باغبان ساده ای به نام "چنس" تمام زندگی خود را در خانه ی پیر مردی گذرانده است.وقتی پیرمرد از دنیا می رود "چنس" بدون هیج اطلاعاتی به جز آنها که در تلویزیون دیده است وارد دنیا می شود....
باغبان ساده ای به نام "چنس" تمام زندگی خود را در خانه ی پیر مردی گذرانده است.وقتی پیرمرد از دنیا می رود "چنس" بدون هیج اطلاعاتی به جز آنها که در تلویزیون دیده است وارد دنیا می شود....
بازگشت بزرگ پیتر سلرز در فیلمی که جنبهای جوانمردانهتر از شخصیت او را برجسته میکند.
برخی فیلمها، حتی اگر خوب باشند، نمیتوانند مورد پذیرش همگانی قرار بگیرند و این فیلم یکی از آنهاست. اثری است که بهسادگی هم طرفداران را تسخیر میکند و هم کسانی را که آن را نفهمیدند یا به دلایلی دوست نداشتند، گرد خود جمع میکند. من خودم از آن لذت بردم، اما...
بازگشت بزرگ پیتر سلرز در فیلمی که جنبهای جوانمردانهتر از شخصیت او را برجسته میکند.
برخی فیلمها، حتی اگر خوب باشند، نمیتوانند مورد پذیرش همگانی قرار بگیرند و این فیلم یکی از آنهاست. اثری است که بهسادگی هم طرفداران را تسخیر میکند و هم کسانی را که آن را نفهمیدند یا به دلایلی دوست نداشتند، گرد خود جمع میکند. من خودم از آن لذت بردم، اما میتوانم هر دو دیدگاه را درک کنم. فیلم نقاط قوتی دارد، اما داستانی ارائه میدهد که لذتبخش نیست و چنان دور از واقعیت است که بهسختی میتواند در دنیای واقعی رخ دهد.
فیلم شخصیت دوستداشتنیای را معرفی میکند که بیتفاوت ماندن در مورد او آسان نیست: چانس باغبانی است که عاشق کارش است و در نگهداری گیاهان مهارت زیادی دارد، اما تربیت او بسیار غیررسمی بوده و تمام عمر را در خانه مردی که برایش کار میکرد سپری کرده است؛ هرگز آنجا را ترک نکرده، هرگز به مدرسه نرفته و هیچ تصوری از دنیای بیرون آن خانه ندارد. تنها پنجره او به جهان، تلویزیون بود که روزانه و با لذت تماشا میکرد. وقتی صاحب خانه میمیرد، او را وادار به ترک خانه میکنند؛ وکلایی که حتی از وجودش هم باخبر نبودند او را بیرون میگذارند. بدون تحصیلات، خانه یا حتی مدارک، در شهر سرگردان میشود و بهاشتباه و بهصورت شانسی وارد خانه یک بانکدار ثروتمند میشود؛ با امثالقولهای ساده و مبهمش دل خانواده را بهدست میآورد و آن جملات، هرچند مبهم و ناسازگار، بهعنوان جواهرات حکمت پذیرفته میشوند.
بدون شک آدمهای بسیار خردمندی در دنیا وجود دارند که هرگز پا به مدرسه نگذاشتهاند و حتی اسم خود را هم امضا نمیکنند؛ اینها کسانیاند که بهجای آموزش رسمی، با تجربهی غنی زندگی، دانش تجربی ارزشمندی اندوختهاند. اما غیرقابلباور است که کسی تمام عمرش را در خانهای گذرانده باشد که در آن خدمت کرده و هیچگاه برای هیچ کاری بیرون نرفته و هیچ مدرکی هم نداشته باشد. فیلمنامه در اینجا زیادهروی میکند و واکنشهای مردم نسبت به این وضع نیز به همان اندازه اغراقآمیز و غیرمنطقی به نظر میرسد. این نکتهای است که باید پذیرفت.
با این همه، زیبایی داستانِ ساختهشده حول شخصیت این باغبان معصوم، که هرگز پاکی و مهربانیاش را از دست نمیدهد، انکارناپذیر است. و واقعاً باید در برابر اجرای باشکوه پیتر سلرز تسلیم شد. بازیگر کار شایسته و باشکوهی ارائه میدهد که ویژگیهای بهترینش را برجسته میکند: رفتاری مقتصدانه، تقریباً اشرافی، با گامهایی آرام و گفتاری کاملاً روشن و خوشتلفظ. متأسفانه تقریباً تنها اوست که حقِ نمره مثبت را دارد؛ شرلی مکلین، ملوین داگلاس و جک وُردن بازیهای خوبی دارند، اما اینجا بسیار کمجان و بیعلاقه به نظر میرسند.
زمانی که «مرد پیر»—کسی که برای بیشتر عمر به «چانس» (پیتر سلرز) خانه داده بود—میمیرد، این باغبان قبلاً خانهنشین ناگهان بیخانمان میشود. با کت و شلوار کهنه و چمدانی که خانهاش را در آن حمل میکند، به دنیای بیرون قدم میگذارد بیآنکه رمقی از آن بداند: نه پول، نه سرپناه، نه غذا و نه حتی دوست. او مثل کودکی تمامقد است که تنها مواجههاش با واقعیت تلویزیون بوده. خوشبختانه برخوردی سطحی با لیموزین «ایو» (شرلی مکلین) میکند و او او را به عمارتشان میبرد تا بهبود یابد. ایو از سادگی مرد کنجکاو میشود، ولی نه به اندازه پدرش «بنجامین» (ملوین داگلاس). بنجامین نوعی «دِدی وارباکس» مدرن است: ثروت و نفوذ سیاسی گستردهای دارد—از جمله رابطه با رئیسجمهور (جک وُردن). گفتگوهای او و سپس خانوادهاش با چانس عمدتاً با استفاده از طبیعت بهعنوان معیار و تمثیل پیش میرود: کاشت و برداشت؛ پرورش؛ فصلها؛ سالهای خوب و بد—همه اینها برای میلیونر معنایی بنیادی پیدا میکنند و او آرامآرام درمییابد که هماهنگیهای سادهای لازم است تا جامعه و در پیِ آن اقتصاد مهمتر، در همسویی بمانند.
همزمان که نفوذ خیرخواهانه این مرد افزایش مییابد، محبت ایو هم به او بیشتر میشود و از طرف سازمانهای امنیتی نیز کنجکاوی دربارهاش برانگیخته میشود، زیرا هیچ اطلاعاتی درباره او پیدا نمیکنند. حتی بهنظر نمیرسد شناسنامهای داشته باشد؛ آیا او واقعاً به آنقدر پاک است که نشان میدهد یا سیا اسنادش را پاک کرده و به افبیآی اطلاع نداده؟ یا بالعکس؟ اجرا و تصویرسازی ظریفِ شخصیت معصوم توسط سلرز هم همدلیبرانگیز است و هم برانگیزاننده تأمل. فیلم بدون آنکه مستقیم و علناً به چیزی تاخته باشد، دیدگاهها، کلیشهها و نگرشها را به چالش میکشد. «چانس» ما را دعوت میکند دنیا را از منظر خودش ببینیم و این برای هر کسی—چه قدیسی و چه گناهکار—آشکارکننده است. همچنین در فیلم نوعی شوخطبعی سبک و دلپذیر هست که نه از کمدی عمدی، بلکه از کنشهای بزرگسالی میآید که بهخاطر نداشتن زنگار بدبینی، بیآلایش مانده و ممکن است نجاتبخش کسانی باشد که—هرچند ناخودآگاه—در انتظار او بودهاند.
اگرچه فیلم بهطور عمده متعلق به سلرز است، داگلاس نقش مقابل زیرک اما انسانی او را بهخوبی ایفا میکند و با پشتیبانی محکم مکلین، وُردن و راث آتوُی در نقش «لوئیز» شوخطبع، این فیلم اثری تأثیرگذار و متاثرکننده درباره ایمان—در اشکال مختلف آن—است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران