داستان فیلم از رویداد واقعی سقوط هواپیمای حامل مواد مخدر در سال 1985 الهام گرفته شده است، در این حادثه یک خرس سیاه محموله کوکایین را میبلعد. فیلم گروهی عجیب و غریب از پلیسها، جنایتکاران، گردشگران و نوجوانان را در جنگلهای جرجیا دنبال خواهد کرد...
داستان فیلم از رویداد واقعی سقوط هواپیمای حامل مواد مخدر در سال 1985 الهام گرفته شده است، در این حادثه یک خرس سیاه محموله کوکایین را میبلعد. فیلم گروهی عجیب و غریب از پلیسها، جنایتکاران، گردشگران و نوجوانان را در جنگلهای جرجیا دنبال خواهد کرد...
«کُکِین بیر» همان چیزی را که از آن انتظار میرود ارائه میدهد: یک خرس کاملاً دیوانه که ویرانیای خونین و وحشتناک به راه میاندازد و در عین حال احمقانهترین کارها را انجام میدهد. فیلم بیمعنی اما بسیار سرگرمکنندهای است که تنها چیزی که در آن اهمیت دارد همان خرسی است که کوکائین خورده. (امتیاز: B-)
داستان پس از مدتی کمرمق میشود، اما من از این فیلم...
«کُکِین بیر» همان چیزی را که از آن انتظار میرود ارائه میدهد: یک خرس کاملاً دیوانه که ویرانیای خونین و وحشتناک به راه میاندازد و در عین حال احمقانهترین کارها را انجام میدهد. فیلم بیمعنی اما بسیار سرگرمکنندهای است که تنها چیزی که در آن اهمیت دارد همان خرسی است که کوکائین خورده. (امتیاز: B-)
داستان پس از مدتی کمرمق میشود، اما من از این فیلم اکشن-ماجراجویانهٔ خندهدار خوشم آمد. همهچیز با مردی آغاز میشود که کیسهها را از هواپیما پرت میکند، سپس هنگام خروج سرش به در برخورد میکند و پلیس جسد او و یک چمدان بزرگ کوکائین را پیدا میکند. بقیهٔ مواد کوکائین کجا رفته؟ در نزدیکی غاری که مادرخرس آنجاست؛ خرسی که حسابی خوش میگذراند و از هر چیزی که سر راهش است میخورد — حتی گردشگران اسکاندیناوی را بهعنوان پیشغذا! چند بچه از مدرسه میفرارند تا به آبشاری بروند و مادرشان همراه یک نگهبان پارک قویجثه و چند شخصیت دیگر سعی میکنند آنها را پیدا کنند و یک قدم جلوتر از این شکارچیِ بلندپروازِ مست باشند. فیلم لحظات بامزه، ترسناک و کاملاً ابلهانه دارد؛ بازی مارگوت مارتیندیل و بازیگر جوان فیلم هم سرگرمکنندهاند و حتی از دل ماجرا نکتهٔ اخلاقی کوچکی هم بیرون میآید. ممکن است پیچیده نباشد، اما مطمئناً سرگرمکننده است و خرس حرکات جذابی هم دارد.
بعد از ضربهٔ اول «خرس کوکائینی» فیلم دنبال چیزی قویتر میگشت. به نظرم مشکل اصلی این فیلم این است که میخواهد خیلی چیزها را با هم انجام دهد. در طول فیلم هفت تا هشت شخصیت معرفی میشوند و هر کدام زمان قابلتوجهی برای شکلگیری داستان و انگیزههایشان میگیرند؛ این موضوع زمان زیادی را از جاذبهٔ اصلی — خود خرس کوکائینی — میگیرد. تقریباً ۴۵ دقیقه روی این شخصیتهای «ثانویه» تمرکز میکنیم، بدون هیچ صحنه یا حضور خرس، که این بخش کُند است و تا حدودی مخاطب را از دست میدهد؛ اما وقتی خرس دوباره وارد میشود، فیلم خیلی بهتر میشود. سکانس آمبولانس فوقالعاده بود. طنز فیلم تا حدی ضعیف است؛ سالن سینما بارها میخندید اما من فقط به چند شوخی لبخند زدم، که باعث میشود فیلمنامه کمی بیمزه بهنظر برسد. کمبودِ طنز با وحشیگریِ کامل و خونین جبران میشود؛ صحنههای قتل واقعاً آزاردهندهاند و از نمایش خون و خشونت ابا ندارند. جلوهها گاهی پروتز بهنظر میرسیدند که ظاهرِ ناخوشایندی دارند. پایانبندی بسیار کلیشهای و قابلپیشبینی بود و از نظر من مبالغهآمیز و ضعیف از کار درآمد. ظاهر بصری خرس در مجموع نسبتاً خوب است؛ CGI کارش را تا حدی انجام داده اما در چند سکانس ضعیف است. در کل کمی سرگرم شدم اما احساس میکنم فیلم نتوانست به پتانسیل کاملش برسد. (امتیاز: ۵۵% — حکم: متوسط)
«خرس کوکائینی» خشونت خندهدار و اغراقشدهٔ یک موجود را روی چند شخصیت عجیب و کمدوام نشان میدهد، اما نداشتن لحن و هویت ثابت مانع شد که به آنچه انتظار داشتم تبدیل شود. من طرفدار فیلمهای «موجوداتِ نابکار» مثل Ghost Shark و Sharknado هستم، پس انتظار داشتم این را دوست داشته باشم؛ اما کمی ناامید شدم. دو عامل سد راه فیلم شدند: ۱) لحن فیلم بین خشونت ابزورد به سبک Zombieland، کمدی جنایی و درام خانوادگی در نوسان است و از ابتدا تا انتها هویت مشخصی ندارد؛ ۲) فیلم سعی میکند برای هر شخصیت پیشزمینه و توسعهٔ شخصیتی بدهد که در یک فیلم کمهزینهٔ مبتنی بر موجود، این کار ریتمِ خشونتِ بیمغز و جذاب را کند میکند. بهتر بود روی یکی، دو شخصیت وقت گذاشته میشد نه همهشان. نیازی نبود دربارهٔ نوهٔ رئیس مواد یا سگ کارآگاه بدانم؛ فقط میخواهم آدمهای بیشتری خورده شوند.
اگر این فیلم را با آثار اسکاری مقایسه کنید ممکن است آن را فاجعه ببینید، اما اگر صرفاً برای سرگرمی ساده مینشینید تماشا کردنش قطعاً بد نیست. فیلمی است که هم خنده برمیانگیزد هم هراسآور؛ من از دیدنش بهعنوان یک بار تماشای سرگرمکننده لذت بردم، اما دیدن دوبارهاش را ضرورتی نمیدانم. اگر زیاد اهل نقد کردن شوخیهای نامعقول هستید، از آن بگذرید؛ اما اگر دوست دارید خوب بخندید، این فیلم مناسب شماست.
این فیلم دربارهٔ خرسی است که مقادیر زیادی داروی غیرقانونی مصرف کرده و در پارکی در تنسی به کشتار میپردازد. با این فرض که ایده باید احمقانه باشد، مشکل این است که فیلم فقط احمقانه نیست، بلکه بد ساخته شده: کارگردانی، بازیگری، CGI، فیلمنامه و روایت در سطح پایینیاند. فیلم براساس رویدادی واقعی از ۱۹۸۵ الهام گرفته: سقوط هواپیمای قاچاقچی مواد و پخش کیسههای کوکائین؛ در واقع یک خرس سیاه از داروها خورده و کارشناسان گفتهاند فوراً مرده. این فیلم تصور میکند اگر خرس نمیمرد چه میشد؛ در این نسخهٔ خونین و وحشی، شکارچی ۵۰۰ پوندی دیوانه میشود و همه را میکشد. فیلمنامه تلاش میکند چندین شخصیت را وارد کند — مادری تنها، دختر گمشدهاش، گروهی از تبهکاران، چند نگهبان پارک، یک کارآگاه و گردشگران — اما داستان قانعکننده یا پیچیدهای برای نگهداشتن توجه ندارد. بازیگران اجراهای زمختی دارند و در مجموع شخصیتها انگیزهٔ زیادی برای دلدادن به مخاطب ندارند. کارگردان سبکِ ثابتی ندارد و شوخیهای تصادفی اغلب ناموفقاند؛ بعضی مواقع بخاطر حماقت فیلم میخندید، نه کیفیت آن. برای تبدیل شدن به فیلمی کالت باید آنقدر سرگرمکننده و پوچ باشد که دوست داشته باشید بارها ببینید؛ «خرس کوکائینی» آنقدر خندهدار، کمپ یا عجیب نیست که چنین موفقیتی پیدا کند؛ صرفاً یک فاجعهٔ یکشبه با یک جوک تکرارشونده است.
این فیلم بر پایهٔ رویداد ۱۹۸۵ ساخته شده؛ در واقع خرسی حدود ۱۷۵ پوندی در واقعیت بخشهایی از کوکائین را خورده بوده که در فیلم وزن خرس را تا تقریباً ۴۰۰ پوند افزایش دادهاند. بودجهٔ تولید بهطرز شگفتآوری ۳۵ میلیون دلار بوده برای اثری که ماهیتی نیمهمسخره و قابلانداختن دارد. CGI تا حدودی بهتر از نمونههای ارزانتر است اما آنقدر نیست که تغییر قابلتوجهی ایجاد کند. فیلم اگرچه منظرههای زیبا دارد (بخشی از تصویربرداری در ایرلند انجام شده)، اما در کل متوسط و کمی بیحال است: نه بهاندازهٔ کافی کمدی است و نه میتوان آن را جدی گرفت چون بیش از حد مضحک است. در مجموع نمره: C-.
برایم هیجانانگیز بود چون فکر میکردم فیلم سیاسی نیست و قرار است جدی هم نباشد؛ خرس ستارهٔ فیلم است و مردم میخواستند خرسی عظیم که کوکائین خورده را ببینند که مردم را بهطرز بیمغز و طنزآمیزی میکشد. اما بهنظرم کارگردانی بههم ریخت؛ طنز روی کاغذ بود اما اجرا نه: شوخیها طولانی میشد، تایمینگ اشتباه بود و همهچیز برای بامزه بودن فراهم بود ولی انگار فیلم را کارگردانی ساخته که بلد نیست شوخی را تحویل دهد. این قصور به گردن کارگردان است چون فیلمنامه پتانسیل لازم را دارد. در دست هر کس دیگری میتوانست کاملاً خندهدار و موفق باشد.
باید اعتراف کنم این ژانر معمول من نیست؛ همسرم گفت فیلم سر و صدای اسکار داشته و پیشنهاد داد ببینیم. متوجه نشدم از کجا چنین حرفی آمده، اما تا حدی تماشا کردیم. خشونت فیلم از آن نوع افراطی است که احتمالاً طرفداران وحشت انتظار دارند؛ وقتی قبول کنید همهچیز جلوهٔ ویژه است، راحتتر میشود از آن گذشت. به اندازهٔ کافی شوخطبعی دارد که تماشاگر را نگه دارد، هرچند اگر دنبالهای بیاید احتمالاً بار دوم جذبش نخواهیم شد.
فیلم عالی نبود. یک سکانس خوب با آمبولانس داشت، اما بهجز آن خیلی اغراقشده و بیشتر میخواست از اسم تحریکآمیزش سود ببرد. کمپین تبلیغاتی موفق بوده، اما فیلم خودش آنقدرهاست که توقع میرفت نه.
بهجز چند سکانس مرگ خلاقانه، «خرس کوکائینی» عمدتاً کسلکننده است. خوشم آمد که شخصیتها چطور بهطرز خلاقانهای حذف میشوند، اما بقیهٔ ۹۵ دقیقه زیرِ حد انتظار است؛ در طول تماشا مرتباً علاقهام را از دست میدادم. بازیگران برایم خاصی نداشتند؛ کری راسل و بروکلین پرینس بد نبودند اما چیزی بهیادماندنی ارائه نکردند. طنز ضعیف و شخصیتها جذابیت چندانی ندارند. در مجموع برای تماشاگرانی که دنبال تفریح بیفکرند ممکن است جواب دهد، اما برای من آنطور نبود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران