ویلی ونکا جوان و فقیر با رویاهای باز کردن مغازه ای در شهری که به شکلات هایش معروف است، متوجه می شود که این صنعت توسط کارتلی از شکلات سازان حریص اداره می شود.
ویلی ونکا جوان و فقیر با رویاهای باز کردن مغازه ای در شهری که به شکلات هایش معروف است، متوجه می شود که این صنعت توسط کارتلی از شکلات سازان حریص اداره می شود.
نامزد ۱ جایزه بفتا — ۶ جایزه کسب کرده و در مجموع ۴۵ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2976
آغازِ فیلم با چند نت از «Pure Imagination» نویدِ آنچه در پیش است را میدهد و در مجموع نمایش قدرتمندی است از مردی جذاب و کاریزماتیک که نقش شکلاتسازِ عنوان فیلم را بازی میکند. ونکا وارد شهری میشود که تحت سلطهٔ کارتل شکلات است و کسانی آنجا دست به هر کاری میزنند تا مانع دستیابی او به رؤیا و هدفش شوند. رؤیای او؟ از کودکی...
آغازِ فیلم با چند نت از «Pure Imagination» نویدِ آنچه در پیش است را میدهد و در مجموع نمایش قدرتمندی است از مردی جذاب و کاریزماتیک که نقش شکلاتسازِ عنوان فیلم را بازی میکند. ونکا وارد شهری میشود که تحت سلطهٔ کارتل شکلات است و کسانی آنجا دست به هر کاری میزنند تا مانع دستیابی او به رؤیا و هدفش شوند. رؤیای او؟ از کودکی میخواسته مانند مادرش (با بازی سالی هاوکینز) شکلات بسازد. برای این کار نیاز به فروشگاه دارد و تا وقتی هیچ سکهٔ نقرهای در دست ندارد، امکانپذیر نیست. فصل زمستان است و اولویت اولش جایی برای خوابیدن است. خوشبختانه (یا نه؟) «بلیچر» (تام دیویس) او را روی نیمکتی سرد پیدا میکند و به آغوش پذیرای «خانم اسکرابیت» (اولیویا کلمن) میسپارد؛ کسی که شب را برایش جا فراهم میکند اما خیلی زود روشن میشود که این تخت در برابر بردگیِ خدماتِ خشکشویی است. با این حال او مبتکر است و هدفش را از دست نمیدهد؛ بنابراین همراهِ همسلولیاش «نودل» (کالاه لین) و حسابدار «اباکوس کرانچ» (جیم کارتر) نقشهای میکشند تا مردم را به شیرینیهای جوانِ داستان معتاد کنند، مثلث شرّیِ ترشکتوزان را سرنگون سازند و در عین حال اسکرابیت و بلیچر هم پاسخ کارشان را بگیرند. در همین حال ونکا با مشکل دیگری روبهرو میشود: کسی دارد محصولاتش را میدزدد! یک تلهٔ پیچیده و یک شیشه بزرگ، ما را با یک اومپا-لومپا کوچک (هیو گرانت) آشنا میکند که انگار بیش از حد زیر سولاریوم بوده. با داشتن بدهی، این دو به اتحاد تن میدهند که — خب، نتیجهاش را همه میدانیم. شاید کمی بیش از حد طراحیشده باشد و ترانههای اوریجینال چندان در ذهن نماند، اما فیلم کند پیش نمیرود و هیچ شکی نیست که شالامه از بازیاش لذت میبرد؛ لذت او کمی واگیر دارد و به یک پایانبندی میرسیم که فوندویِ فیلم را تا حد خندهداری بزرگ میکند... فیلم از بازیگران گروهیِ قوی و هماهنگ بهره میبرد و گرچه شاید کمی طولانی بهنظر برسد، من از آن لذت بردم.
از تجربهام لذت بردم! این «ونکا»ی ۲۰۲۳ بسیار خوب است؛ داستانی اصیل بر پایهٔ رمان رولد دال است، نه اقتباسی مستقیم مانند نسخههای ۱۹۷۱ و ۲۰۰۵. شاید به همان اندازهٔ آن فیلمها برایم جذاب نباشد، اما قدردان راه متفاوتی هستم که اینجا انتخاب شده و نتیجه هم دلپذیر است. تیموتی شالامه اجرای قدرتمندی در نقش اصلی دارد. بازیگران همراه او سرگرمکنندهاند؛ از کالاه لین و کیگان-مایکل کی تا مثلث پاترسون جوزف، مت لوکاس و متیو بینتون — رقص سهتاییِ این سه برای رئیس پلیس در ابتدای فیلم بامزه است. المانهای موسیقی در کل محکماند. تام دیویس و اولیویا کلمن هم جالباند. شخصیتهایی که بعد از لین معرفی میشوند میتوانستند خیلی زننده باشند، اما خوشبختانه اینطور نیست — نویسندگی، نمایش و انتخاب بازیگران در این بخش خوب انجام شده. یکی که هنوز نام نبردهام، هیو گرانت است در نقش «لوفتی» یک اومپا-لومپا؛ او عالیست، حتی اگر بخشهای خوب اجراهایش در تریلرها نشان داده شده باشد. در کل این فیلم موفق است و شایستهٔ تحسین است.
پال کینگ توانسته تصویری شاد، سرگرمکننده و بصری چشمنواز از منشاء ویلّی ونکا بسازد؛ بازیگران با تعهد، طنز فراوان و دستاوردهای فنی رنگارنگ و جذاب در اختیار فیلماند. با وجودِ روایتی قابلپیشبینی و فرمولیک که شاید همان خلاقیتِ سایر بخشهای فیلمسازی را نداشته باشد، تماشای فیلم تجربهای شیرین، هماهنگ و رضایتبخش است که ارزش دیدن روی پردهٔ بزرگ را دارد. (امتیاز: B+)
لذتی شیرین برای تمامِ گروههای سنی — «ونکا» تجربهای دلپذیر و مناسبِ همه است. از همان آغاز، فیلم ما را به سفری خیالانگیز در جهان کارخانهٔ شکلات میبرد؛ جلوههای بصری و دقتِ طراحی چشمنوازند و خلاقیتِ صحنهها تحسینبرانگیز است. فیلم توازنی دقیق بین نوستالژیِ آشنایان با قصه و چرخشِ مدرن و تازهای که داستان را جذاب نگه میدارد برقرار میکند. شخصیتها دوستداشتنیاند و انتخاب بازیگران مناسب است؛ تیموتی شالامه انرژی تازهای به ونکا میآورد و اجرای او هم دلنشین و هم سرگرمکننده است. تلفیق جلوههای CGI و افکتهای عملی یکپارچه است و تیم جلوههای بصری کار درستی انجام دادهاند تا جهانی همزمان جادویی و باورپذیر بسازند. «ونکا» تنها دیدنی نیست، بلکه پیامِ گرمی دربارهٔ اهمیت خیالپردازی، خلاقیت و لذتِ تجربههای اشتراکی هم دارد؛ فیلمی مناسبِ وقتِ خانواده که میتوان آن را با خیال راحت به دیگران توصیه کرد.
متأسفانه این فیلم در عینِ داشتن پتانسیلِ فراوان، تا حدی ناکام میخورد. ایدهٔ پیشدرآمد با جذابیت و شوخطبعیِ رولد دال همراستاست و اجرای تیموتی شالامه درخشان است. بازیگران فرعی مثل کیگان مایکل کی، پاترسون جوزف، هیو گرانت، اولیویا کلمن و جیم کارتر هم در بهترین حالتاند. اما عملکرد یک بازیگر تازهکار به نام کالاه لین، در نقش نودل، بهشدت ضعیف است و فیلمی که میتوانست یک پیشدرآمد کلاسیک برای اثرِ دال باشد را تضعیف میکند. بازیِ او فاقد احساس و تعامل لازم است؛ دیالوگها را بیروح میگوید و توجهی به بازی دیگران ندارد. همین باعث میشود که نوشته و انگیزههای داستان کمارزش بهنظر برسند و تماشاگر علاقهٔ خود را نسبت به شخصیت نودل از دست بدهد. مسئولیت این انتخاب نخست بر دوشِ انتخابکنندهٔ بازیگران (نینا گلد) و نیز کارگردان پال کینگ است؛ تصمیم به گذاشتنِ این بازیگر در نقش کلیدی، ضربهای جدی به فیلم و در ادامه به اعتبار داستانسرایی رولد دال زده است.
بعد از این همه سال ممکن است بسیاری نسخهٔ کلاسیکِ موزیکالِ ۱۹۷۱ را دیده باشند؛ خودم هم در ابتدا وقتی از ساخت این فیلم جدید خبر دار شدم نگران بودم. چقدر اشتباه کردم — تیموتی شالامه در نقش ویلّی ونکا بهخوبی یادِ ونکای اصلی را زنده میکند و سکانسهای موزیکال و رقص نیز بد نیستند. برای کسانی که نسخهٔ قدیمی را میشناسند، این فیلم آغازِ زندگیِ ونکا بهعنوان شکلاتساز را نشان میدهد و بسیاری از خلأهای داستانی نسخهٔ اصلی را پر میکند — اگرچه نه همهشان، مثلاً آن شخصیت و رابطهٔ بعدی با اومپا-لومپاها. فیلم خوشساخت و دلپذیر است؛ هر شخصیت کوچک سهم و پیشزمینهٔ مختص خود را دارد و داستانی مناسب خانواده است که جادو و شگفتیِ نسخهٔ اصلی را حفظ میکند. بهطور کلی فیلم امتیازِ ۷.۷ از ۱۰ (یا B+) میگیرد.
اجرای ظریف ولی پراحساسِ تیموتی شالامه از یک ونکای جوان کمک میکند تا فضای نسبتاً غمانگیزِ این پیشدرآمد را متعادل کند. ونکا کاراکتری مرموز و پرزرقوبرق است که با خیالِ دوران کودکی از خشونت واقعیت فاصله گرفته، و این با حالتهای صورتِ ظریفِ شالامه همخوانی دارد. نتهای نوستالژیک و شوخطبعانه فیلم آن را دلنشین میکنند — برای من ۱۰ از ۱۰ بود! همچنین موسیقی فیلم چیزی فراتر است؛ افکتهای صوتی و طنزِ ظریف تقریباً در هر ترانه و در پسزمینه حضور دارند و خودِ موسیقی ارزش تماشای مجدد را به فیلم میدهد.
این قطعاً بهترین فیلمِ «ونکا» است؛ صحنههای زیادی هیجانانگیز دارد که من از آنها لذت بردم.
فیلم از آغاز تا پایان واقعاً شگفتانگیز است. تمرکز آن بر داستانی جذاب است بدون دنبال کردن مقاصد سیاسی یا بزرگنماییهای غیرضروری؛ این امر باعث شده روایتِ فیلم تأثیرگذار و بازیگران و موسیقی برجستهٔ آن بیشتر به چشم آیند. فیلم بعد عاطفیِ ونکا — از تروماهای کودکی تا آرزوهایش برای موفقیت — را واقعبینانه نشان میدهد و انگیزهٔ او برای داشتنِ کارخانهٔ شکلات را آشکار میسازد؛ نکتهای که در اقتباسهای پیشین آنگونه بررسی نشده بود. موسیقی در کنار داستان قرار میگیرد و آن را تحتالشعاع قرار نمیدهد؛ ترانهٔ شاخصی که شالامه در انتهای فیلم میخواند نوستالژیک و گویا میراث ونکا را بهخوبی منتقل میکند. توصیهام این است که فیلم را روی پردهٔ بزرگ ببینید تا تجربهٔ کامل آن را داشته باشید.
فیلم بدون جنجالِ اضافی کار میکند. تلاش نمیکند هر لحظه وجود خودش را توجیه کند یا با خاطرات قبلی از شخصیت رقابت کند؛ راهِ دیگری میرود و این سبکی خودآگاه و سبک را میطلبد که قابل تحسین است. تقریباً از همان ابتدا سرگرمکننده است، با ریتمی که خستهکننده نمیشود و طنزی که بهراحتی مینشیند. همهچیز همیشه کامل نیست اما فیلم بهندرت گیر میکند. حسِ یک نمایشِ خوبِ هماهنگ و محصولِ حسابشده وجود دارد؛ هر قطعه میداند نقشِ خودش چیست. از لحاظ بصری محتوای کار بسیار پرداختشده است؛ طراحی صحنه شاداب، رنگی و دقیق است بدون اینکه بهکلی اشباع شود. گاهی نزدیک میشود که بیش از حد شیرین شود، اما معمولاً بهموقع متوقف میشود. چینش صحنهها تا حدی کلاسیک است، تقریباً شبیه موزیکالهای گذشته، و این انتخاب تعیینکنندهٔ لحن کلی است: فیلمی که از مهربانبودن نمیترسد. تیموتی شالامه فیلم را با اجرایی که قصد تقلید یا رقابت با کسی ندارد نگه میدارد؛ همیشه جذابیت لازم را برای برتری دادن به صحنهها ندارد، اما حضوری ثابت و پایدار دارد که روایت را سرِ پا نگه میدارد. فیلم وقتی بهتر عمل میکند که او کمی آرامتر باشد و اجازه دهد شخصیت نفس بکشد، نه زمانی که افراط در نمایشش دارد. نقطهٔ ضعفِ فیلم در احساس ضرورتِ داستانی است؛ گاهی انگار داستان بیشتر از روی اینرسی جلو میرود تا از روی فوریت واقعی. این آزاردهنده نیست اما اثری عمیق بر جای نمیگذارد. بهطور کلی، پیشنهادی دوستداشتنی، خوب ساختهشده و صادق با هدفش است؛ گاهی جذاب، گاهی پیشبینیپذیر، اما همیشه خوشایند — یک «شیرینیِ» صحیح که شاید بهیادماندنی نباشد اما بهراحتی قابلِ مصرف است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران