی خود را فدای یک حاشیهٔ بیمنطق میکند که با نوسانات ضعیف دوربین و فقدان اشتیاق واقعی به سفر در زمان برای مسائل بزرگتر همراه است. دیوید راسکین با پتانسیل تبدیل شدن به یک مارتین مکفلای جدید روبهروست، اما فیلمنامهٔ بیرمق و ماجراجوییهای کمهیجان او را از این فرصت محروم میکنند.
خلاصهٔ کوتاهتر:
فیلم دربارهٔ سفر در زمان است؛ گروهی از دانشآموزان دستگاهی پیدا میکنند که به آنها امکان پریدن به گذشته را میدهد. فیلم در آغاز خوب شروع میشود، اما در نیمهٔ دوم کلی سوراخ داستانی ایجاد میشود و بیننده را با سؤالهای بیپاسخ زیادی رها میکند. بازیگران جوان مناسباند ولی فوقالعاده نیستند. اگر اهل ایراد گرفتن از ناسازگاریهای زمانی نیستید، یکبار دیدن فیلم خالی از لطف نیست.
دیدگاه شخصی دیگر:
من همیشه مجذوب داستانهای سفر در زمان بودهام. بهترین کتابی که خواندهام «Time and Again» اثر جک فینی بود؛ افسوس که فیلمی براساس آن ساخته نشد—شاید بهخاطر ظرافت و کمتحرکیِ آن نسبت به دیگر آثار علمیتخیلی. فیلمها و داستانهای سفر در زمان زیادند و این یکی نیز در همان دسته قرار میگیرد.
اینکه نوجوانان از دستگاه برای سفر در زمان استفاده میکنند و در ابتدا فقط میتوانند چند هفته به گذشته برگردند، عمداً قرار داده شده تا تواناییشان در تغییر هر چه بخواهند محدود شود. بنابراین بهجای جلوگیری از یک فاجعهٔ جهانی، آنها بیشتر به عقب میپرند تا زندگی شخصی و اشتباههای خود را اصلاح کنند. اگر فیلمهای سفر در زمان زیادی دیده باشید، لو ندادنِ اتفاقات برای من اسپویل نبود—چون معمولاً اوضاع طبق برنامه پیش نمیرود.
چند پیچش هوشمندانه در داستان هست و من chemistry (تطابق بازی) بازیگران اصلی را دوست داشتم. دیالوگها جاهایی کمی خشک میشوند، اما کلیت نوشتار بد نیست. بزرگترین ایرادم شیوهٔ دوربین دستی بود. تقریباً فکر میکنم از آن فقط برای ادای احترام به یک فیلم دیگر که در عنوانش کلمهٔ «پروژه» آمده استفاده کردهاند—اگر میپرسید منظورم کدام فیلم است، منظورم همان فیلمی است که احتمالاً در ذهنتان هست—اما هر چه باشد، این شیوه برای من کارآمد نبود. دلیلشان برای همیشه همراه داشتن دوربین، حتی وقتی فقط یک شخصیت حضور دارد، قانعکننده به نظر نمیرسد. از دسترفت کیفیت تصویربرداری، چیزی در داستان یا تعامل شخصیتها بهدست نیامد. با این حال این موضوع باعث نشد فیلم را رها کنم، فقط آرزو داشتم که فیلم به پتانسیلش برسد. دربارهٔ پایان چیزی نمیگویم تا جلوی لو رفتن را نگیرم، فقط میگویم برای من کمی ضدِ اوج بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران