پس از جنگ اتمی دنیا به سه ناحیه تقسیم شده است.لندن شهری در اقیانوسیه توسط حزبی رهبری می شود که کنترل کاملی بر شهروندانش دارد."وینستون اسمیت" ماموری است که با عشق شدن به "جولیا" مرتکب جرم می شود.آنها سعی کنند از دستگاههای شنود و دوربینهای مراقبت فرار کنند اما در حقیقت کسی نمی تواند فرار کند...
پس از جنگ اتمی دنیا به سه ناحیه تقسیم شده است.لندن شهری در اقیانوسیه توسط حزبی رهبری می شود که کنترل کاملی بر شهروندانش دارد."وینستون اسمیت" ماموری است که با عشق شدن به "جولیا" مرتکب جرم می شود.آنها سعی کنند از دستگاههای شنود و دوربینهای مراقبت فرار کنند اما در حقیقت کسی نمی تواند فرار کند...
فیلم بر اساس رمان پادآرمانی جورج اورول از دههٔ ۱۹۴۰ ساخته شده و همینطور که اورول تعیین کرده بود، در سال ۱۹۸۴ تولید شده است.
اورول که از جنایات اخیر آلمانیها و روسها وحشتزده بود و نگران احتمال تکرار چنین سرنوشتی در انگلستان و آمریکا، تصویری هولناک از مطلقهترین دیکتاتوری کشیده بود و فیلم تا حد زیادی به این تصویر وفادار مانده است. برخی از جزئیات...
فیلم بر اساس رمان پادآرمانی جورج اورول از دههٔ ۱۹۴۰ ساخته شده و همینطور که اورول تعیین کرده بود، در سال ۱۹۸۴ تولید شده است.
اورول که از جنایات اخیر آلمانیها و روسها وحشتزده بود و نگران احتمال تکرار چنین سرنوشتی در انگلستان و آمریکا، تصویری هولناک از مطلقهترین دیکتاتوری کشیده بود و فیلم تا حد زیادی به این تصویر وفادار مانده است. برخی از جزئیات شاخص عبارتاند از:
1) نظارت پیوسته که در اینجا با دوربینهایی که در تلویزیونها مخفی شدهاند اجرا میشود.
2) فرسایش زیرساختها و کالاهای بیکیفیت که نتیجهٔ انحصار حزب بر اقتصاد است.
3) زبانی سیاسی به نام «نیوزپیک» پر از ایهامها و رمزواژههایی که فعالیتهای حکومت را بزک میکنند.
4) نظام سرکوبگر و خشن قانون که حتی شک به افکار ناسازگار میتواند مجازات وحشیانه در پی داشته باشد.
بازیگران اصلی عبارتاند از جان هرت در نقش شورشی شکستخورده، سوزانا همیلتون در نقش معشوقهٔ او، و ریچارد برتون در نقش مقام حکومتی که امیدها بر او بسته میشود. (ریچارد برتون طی تولید فیلم بیمار بود و پیش از اکران درگذشت.)
اگر این روزها احساس بدبینی یا افسردگی میکنید، دیدن این فیلم را توصیه نمیکنم؛ این نوع تخلیهٔ هیجانی کمکی نخواهد کرد. «۱۹۸۴» فیلمی تیره است بر پایهٔ رمانی تاریک که جهانی توتالیتر و خفهکننده را به تصویر میکشد. گرچه در فیلم صرفاً دروغها را تکرار نمیکنند و حتی جزئیات تاریخی را در روزنامهها بازنویسی میکنند، اما شباهت تکاندهنده و هولناکی با اوضاع کنونی دارد.
بازیها بسیار خوبند و کاربرد محدود رنگ هم تأثیرگذار است، اما جاهایی حس میشود جزئیاتی ناقص ماندهاند که شاید در رمان کاملتر توضیح داده شده باشد؛ الآن میخواهم کتاب را بخوانم تا مقایسه کنم، هرچند به نظر میرسد فیلم تا حد زیادی به طرح رمان نزدیک است. دانستن حال جوامع دیگر—بهویژه آنهایی که گفته میشود همپیمان یا دشمن هستند—جالب بود، اما احتمالاً رمان هم فقط به این جهنم مبتنی بر «جرم فکر» میپردازد.
این اقتباس تا حد زیادی وفادار است اگرچه اندکی مختصر شده، اما واقعاً جان هرت است که نسخهٔ فیلم را برجسته میکند. اجرای او در نقش «وینستون»—یک کارمند کمدرآمد در وزارت حقیقت—بسیار تاثیرگذار است؛ او نقش کسی را بازی میکند که به شیوهٔ خود علیه حکومت «برادر بزرگ» شوریده است. هر کاری که مردم انجام میدهند، میگویند یا حتی فکر میکنند، تحت نظارت است و زندگی او در خطر جدی قرار دارد، خطری که پس از آشنایی با «جولیا» (سوزانا همیلتون) و آغاز افکار و اعمال ممنوعه افزایش مییابد. حضور ریچارد برتون از نیمهٔ فیلم به بعد حس میشود؛ لحن دقیق و اجرای سنجیدهاش تهدیدی شکننده و روحفرسا ایجاد میکند. اگرچه نقش او کمحجم است، وقتی دو شخصیت روبهروی هم قرار میگیرند، تعاملشان معنای تازهای از گربهوماهیبازی میسازد. تماشای فیلم از نظر جسمی و روانی سخت و سنگین است؛ استفاده از تصاویر آرشیوی نظامی و سادگی تولید، به فیلم لبهای زمخت و از نظر فلسفی بیرحم میدهد، گویی جامعهای کنترلشده توسط ماشینها، ظالمان و بیتفاوتی را نشان میدهد—دستکم هشتاد سال بعد از نگارش رمان. فیلم سرشار از تلخی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران