شش دوست صمیمی به صورت هفتگی ویدئویی با یکدیگر تماس می گیرند و هر کدام برنامه ای اجرا می کنند. حالا نوبت هالی است که یک فعالیت را برگزار کند. اما او به جای مسابقه ، یک جلسه ی احضار روح برگزار می کند و…
شش دوست صمیمی به صورت هفتگی ویدئویی با یکدیگر تماس می گیرند و هر کدام برنامه ای اجرا می کنند. حالا نوبت هالی است که یک فعالیت را برگزار کند. اما او به جای مسابقه ، یک جلسه ی احضار روح برگزار می کند و…
در مورد «Host» ابتدا مردد بودم. زوم در دوران پاندمی بسیار محبوب شد، اما این به آن معنا نیست که مردم عطش دیدن فیلمهایی دربارهی دیگران که از زوم استفاده میکنند را داشته باشند. با این حال باید اعتراف کنم که «هاست» کمکم مرا تسخیر کرد.
فیلم اصلاً بینقص نیست؛ شخصیتها مدت زمان بسیار طولانیتری از آنچه یک آدم عاقل انجام میدهد، در جلسات زوم باقی...
در مورد «Host» ابتدا مردد بودم. زوم در دوران پاندمی بسیار محبوب شد، اما این به آن معنا نیست که مردم عطش دیدن فیلمهایی دربارهی دیگران که از زوم استفاده میکنند را داشته باشند. با این حال باید اعتراف کنم که «هاست» کمکم مرا تسخیر کرد.
فیلم اصلاً بینقص نیست؛ شخصیتها مدت زمان بسیار طولانیتری از آنچه یک آدم عاقل انجام میدهد، در جلسات زوم باقی میمانند، با توجه به اتفاقاتی که برایشان میافتد. نهتنها زمان نامتناسبی را جلوی صفحهنمایش میگذرانند، بلکه در معدود دفعاتی که به جای دیگری میروند—که هرگز خیلی دور نیست—حتماً لپتاپهایشان را با خود میبرند (یکی از آنها حتی با کشیدن کامپیوترش به زمین میافتد و دستگاه طوری روی زمین مینشیند که دقیقاً بتواند ادامهی صحنه را دنبال کند).
این واکنشها طرز رفتار آدمهای واقعی نیست؛ این رفتار شخصیتهای یک فیلمنامه است. میفهمم که صفحهنمایشهایشان پنجرهی ما به دنیای آنها هستند و بدون آنها در تاریکی میماندیم، اما پذیرفتن وجود همیشگی و کامل یک دوربین ویدئویی برایم دشوارتر از باور کردن یک روح خبیث است.
با این توضیحات، برویم سراغ نکات خوب. این فیلم ریتم بسیار خوبی دارد. راب ساویج، کارگردان و یکی از نویسندگان، کاملاً آگاه است که چنین فرضیهای در درازمدت پایدار نیست، اما عجله هم نمیکند.
با مدتزمان ۵۶ دقیقه، فیلم کوتاهمدت است و از کسالت جلوگیری میکند، اما در عین حال بهاندازهی کافی صبور است تا وقت بگذارد و شخصیتهایش را معرفی کند. آیا احساس میکنیم آنها را از همیشه میشناسیم؟ قطعاً نه، اما پنج شخصیت اصلی هرکدام بهعنوان فردی متمایز با شخصیت مشخصی ظاهر میشوند.
علاوه بر این، «هاست» از افکتهای عملی مؤثر و ترسهای واقعی برخوردار است؛ صندلیای که با نشستن شخص حرکت میکند مرا یاد «پلترگایست» انداخت، قدمهایی که روی آرد ریختهشده ظاهر میشوند را دوست داشتم، بطریای که پرتاب میشود و روی سر یکی از شخصیتها میخورد، لحظهای که یکی از آنها ملافهای را به هوا پرتاب میکند و ملافه بهجای افتادن روی زمین به شکل یک بدن انسانی آویزان میماند، و در نهایت آخرین نما درست قبل از تمام شدن باتری کامپیوتر (یک حادثهی دیگر هم هست که ترجیح میدهم فاش نکنم، به این امید که برای تماشاگران آینده همان تأثیر را داشته باشد که برای من داشت).
بهطور کلی، چنین فیلمهایی معمولاً در زمینهی پرداخت شخصیتها و جلوههای ویژه ضعیف عمل میکنند. «هاست» به ما آدمهایی واقعی میدهد و آنها را با پدیدههایی احاطه میکند که بهطور قانعکنندهای این آدمها را قربانی نشان میدهد؛ بدون افکتهای واقعی هرگز باور نمیکردیم این افراد واقعاً در خطر هستند، اما بیشترین سهم به بازیها بازمیگردد. اگر بازیگران زن قادر به ایجاد همدلی نبودند، برایم فرقی نمیکرد که آنها همانجا بمانند یا لپتاپهایشان را با خود ببرند، اما آنها این همدلی را ایجاد میکنند و من هم تحت تأثیر قرار گرفتم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران