دیدن تریلرها نداشتنِ معایب نیست بلکه فواید بیپایانی دارد. از رفتن به سینما بدون حتی یک سرنخ تصویری دربارهی آنچه روی پرده خواهید دید تا اجتناب از کلیپهای اسپویلکننده که لحظههای غافلگیرکننده را خراب میکنند؛ این رویکردی است که من سختگیرانه در زندگیام اجرا میکنم و تا کنون فقط نمایشهای تماشایی تجربه کردهام. دیدن کاملِ فیلم بهصورت «کورِ کورانه» تجربهای است که به هر عاشق...
دیدن تریلرها نداشتنِ معایب نیست بلکه فواید بیپایانی دارد. از رفتن به سینما بدون حتی یک سرنخ تصویری دربارهی آنچه روی پرده خواهید دید تا اجتناب از کلیپهای اسپویلکننده که لحظههای غافلگیرکننده را خراب میکنند؛ این رویکردی است که من سختگیرانه در زندگیام اجرا میکنم و تا کنون فقط نمایشهای تماشایی تجربه کردهام. دیدن کاملِ فیلم بهصورت «کورِ کورانه» تجربهای است که به هر عاشق سینما توصیه میکنم. این مقدمه برای توضیح این است که چرا از داستانگویی زمینی، بدون اکشن و مبتنی بر شخصیت در Pig تا این حد تحتتاثیر قرار گرفتم.
بدون دیدن هیچ تریلری و تنها با خواندن خلاصهٔ داستان، غیرممکن است که انتظار نداشته باشی با یک فیلم انتقامجویانه و دیوانهوار با حضور نیکلاس کیج روبهرو شوی. اما مایکل سارنوسکی با فیلماول کارگردانیاش، برخوردی واژگونه ارائه میدهد و تمرکزش را روی موضوع همیشه سنگینِ سوگ قرار میدهد. نقشِ کیج یک سرآشپز بازنشسته است که کسی را که واقعاً دوست داشته از دست داده و خوکِ دوستداشتنی تنها موجود زندهای است که او را به معشوق سابقش پیوند میدهد. بهجای دنبالکردن مسیر خونین و پر از مبارزه مثل جان ویک، Pig توجه را به احساسات قهرمان معطوف میکند.
این فیلم یک قطعهٔ شخصیتی خوشنگارش است، با موسیقی زیبا (الکسیس گراپساس، فیلیپ کلاین) و دیالوگهای بسیار جذاب و فراموشنشدنی که جایگزین سکانسهای اکشنِ موردانتظار میشوند. کیج یکی از ظریفترین اجراهای دوران بازیگریاش را ارائه میدهد و ثابت میکند از بااستعدادترین بازیگران نسل خود است. افسوس که بسیاری او را تنها منبع میمهای هالیوودی میشناسند. الکس ولف هم در نقش جوانی با مسایل پدری عالی ظاهر میشود، هرچند خط فرعی او به اندازهٔ روایت اصلی جذاب نیست و کمی روی ریتم کلی اثر تاثیر میگذارد.
با اینکه انتظار سکانسهای اکشن بیشتری داشتم، نبودشان باعث ناامیدی نشد و برعکس، سورپرایزِ خوشایندی بود. اگر فرصت دارید، دیدن این فیلم را شدیداً توصیه میکنم.
امتیاز: B+
فیلم Pig یک درام و تریلر است. داستان واقعی، اصیل، تأثیرگذار و احساسی است. چنین فیلمهای فردی را «سینما» مینامم؛ سازندههای اصلی صنعت هالیوود. این گونه آثار صرفاً بهخاطر تعلق نداشتن به یک فرنچایز یا استودیوی بزرگ لایق ستایش نیستند.
من عاشق دیدن چنین فیلمهایی هستم، اما در این ژانر تنها چند فیلم هستند که واقعاً مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار دادهاند؛ مثل Joker (۲۰۱۹) و The Pursuit of Happyness. من Pig را دیدم ولی داستانش را حماسی نیافتم. بله، داستان خوب و شایستهای بود، اما همانطور که گفتم در این ژانر فقط چند فیلم میتوانند قلبم را لمس کنند و متأسفانه Pig جزو آنها نبود.
اما... نقشِ نیکلاس کیج در این فیلم فوقالعاده است و شایستگی جایزهٔ اسکار را دارد. تحول شخصیت او بسیار خوب کار شده و بازیاش عالی است. من تنها برای اجرای نیکلاس دیدن این فیلم را پیشنهاد میکنم.
صحنهای که در آن قهرمان با یک شخصیت مشخص در هتل روبهرو میشود فوقالعاده است. قصهٔ احساسی مردی است که با گذشته و از دست دادنهای حالش دستوپنجه نرم میکند. اگر فیلمهای شاعرانه را دوست دارید، این را نیز خواهید پسندید؛ اما این فیلم برای همه نیست.
با حضور نیک کیج، ممکن است فکر کنید با تریلری در همان حالوهوای John Wick روبهرو خواهید شد... و تا حدودی درست فکر میکنید.
این فیلم اولاً درام است و ثانیاً تریلر؛ ما در جستوجوی خوکِ شخصیت اصلی (راب) همراه او میشویم و گذشتهٔ راب و امیر را کشف میکنیم. خشونتِ گرافیکی، خشمِ دیوانهوارِ کیج یا صحنههای غیرمعمول در کار نیست. مثل نقشآفرینی آرنولد شوارتزنگر در Maggie (۲۰۱۵)، اینجا هم کیج را بهعنوان بازیگری خام و ناب میبینیم که این روزها کمتر میبینیم.
با این حال، لحظات کمدی وجود دارد اما بیمزاح و بینمک نیست. این داستان بر احساسات و پیوندهای قهرمان با دیگران بازی میکند. اگر با انتظارِ اکشن و شخصیتی دیوانهوار وارد این فیلم شدهاید، برایتان فیلمِ خوبی نخواهد بود. کارگردانی، داستان و بازیها همگی خوباند. لحن مشخصی در سراسر فیلم حفظ میشود و این اثر، اولین تجربهٔ کارگردانی مایکل سارنوسکی است.
در مجموع... این فیلم چیزی بود که انتظارش را نداشتم و واقعاً خوب بود. شاید برای همه مناسب نباشد، اما برای من قطعاً اثری قابلتوجه بود، بهخصوص آن پایان. بدون هیچ پیشزمینهای تماشایش کنید.
اجرای نیکلاس کیج بسیار درخشان است. داستان در نیمهٔ اول جذاب است و سپس تا حدودی به یک جستوجو بدل میشود.
مدتها منتظر چنین فیلمی از نیکلاس کیج بودیم، و سرانجام فیلمی داریم که به نظر میرسد او در آن تلاش کرده — و این تلاش جواب داده است. او در بیابان با خوک شکارکنندهٔ ترافلش زندگی میکند. منزوی و دورافتاده، تنها ارتباطش با دنیای بیرون وقتی است که با «امیر» (الکس ولف) که قارچها را برای تهیهٔ مایحتاج معاوضه میکند ملاقات میکند. وقتی خوکش ناپدید میشود، راب مصمم و مبتکرانه به دنبال یافتنِ آن میگردد. با پدیدار شدن خطوط فرعی، درمییابیم که شخصیت او فراتر از یک «کارآگاهِ خوکی» است و با توسعهٔ رابطهٔ او با مرد جوانتر، رازِ علتِ تنهاییِ او آشکار میشود. گاهگاهی تلخ، خشن، سوزناک و سرگرمکننده، این فیلم صحنهٔ مناسبی است برای بازیگری که به اصول اولیه بازگشته — دقیقاً — و الکس ولف نیز بهعنوان وسیلهای مناسب برای بیان داستان او عملکرد قابلقبولی دارد. من از پایان ناراضی نبودم، هرچند دقیقاً انتظار آن را هم نداشتم.
بس است.
Pig فیلمِ خوبی است که با پایانش بسیار تقویت میشود — صداقتاً پایان من را غافلگیر کرد. تا آن لحظه چندان درگیر ماجرا نبودم، اما وقتی واقعیت جلوی چشمم نشست، واقعاً احساس سنگینی در معدهام کردم برای رابِ نیکلاس کیج — غیرمنتظره بود!
کیج نمایش قابلتوجهی ارائه میدهد و از اجرای او در طول فیلم لذت بردم. الکس ولف و آدام آرکین نیز در نقشهای خود نکات مثبتی اضافه میکنند. این فیلم ۲۰۲۱ با ریتم مناسب، تصویرپردازی خوب و روایت قابلقبول است. پیشنهاد میشود.
در ظاهر، Pig داستان سادهٔ مردی است که به دنبال خوک گمشدهاش میگردد، اما زیر این لایهٔ اولیه یک مطالعهٔ عمیق و گیرا دربارهٔ عشق و فقدان نهفته است.
در ابتدا راب و امیر بهعنوان شریکان کاری دور از هم شروع میکنند، بدون رابطهای عمیق جز معاملهٔ هفتگیشان. با پیشرفت فیلم، تماشاگر بیشتر با گذشته و انگیزههای هر شخصیت آشنا میشود و ارتباطی نزدیک با هر دو برقرار میشود. بیننده نسبت به راب احساس همدلی میکند و میخواهد او را دوباره با حیوانش ببیند. همزمان، یک رابطهٔ موازی میان تماشاگر و امیر شکل میگیرد؛ از غریبهای دور تبدیل به دوستی قابلاطمینان. برایم جالب بود که هیچ چیز زیادی دربارهٔ راب نمیدانیم؛ او مانند یک راندهشده و تنهاست که عملاً هیچکس او را نمیشناسد، اما او بیش از آن چیزی است که در نگاه اول دیده میشود. آن رمز و راز یکی از قویترین وجوه فیلم است و پاداشش بسیار رضایتبخش است.
نیکلاس کیج در این نقش واقعاً شگفتانگیز است. خطوط گفتاری او در سراسر فیلم کماند چون بسیار محفوظ و بسته است، اما با این حال هر سکانسی را که در آن حضور دارد قبضه میکند. طرز اندیشیدن او نسبت به دیگران و تحلیل موقعیتها بسیار جذبکننده است و مشخص است که با محیط آشنایی عمیقی دارد. این بدان معنا نیست که کیج تمام دامنهٔ تواناییهای بازیگریاش را نمایش نمیدهد؛ صحنههای احساسیاش مسحورکنندهاند. هرگز فکر نمیکردم فیلمی بتواند مرا به خاطر ارتباط یک مرد با یک خوک به گریه وادارد، اما او این کار را بیدردسر انجام میدهد. شیمی بین کیج و الکس ولف فوقالعاده است؛ این دو واقعاً بهعنوان یک جفت تکامل مییابند و تحول رابطهٔشان بسیار باورپذیر و بهخوبی اجرا شده است.
با اینکه فیلم لحظاتی کند دارد، اما در طول ۹۰ دقیقهٔ خود تماشاگر را جذب نگه میدارد. فیلمنامه عالیست و چند پیچش خوب دارد که تماشاگر انتظارش را ندارد. Pig فیلمی فوقالعاده است و هر کسی که کوچکترین علاقهای دارد باید آن را تجربه کند.
امتیاز: 88٪ — عالی
برخی میگویند ریتم برایشان کند است. این فیلم یک «سرود لحنی» مدرن است (با موسیقی متن مناسب) دربارهٔ عشق عمیق و فقدان عمیق. زمان فیلم تنها یک ساعت و نیم است و بعد از تأمل فراوان من میگویم ریتم آن «منظم و مدرن» است، نه «کند». حجم زیادی از اطلاعات در اینجا منتقل میشود و تقریباً هیچکدام از آنها صریح و واضح نیستند.
در مقطعی فکر کردم شخصیتهای فرعی میتوانستند توسعهٔ بیشتری داشته باشند. در بازنگری میبینم جواب منفی است. در واقع همهٔ آنچه باید دربارهٔ فقدان عمیقِ پدر و غمِ پسر نسبت به از دستدادنِ غیرضروریِ هم مادر و هم پدر بدانیم، داده شده است.
چگونگی نقشپذیری همهٔ اینها در همدلی با رابِ داغدیده (نیکلاس کیج) دقیقاً درخشان است. این ممکن است اوج کارنامهٔ کیج باشد.
این گونه سینما همان است که من دوست دارم، در کنار بهترینهایی که دنیا ارائه میدهد، و برایم شگفتآور است که چنین اثری از آمریکا بیرون آمده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران