آیا کسی «هاگتها» را به یاد دارد؟ به نظرم ژاک تاتی هم زمانی که «آقای هولو» را چند سال پس از تجربهٔ کمپ تعطیلات آنها به سفر فرستاد، شوخیهای مشابهی در سر داشت. برخلاف آنها، «هولو» ساحل را بهعنوان زمینهای برای نمایش بازیهای خشک و اسلپاستیک خود دارد؛ ورودش به یک تعطیلاتگاه پیش از آن آرام، به همان اندازه موجب هرجومرج و خرابکاری میشود. از...
آیا کسی «هاگتها» را به یاد دارد؟ به نظرم ژاک تاتی هم زمانی که «آقای هولو» را چند سال پس از تجربهٔ کمپ تعطیلات آنها به سفر فرستاد، شوخیهای مشابهی در سر داشت. برخلاف آنها، «هولو» ساحل را بهعنوان زمینهای برای نمایش بازیهای خشک و اسلپاستیک خود دارد؛ ورودش به یک تعطیلاتگاه پیش از آن آرام، به همان اندازه موجب هرجومرج و خرابکاری میشود. از همان ابتدا، با آن ماشین فرسوده ولی پرزرقوبرقش، معلوم است که این فیلم سرشار از فجایع کمیک خواهد بود و همانطور که انتظار میرود هم چنین است. شیوهٔ منحصربهفردش در بازی تنیس باعث تعجب و بالا رفتن ابروها میشود و آدم ناخودآگاه میپرسد آیا «مارتین» (ناتالی پاسکو) واقعاً میداند با چه چیزی روبهرو شده است. بیشتر شوخیها از دور هم قابلپیشبینیاند، اما به لطف اجرای دلپسند و شخصیتپردازیهای قویِ تاتی و جمع بزرگی از بازیگران فرعی که واقعاً حس آدمهای محلی را دارند و واکنشهای محلی نسبت به نابسامانیهای او نشان میدهند، هنوز کار میکنند. هرچند نه بهصورت سیرکوار، جلوههای صوتی نقش زیادی در اینجا ایفا میکنند و گاهی جای دیالوگ را میگیرند؛ دیالوگها وقتی لازم است حضور دارند، اما مثل فیلمهای اولیهٔ چاپلین غالب نیستند. روایت فیلم هم روانتر است؛ تنها یک دنبالهٔ نقطهبهنقطه نیست، بلکه مجموعهای از زیرماجراهای همپوشان است که همهشان موفق نیستند اما بیشترشان بهخوبی جواب میدهند. مانند همتایان بریتانیاییِ محتاطترِ او در اواخر دههٔ ۱۹۴۰، تاتی به نظر میرسد که فضیلتِ لذتِ سینمایی را ستایش میکند: تفریح برای همان لذتِ صرف ــ و این حسِ مفرح برای چند ساعت پر از بدبیاریهای خندهدار کاملاً مسری است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران