کاپیتان نیروی دریایی سلطنتی "ونورت" هشت سال قبل در خواستگاری از "آنه" دختر یک بارون جواب رد می شنود. او به املاک کنار دریای سابق آنها باز می گردد. در آنجا با عشق سابق خود روبرو می شود و ...
کاپیتان نیروی دریایی سلطنتی "ونورت" هشت سال قبل در خواستگاری از "آنه" دختر یک بارون جواب رد می شنود. او به املاک کنار دریای سابق آنها باز می گردد. در آنجا با عشق سابق خود روبرو می شود و ...
نامزد دریافت ۱ جایزه بفتا؛ ۳ جایزه و در مجموع ۵ نامزدی
ممکن است بپرسید چرا باید این نسخه از رمان «اقناع» جِین آستِن را تماشا کنید؟ اجازه دهید توضیح بدهم.
تقریباً همه نسخههای فیلمی آثار آستِن را دارم و در هرکدام نقاط قوت و ضعف متفاوتی میبینم، اما مثل برخیها آنها را بهخاطر فاصله گرفتن از کتابها کاملاً رد نمیکنم. خودم در اوقات فراغت رمان مینویسم و اگر روزی یکی از آثارم فیلم شود، از تغییراتی که...
ممکن است بپرسید چرا باید این نسخه از رمان «اقناع» جِین آستِن را تماشا کنید؟ اجازه دهید توضیح بدهم.
تقریباً همه نسخههای فیلمی آثار آستِن را دارم و در هرکدام نقاط قوت و ضعف متفاوتی میبینم، اما مثل برخیها آنها را بهخاطر فاصله گرفتن از کتابها کاملاً رد نمیکنم. خودم در اوقات فراغت رمان مینویسم و اگر روزی یکی از آثارم فیلم شود، از تغییراتی که برای اقتباس لازم است آزرده نخواهم شد؛ کتاب و فیلم روشها و نیازهای متفاوتی برای روایت دارند. با این حال، این برداشتِ «اقناع» را خیلی دوست دارم.
قدردانم که تولیدات بریتانیایی معمولاً لزوماً سراغ زیباترین یا جذابترین بازیگران برای نقشهای اصلی نمیروند، برخلاف بسیاری از تولیدات آمریکایی. سالی هاوکینز هرگز زشت نیست، اما در برخی سکانسها—مثل وقتی میگرید—چیزی از خودِ ساده و خاکی نشان میدهد. خواندم نقدی درباره زل زدن بازیگران به دوربین، ولی به نظرم سالی در همین نگاهها استادانه عمل میکند؛ مثلاً در صحنه نخست یا همان صحنهِ گریه که اشاره کردم. تغییرات حالات چهرهاش گاهی بسیار دراماتیک و گاهی ظریف اما مؤثر است. بهطور کلی بازیها از پدر متکبر و پُرافاده تا شخصیتهای فرعی متعدد عالیاند.
در مورد پایان کمی سردرگم شدم؛ تلاش میکنم برای کسانی که هنوز تصمیم نگرفتهاند لو ندهم، اما پایان فیلم با کتاب تفاوت دارد—که همانطور گفتم برایم ذاتاً مشکلساز نیست. در این نسخه سازندگان خواستهاند صحنه نهایی پرتنشتر شود که قابلقبول است، اما نکتهای که برایم عجیب بود این است که آنه چند ثانیه پس از مردی از در بیرون میآید، اما هیچ اثری از او در خیابان نیست و آنه به دنبال او میدود. کافی بود زمان خروج او کمی تأخیر میداشت تا هنگام قدمزدن در خیابان منطقی باشد که کسی دیده نشود. این ایراد کوچک را میبخشم؛ شاید نتیجه چالشی در اتاق تدوین بوده. همچنین در آن صحنه او را از بالا نشان دادهاند که زاویهای نامأنوس پدید آورده—از آن زمان این تکنیک را بیشتر دیدهام، شاید سبک جدیدی باشد.
موسیقی مارتین فیپس هم فوقالعاده، حالوهوادار و پُرعمق است. عجیب اینکه تا آخرین بررسیام موسیقی متن منتشر نشده بود؛ نزدیکترین چیزی که یافتم یک اثر صوتی بود که شباهتی به تم اصلی فیلم داشت، هرچند قطعاً همان قطعه نبود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران