خشمِ قفس!
«زن در قفس» به کارگردانی والتر گرومن و نویسندگی لوتر دیویس ساخته شده و بازیگرانی چون اولیویا دو هاویلند، جف کوری، جیمز کان، آن ساذرن، جنیفر بیلینگسلی و رافائل کامپوس در آن حضور دارند. موسیقی اثر از پل گلس و فیلمبرداری از لی گارمز است.
اگر نقدهای این فیلم را جستجو کنید، اغلب از واژگانی مانند کالت، کمپ، شلَک و غیره استفاده میشود؛ در نهایت...
خشمِ قفس!
«زن در قفس» به کارگردانی والتر گرومن و نویسندگی لوتر دیویس ساخته شده و بازیگرانی چون اولیویا دو هاویلند، جف کوری، جیمز کان، آن ساذرن، جنیفر بیلینگسلی و رافائل کامپوس در آن حضور دارند. موسیقی اثر از پل گلس و فیلمبرداری از لی گارمز است.
اگر نقدهای این فیلم را جستجو کنید، اغلب از واژگانی مانند کالت، کمپ، شلَک و غیره استفاده میشود؛ در نهایت «زن در قفس» فیلمی است که هرکس میتواند دلایل دوست داشتن یا نفرت از آن را بفهمد. یک اثر کلاسیکِ مخاطبپسند و شلَک برای یکی، برای دیگری اثری خستهکننده و با بازیهای اغراقآمیز است. من خودم بیشتر در گروه دوم قرار دارم.
فیلم آنقدر خوب آغاز میشود: لوگوی پارامونت با خطوطِ قفس، موسیقی ناهنجار، سگی مرده در جاده و تیتراژ افتتاحیهٔ فوقالعاده که با برشهای تند و بیپرده ادامه پیدا میکند. سپس داستان زنِ ثروتمندی به نام کورنلیا هیلیارد را معرفی میکند که در قفسِ آسانسور خانهاش گیر کرده (او در حال بهبودی از شکستگی مفصل ران است). وقتی تنهاست، مجبور به استفاده از سامانهٔ هشدار میشود و اینگونه جمعیتی از شخصیتهای نامطلوب و بیثبات وارد خانه شده و هم خانه و هم خودش را آزار میدهند.
پیام تاریک فیلم آنقدر دستوپاگیر و پررنگ ارائه شده که در نهایت زمخت و زننده میشود و عنصر شوک را از بین میبرد. از میانهٔ فیلم به بعد، بازیکردن اغراقآمیز همه—حتی دو هاویلند که زمانی فوقالعاده بود—تقریباً غیرقابل تحمل میشود. بخش زیادی از فیلم مضحک مینماید؛ در حالی که قرار است احساس تنفر نسبت به پلیدیهای بشر ایجاد شود، بیننده به جای آن مشغول بررسی ناممکنیها و غیرواقعی بودن ماجراها میشود. مثلاً صحنهای هست که کورنلیا میتوانست بهسادگی شکنجهگر اصلی را از قفس بیرون کند، اما فیلمنامه که بیش از حد پیچیده شده، میخواهد پیش از رسیدن به پایان، تعداد بیشتری از خُلقیات آبنرفتهٔ انسانی را نمایش دهد.
حتی دو شخصیت در داستان—که یکی از آنها نقش کلیدی دارد—سرنوشتشان هرگز روشن نمیشود؛ نه بهعنوان یک پایانِ معماگونهٔ هوشمندانه، بلکه بهخاطر تنبلی و نوعی نویسندگی ناشیانه. با این حال فیلم در ایجاد آن حس ناخوشایند موفق است—هم بهعنوان بازتابی از وضع بشر و هم بهعنوان نمونهای از فیلمسازی ضعیف—طوری که آدم را تا پایان نگاه میدارد. شاید از این نظر وظیفهاش را انجام داده باشد؛ اما واقعاً این بیننده شخصاً اصلاً آن را توصیه نمیکند. 5/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران