بوچ کسیدی” در بولیوی برای نگه داری و محافظت از خانه خود در تلاش است و یک پسر بی سرپرست را پیش خود نگه می دارد. از او یک دزد حرفه ای می سازد. انها یک باند دو نفره هستند که به گروهای دیگر…
بوچ کسیدی” در بولیوی برای نگه داری و محافظت از خانه خود در تلاش است و یک پسر بی سرپرست را پیش خود نگه می دارد. از او یک دزد حرفه ای می سازد. انها یک باند دو نفره هستند که به گروهای دیگر…
«هیچ گوری جثهام را نگه نمیدارد.»
«بلکتورن» به کارگردانی ماتئو ژیل و نویسندگی میگل بارّوس ساخته شده و با بازی سم شپرد، ادواردو نوریگا، استیفن ری، ماگالی سولیه، نیکولاج کاستر-والداو، پادریک دلینی و دومینیک مکایلیگات همراه است. موسیقی اثر از لوسیو گودوی و فیلمبرداری از خوان رویز آنچیا است.
روایت با این فرض آغاز میشود که بوچ کسیدی و ساندنس کید در سال ۱۹۰۸ بهدست ارتش بولیوی...
«هیچ گوری جثهام را نگه نمیدارد.»
«بلکتورن» به کارگردانی ماتئو ژیل و نویسندگی میگل بارّوس ساخته شده و با بازی سم شپرد، ادواردو نوریگا، استیفن ری، ماگالی سولیه، نیکولاج کاستر-والداو، پادریک دلینی و دومینیک مکایلیگات همراه است. موسیقی اثر از لوسیو گودوی و فیلمبرداری از خوان رویز آنچیا است.
روایت با این فرض آغاز میشود که بوچ کسیدی و ساندنس کید در سال ۱۹۰۸ بهدست ارتش بولیوی کشته شدهاند. اما در این فیلم مشخص میشود که بوچ کسیدی بیست سال پس از آن واقعه، زنده است و با نام جیمز بلکتورن در دهکدهای دورافتاده در بولیوی زندگی میکند. ایدهای دوستداشتنی — اینکه یکی از مشهورترین قانونشکنان تاریخ، طول عمری فراتر از آنچه تاریخ گفته داشته — گرچه ایدهای نامعمول است، اما زمینهساز ساخت فیلمی شاعرانه و اندیشناک میشود که ما را همراه کسیدیِ سالخوردهای میکند که بار دیگر وارد ماجرایی تازه میشود.
ماجرا او را همراه با ادواردوی شوخطبع آپوداکا میکند؛ کسی که ابتدا تلاش میکند بلکتورن/کسیدی را دزدیده و سپس پیشنهاد بازپرداخت بدهد با پول غنیمتی پنهانشده از دزدیای پیشین. آنها راه میافتند و بهزودی گروهی تعقیبشان میکند؛ همین تعقیب و گریز، جرقهای از شوق را بار دیگر در چشمان کسیدی روشن میکند. با این حال همهچیز آنطور که بهنظر میرسد نیست و با بازگشتهای زمانی به اوج جوانیِ بوچ و ساندنس (نقش جوان کسیدی با بازی کاستر-والداو انتخابی درخشان از نظر شباهت به شپرد است)، و نقشآفرینی پرانرژی اِتا پلیس، داستانی کامل و حسابشدهتر شکل میگیرد.
فیلم تا حد زیادی کمشتاب و محترم نسبت به هنر روایت است و با نقشآفرینیِ محوری قابلتوجهی مواجهیم—سم شپرد فوقالعاده است و عمق شخصیت را خوب درمییابد. فیلم گهگاه با صحنههای تعقیب و گریز و حتی طنزهای مختصر و خطوطی از مردانگی و رمانتیک هم درمیآمیزد، اما هستهاش اندوهناک و تأملبرانگیز است که به نفع اثر تمام میشود. از نظر تصویر، این یکی از زیباترین و چشمنوازترین وسترنهای معاصر است: تصویربرداری عمدتاً در لوکیشنهای بولیوی انجام شده و چشماندازها—چه رشتهکوهها و چه دشتهای نمکی تیز و صاف—بسیار چشمگیرند؛ انگار شکوه زمینِ خدا با مهارت آنچیا به تصویر کشیده شده است. موسیقی گودوی نیز بهخوبی با جریان لحن روایت همراستا است.
البته فیلم نکات کلیشهایای هم دارد؛ استیفن ری تا حدی مغفول مانده و برخی ممکن است سادگی داستان را نقد کنند، اما کلیت اثر متفکرانه است و عشق به ژانر وسترن را در خود دارد. در عین حال، هرچند سم شپرد و تصویربرداری فیلم ارزش تجربه را بالا میبرند، تبدیل ایدههای خوبِ فردی به یک ترکیب منسجمتر در اجرای نهایی ناکام مانده: روایت فیلم در جاهایی کُند و خستهکننده میشود و نقش ادواردو نوریگا را میتوان ضعیفتر از ظرفیت او دانست؛ بهطور کلی کارگردانی نتوانسته وعدههای خوبِ عناصر مختلف را به یک ترکیب بهتر تبدیل کند.
۸/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران