یک پری دریایی جوان با یک جادوگر دریایی معامله می کند تا صدای زیبایش را با پاهای انسان عوض کند تا بتواند دنیای بالای آب را کشف کند و شاهزاده ای را تحت تاثیر قرار دهد.
یک پری دریایی جوان با یک جادوگر دریایی معامله می کند تا صدای زیبایش را با پاهای انسان عوض کند تا بتواند دنیای بالای آب را کشف کند و شاهزاده ای را تحت تاثیر قرار دهد.
هالی بیلی اجرا بسیار خوبی داشت؛ پر از کاریزما و شور و با صدای تحسینبرانگیزی. در برخی لحظات تماشاگران از هیجان دست میزدند و من از دیدن اجرای اولین ترانهاش اشکی ریختم.
من طرفدار موج بازسازیها و لایو اکشنها نیستم، اما این فیلم چیزی بود که نمیتوانستم از دست بدهم. یکی از کلاسیکهای موردعلاقهام بازخوانی شده و نتیجه چشمگیر، پرزرقوبرق، بامزه و هیجانانگیز است؛ همه چیزهایی...
هالی بیلی اجرا بسیار خوبی داشت؛ پر از کاریزما و شور و با صدای تحسینبرانگیزی. در برخی لحظات تماشاگران از هیجان دست میزدند و من از دیدن اجرای اولین ترانهاش اشکی ریختم.
من طرفدار موج بازسازیها و لایو اکشنها نیستم، اما این فیلم چیزی بود که نمیتوانستم از دست بدهم. یکی از کلاسیکهای موردعلاقهام بازخوانی شده و نتیجه چشمگیر، پرزرقوبرق، بامزه و هیجانانگیز است؛ همه چیزهایی را که دوست دارم دارد. اولش نسبت به انتخاب بازیگران و طراحی شخصیتها (بهویژه گریم اورسولا) شک داشتم، اما بازیگران کاریزمای زیادی دارند و نتیجه نهایی محکم و سرگرمکننده است.
آلن منکن و هاوارد اشمن آثار برجستهای ساختهاند؛ «پری دریایی کوچولو» و «فروشگاه کوچک وحشت» از آثار محبوب مناند. شعرها و آرایشهای موسیقاییشان برایم مو به تن سیخ میکند.
خلاصه داستان: آریل (هالی بیلی) همیشه آرزو داشته با انسانها دیدار کند، ولی پدر خردمندش، تریتون (خاویر باردم)، این ملاقات را ممنوع کرده است. او بیتوجه به این ممنوعیت شاهد تندبادی است که شاهزاده جوان اریک (جونا هاور-کینگ) را به آب میاندازد. آریل خود را به آب میزند تا او را نجات دهد و او را روی ساحل به مردمش میسپارد — و همینجا هر دو عاشق هم میشوند! وقتی پدر از کار او مطلع میشود، عصبانی شده و دخترش را به دام ساحره دریایی شرور اورسولا (ملیسا مککارتی) میافکند که پیشنهادی میدهد: سه روز روی خشکی برای بهدست آوردن بوسه عشق حقیقی، یا یک عمر خدمت به او. اما شرط این معامله این است که آریل صدای زیبایش را از دست میدهد و ساکت میشود. ترکیبی از جادو، فریب و تصادف او را به شاهزاده نزدیک میکند، ماجراهایی با او میگذراند و بیشتر عاشقش میشود — اما آیا موفق به گرفتن آن بوسه میشود؟ آیا اورسولا اجازه خواهد داد؟
این نسخه هیچگاه به پای نسخه 1989 نمیرسد. فضای کلیشهای و بیشازحد تولیدشدهای دارد که شبیه تئاتر موزیکال است، با بازیهایی سطحی و موسیقیگذاری اغراقشده. ظرافت و جذابیت شخصیتها و ترانهها زیر ارکستراسیونهای بزرگ گم شده است. بیلی قطعاً میتواند بخواند، اما در اجرا بیشتر به توانایی فریاد زدن و اوجگیری صوتی تکیه دارد تا انتقال احساساتی که برای جذابیت داستان لازم است. مککارتی تا حدی مؤثر است — اگر فقط برای چند ثانیه آرام بماند — و این مسئله به یکی دیگر از ناامیدیهای فیلم مربوط میشود: چرا این داستان را به لایو اکشن تبدیل کردهاند؟ نه داستان و نه فیلم از ادغام شلوغ CGI و تصاویر واقعی سودی نمیبرند. مانند بازسازی اخیر «شیرشاه»، متن ترانهها به دلایلی نامشخص دوباره کار شدهاند — اینبار توسط لین-مانوئل میراندا — و ترانه «The Scuttlebutt» بیش از حد آزاردهنده است. چیزهایی که قبلاً خوب بودند چرا باید اصلاح میشدند؟ در برخی لحظات کمی شیمی بین بیلی و هاور-کینگ وجود دارد، اما در مجموع این بازنگری طولانی و غیرضروری از یک قصهٔ پریان است که به نظرم بیشتر به این دلیل ساخته شده که میشد بسازند، نه اینکه باید ساخته میشد. ناامیدکننده است.
از سوی دیگر، فیلم در تقریباً همه جنبههای روایی نسبت به اصل غنا مییابد؛ قوسهای آریل و اریک عمیقتر شده و همان تمهای اصلی بدون از دست رفتن ماهیت نسخه قبلی کاوش میشوند. رابطه بین شخصیتهای اصلی بیتردید پیچیدهتر و از نظر احساسی تأثیرگذارتر شده، در حالی که شخصیتهای فرعی — بهویژه سباستین و اسکاتل — همچنان واقعاً خندهدارند. هالی بیلی بسیار تأثیرگذار است و بازیگران او را بهخوبی همراهی میکنند. با این حال، مشکلاتی هم هست: ترانههای جدید در بیشتر موارد فراموششدنیاند؛ جلوههای بصری بهتر از انتظارند ولی حس محصور بودن در دیوارهای ساختگی همواره همراه است؛ و اورسولا ظرفیتهای کشفنشدهای دارد که بهخوبی استفاده نشدهاند. با این حال، این یکی از بهترین بازسازیهای لایواکشن دیزنی در سالهای اخیر است و ارزش دیدن را دارد، خصوصاً برای کودکانی که نیاز به الهام دارند.
وقتی دیزنی تصمیم به بازسازی یک کلاسیک انیمیشنی به لایواکشن میگیرد، ماشین بسیار کارآمدی است. آثار مختلفی با درجات گوناگون موفقیت و شکست پدید آمدهاند و «پری دریایی کوچولو» در محدودهای بالاتر از متوسط قرار میگیرد. نکاتی هست که خوب انجام شده (مککارتی با اجرای برجستهاش بهعنوان اورسولا صحنه را میرباید)، نکاتی که خوب نیستند (مدتزمان طاقتفرسا)، و چیزهایی که دوست ندارم دوباره ببینم (اجرای واقعاً بد «Under the Sea»)؛ اما روایت بازتصور شده فیلم به اندازهای جادو دارد که در مجموع طوفان را تاب بیاورد.
فیلم داستان کلاسیک آریل را دنبال میکند؛ دختری کنجکاو و پرجنبوجوش که آرزوی ماجراجویی روی خشکی را دارد. او کوچکترین دختر پادشاه تریتون است و طغیانخویترینشان. روزهایش را با کاوش در کشتیهای غرقشده و فرار از شکارچیان و انسانها با همراهی سباستین خرچنگ (با صدای دیوید دیگز) و دوست وفادار ماهیاش فلاوندر (با صدای جیکوب ترمبلی) میگذراند. در جستجوی دنیای فراتر از دریا، آریل با اورسولا معاملهای میکند تا با جادویی پاهای انسانی بگیرد اما در ازای آن صدایش را از دست میدهد؛ باید در چند روز بوسه عشق حقیقی را از شاهزاده جذاب اریک بگیرد یا با عواقب جدی روبهرو شود.
داستان اصلی حفظ شده و قصهٔ پریان حالتی قدیمی دارد؛ ایده ازدواج با یک شاهزاده خوشقیافه در چند روز ناخوشایند به نظر میرسد، حتی اگر فیلمی فانتزی باشد. بخش زیادی از اکشن در قالب لایواکشن جدیتر و دلخراشتر جلوه میکند؛ مارماهیهای ترسناک منفجر میشوند و یک کشتی غرقشده به آتش کشیده میشود. بدترین نکته در ترجمهٔ انیمیشن به لایواکشن احتمالاً سباستین و فلاوندر است؛ دیدن همراهان آریل بهصورت ماهی و خرچنگ واقعگرایانهای که حرف میزنند شوکهکننده و یکی از آزاردهندهترین وجوه فیلم است و گذشتن از شوک اولیه نیاز به اراده دارد.
فیلمبرداری تیره و کمروح است (هرچند واقعاً شبیه فیلمبرداری زیر آب به نظر میرسد) و کارگردانی راب مارشال در حد قابل قبول ولی نه بیشتر است. فیلم تکهتکه، کند و طولانی است و بزرگترین شکست آن نامتعادل بودن ریتم است. برخی بخشهای جذاب داستان با شتاب رد میشوند در حالی که لحظاتی که باید باشکوه باشند بهخوبی اجرا نشدهاند؛ چرا بخشهای دراماتیکتر را شتاب میدهند تا در عوض به یک نبرد پایانی ضعیف بین اورسولا و قهرمان فیلم برسند؟ این مسئله خیلی از جادوی زیر دریا را پاک میکند.
بازیگران کمک میکنند فیلم روی آب بماند و اجراها همگی محکماند. مککارتی برجسته است و دیگز به سباستین جان تازهای میبخشد. انتخاب آکوافینا برای صدای مرغ دریایی دانا (اسکاتل) الهامبخش بوده و نسخه بهروزش از شخصیت بسیار مناسب فیلم است. شاید بزرگترین قوت فیلم شیمی غیرقابلمقاوم میان هاور-کینگ و بیلی باشد؛ دو بازیگری که با خوشقریبی نقشهای اصلی را بهخوبی ایفا میکنند. بیلی آریل بسیار خوبی است؛ تعادل عالی بین معصومیت، کنجکاوی و لجبازی پیدا میکند و او شاهزادهای غیرتهدیدکننده و مناسب نقش «پرنس جذاب» است.
بزرگترین نکته درست فیلم حفظ آرایشهای اصلی ترانههای آلن منکن و هاوارد اشمن است (بیتهای بهروزشده که برخی اشعار قدیمی و مشکلدار را حذف کردهاند، خوب انجام شده و اندک قابلتشخیصاند). قطعات محبوبی مانند «Part of Your World» و «Kiss the Girl» قدرت احساسی بزرگی دارند که فوراً مخاطب را با اثر پیوند میدهد، حتی اگر خود فیلم متوسط باشد. احتمالاً ساندترک باعث شده فیلم بهتر از آنچه هست به نظر برسد. آهنگهای جدید، از جمله قطعهٔ کودکپسند «The Scuttlebutt» با اشعار لین-مانوئل میراندا، بیشازحد معاصر به نظر میرسند اما سرگرمکنندهاند و زمانی که فیلم کشدار میشود کمی شادابی میآورند.
«پری دریایی کوچولو» فیلمی فوقالعاده نیست، اما یکی از بازسازیهای بهتر دیزنی است زیرا به منبع وفادار مانده؛ بهاندازهای جادو، ماجراجویی و رومانس دارد که تجربهای رضایتبخش برای کل خانواده فراهم کند.
در مجموع، این یکی از بازسازیهای نسبتاً خوب دیزنی است؛ من حتی آن را در سطحی مشابه با فیلم انیمیشنی 1989 میدانم، اگرچه خودم نسبت به آن نسخه دلبستگی خاصی ندارم. هالی بیلی آریل خوبی ساخته است. دیوید دیگز، خاویر باردم و ملیسا مککارتی در نقشهایشان محکم ظاهر شدهاند؛ با اینکه از مککارتی بهعنوان اورسولا کاملاً قانع نشدهام اما تماشای او همچنان لذتبخش است. آکوافینا در نقش اسکاتل شاید محبوبترین شخصیت من بود. از نظر بصری هم جلوهها خوباند؛ هم بخشهای زیر آب و هم سکانسهای روی خشکی چشمنوازند. از نظر موسیقایی همانطور که انتظار میرود خوب است؛ «Under the Sea» و البته ترانههای آریل قویاند، و «The Scuttlebutt» بهنوعی بهتر از آنچه انتظار میرفت جواب میدهد. شاید میشد مدتزمان فیلم کمی کوتاهتر باشد، اما این مسئله چندان بزرگ نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران