میتوانید او را «دختر آلپ» بنامید.
همه هیدی را نمیشناسند. خیلیها درباره نسخههای مورد علاقهشان صحبت میکنند، اما برای من این اولین فیلم بود و عاشقش شدم. حالا دیگر قرار نیست نسخههای دیگر را ببینم، چون فکر میکنم هیچکدام از این یکی بهتر نخواهند بود. تا وقتی کسی مرا قانع نکند، به این نظر پایبند میمانم. این فیلم را میتوان نسخهٔ سوئیسی «باغ مخفی» دانست، با...
میتوانید او را «دختر آلپ» بنامید.
همه هیدی را نمیشناسند. خیلیها درباره نسخههای مورد علاقهشان صحبت میکنند، اما برای من این اولین فیلم بود و عاشقش شدم. حالا دیگر قرار نیست نسخههای دیگر را ببینم، چون فکر میکنم هیچکدام از این یکی بهتر نخواهند بود. تا وقتی کسی مرا قانع نکند، به این نظر پایبند میمانم. این فیلم را میتوان نسخهٔ سوئیسی «باغ مخفی» دانست، با این تفاوت که باغ اینجا بسیار بزرگ و اصلاً مخفی نیست. من که اهل یک کشور هیمالیایی هستم، آلپ را بیشتر بهخاطر زیباییاش دوست دارم تا هیمالیا را بهخاطر برف و سنگهایش. ماه گذشته فیلم دیگری با موضوع آلپ دیدم به نام «Brothers of Wind». این روزها چند فیلم خوب و کودکانه دیدهام که بزرگسالان هم از دیدنشان لذت میبرند.
بازیگران از انتخابهای خوبی برخوردار بودند، بهویژه آن دخترِ کوچک در نقش هیدی. با وجود نداشتن تجربهٔ قبلی بازیگری، بهترین تلاشش را کرده است. هر وقت در آینده به این فیلم فکر کنم، لبخند ماندگار او در نقش هیدی تصویری است که در ذهنم باقی خواهد ماند. این بهترین فیلم خانوادگی با داستانی فوقالعاده است. شاید از منظر دنیای واقعی چندان منطقی نباشد و نباید آن را صرفاً قصهای افسانهای دانست — نه تنها بهخاطر نبودن جادو، بلکه از نظر فضای شاد و روایت میتواند با فیلمهای دیزنی مقایسه شود. روایت بسیار سرزنده و با ریتمی ملایم پیش میرود. ترکیب موسیقی پسزمینه و لوکیشنهای سرسبز که با داستان همخوانی دارند، همهچیز را به سود فیلم تمام کرده است.
فیلم بر اساس کتابی صدسالهٔ سوئیسی با همین نام ساخته شده و مدت آن تقریباً دو ساعت است. داستان درباره دخترکی به نام هیدی است که هر دو والدینش را از دست داده و اکنون تحت سرپرستی پدربزرگش است که در ارتفاعات آلپ زندگی میکند. او بالاخره جایی را پیدا میکند که در آن خوشحال است، اما این خوشحالی دیرپا نیست. روزی عمهاش بازمیگردد و او را به خانهٔ دیگری میبرد تا همراه دختر ثروتمندی به نام کلارا باشد. پس از مدتی، نوبت انتخاب میان دوست جدیدش کلارا و زندگی شاد در آلپ با پدربزرگ فرا میرسد. نیمهٔ دوم فیلم هم به همان اندازهٔ نیمهٔ اول خوب است و با پایانی زیبا به پایان میرسد.
«مردم دوست دارند حرفهای زشت بزنند. تو باید تصمیم بگیری که به چشمان و گوشت خود اعتماد کنی یا به حرف دیگران.»
فیلم با نمایش عقابی آغاز و پایان مییابد؛ عقابی که نماد شکوه آلپ است و بهنوعی زندگی هیدی را در قالب انسانی نشان میدهد که همهٔ سختیها را تحمل میکند تا روزی آزادانه زیر آسمان آبی اوج بگیرد. زمانی که هیدی توسط عمهاش نادیده گرفته میشود و پدربزرگش دچار دلتنگی میشود، هر کسی با دلِ مهربان از دیدن این برخورد ناعادلانه با یک کودک معصوم بسیار ناراحت خواهد شد. بزرگسالان ممکن است چیز دیگری برداشت کنند، اما این فیلم برای کودکان و کسانی است که کودکان را دوست دارند، همانطور که روی جلد کتاب اصلی هم اشاره شده است.
احساس میکردم داستان را میشناسم، اما نه کاملاً — تنها با تمهای مشابه آشنا بودم. با اینکه داستان تا حدی قابل پیشبینی بود، برایم اهمیتی نداشت و فقط از فیلم لذت بردم. با وجود تمام مسائل، هیدی در شرایط بسیار خشنی به تصویر کشیده نشده است. شخصیتهای منفی در فیلم وجود دارند، اما به ترسناکی شخصیتهای داستانهایی مثل «سیندرلا» یا نمونههای مشابه نیستند. شاید فیلمنامه تغییراتی داشته باشد، اما من با متن اصلی آشنا نیستم که این را تأیید کنم. این فیلم خانوادگی است، بنابراین محتوا متعادل و متناسب با آن تنظیم شده است.
به نظرم کارگردان و بازیگران نقشهایشان را بهخوبی ایفا کردهاند. فیلمبرداری یکی دیگر از نکات برجستهٔ فیلم است؛ زاویههای دوربین کاملاً توجه مرا جلب کرد و هرگز از تحسین آلپهای باشکوه خسته نشدم. در صحنهٔ پایانی که هیدی با بازکردن دستهایش مانند عقاب روی کوه و در کنار گلهٔ بزها میدود، ناگهان میایستد و برمیگردد تا لبخندی بامزه نشان دهد؛ قطعاً دلتان نمیخواهد فیلم تمام شود. اما طبیعتاً میتوانید همانطور که من کردم، آن را دوباره ببینید چون واقعاً ارزشش را دارد. فیلمهای سوئیسی زیادی ندیدهام، اما این فیلم یکی از بهترینهای آن منطقه است و بیشک آن را به همه توصیه میکنم.
۹/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران